3 دقیقه
او توضیح داد؛ آن هم سریع. تیتر، تند و نیشدار بود، اما توضیح بعدی لبههای آن را نرمتر کرد.
مصطفی سلیمان، مدیر واحد هوش مصنوعی مایکروسافت، اخیرا از یک پیشبینی تند و خبرساز فاصله گرفت؛ پیشبینیای که میگفت هوش مصنوعی بهزودی بخشهای گستردهای از کارهای اداری را در اختیار خواهد گرفت. ماجرا از آنجا شروع شد که فایننشال تایمز از او نقل کرد بسیاری از وظایف مرتبط با حرفههایی مانند حقوق، حسابداری و مدیریت پروژه میتوانند ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه آینده بهطور کامل خودکار شوند. این جمله خیلی سریع پخش شد. بعد از آن هم نگرانی شکل گرفت و البته خوشبینی نیز.
سلیمان در یکی از قسمتهای بعدی پادکست دیکودر، با برداشتی که از گفتههایش شده بود مخالفت کرد. او روی یک تمایز کلیدی تاکید کرد که کل چارچوب بحث را تغییر میدهد: وظایف در برابر شغلها. او گفت منظورش وظایف مشخص و جداگانه بوده است، نه حذف کامل و یکباره کل حرفهها.
این موضوع در عمل چه معنایی دارد؟ به کارهای سهدقیقهای فکر کنید: نوشتن ایمیلهای روزمره، آمادهسازی فایلهای ارائه، خلاصهکردن جلسهها. اینها وظیفهاند. ساختارشان جداشدنی و ماژولار است. ماشینها در انجام آنها بسیار توانمند شدهاند و شرکتها هم مشتاق افزایش بهرهوری با کمک هوش مصنوعی هستند. در مقابل، شغلها از مجموعهای از همین وظایف شکل میگیرند؛ بعضی تکراری، بعضی راهبردی و بعضی اجتماعی. جایگزینکردن یک وظیفه ۲۰ دقیقهای، همان جایگزینکردن یک مسیر شغلی کامل نیست.

در اینجا الگویی دیده میشود که برای هر کسی که موجهای قبلی اتوماسیون را دنبال کرده باشد، آشناست. ابتدا ابزارهایی میآیند که چند دقیقه از فرایندهای تکراری کم میکنند. سپس بهمرور، جریانهای کاری از نو طراحی میشوند و نقشها تغییر میکنند. افراد به سمت کارهایی میروند که به قضاوت، رابطهسازی و تجربه تخصصی نیاز دارد؛ همان بخشهای پیچیده، زمینهمند و انسانی که ماشینها هنوز در آنها با چالش روبهرو هستند.
با این حال، سرعت تغییر اهمیت زیادی دارد. بازه زمانی اولیهای که سلیمان مطرح کرده بود، یعنی همان پنجره ۱۲ تا ۱۸ ماههای که فایننشال تایمز به آن اشاره کرد، دلیل نگرانی بسیاری از افراد بود. خودکارسازی سریع وظایف رایج اداری میتواند کار روزانه را بهشدت دگرگون کند: ساعتهای کمتری برای امور اداری صرف شود و زمان بیشتری برای نظارت، خلاقیت و حل مسئله باقی بماند. اما اگر شرکتها بیش از حد سریع حرکت کنند یا بدون ارتقای مهارت کارکنان پیش بروند، این تغییر میتواند نظام پرداخت، برنامههای استخدامی و طراحی سازمانی را مختل کند.
پس مدیران و کارکنان باید به چه چیزهایی توجه کنند؟ به جای عنوانهای شغلی، جریانهای کاری را بررسی کنید. کجا وظایف تکرار میشوند؟ کدام وظایف قانونمحور و مبتنی بر دادهاند؟ همینها نخستین هدفهای اتوماسیون و هوش مصنوعی سازمانی خواهند بود. همزمان، باید روی تواناییهایی سرمایهگذاری کرد که ماشینها بهسادگی نمیتوانند از آنها کپیبرداری کنند: مذاکره، روابط با مشتری، قضاوت میانرشتهای و استدلال اخلاقی.
آیا این توضیح آرامشبخش است؟ بستگی دارد از چه زاویهای نگاه کنید. برای نوآوران و کسانی که به دنبال بهرهوری بیشتر هستند، اینکه ماشینها کارهای خستهکننده را بر عهده بگیرند، رهاییبخش است. برای متخصصانی که نگران درآمد و مسیر شغلی خود هستند، این خبر نگرانکننده به نظر میرسد. هر دو واکنش قابل درک است.
توضیح سلیمان بحث بزرگتر را از بین نمیبرد: هوش مصنوعی با چه سرعتی صنایع را بازطراحی میکند و وقتی این اتفاق بیفتد، چه کسانی سود میبرند؟ پاسخ این پرسشها بهتدریج و در اتاقهای سیاستگذاری، راهبردهای منابع انسانی و محیطهای واقعی کار مشخص خواهد شد، نه با یک تیتر خبری.
جمعبندی ساده است: آینده احتمالا کار را بازتوزیع میکند، نه اینکه آن را یکشبه حذف کند؛ اما این گذار نابرابر خواهد بود و پیامدهای آن کاملا جدی است.














نظر بگذارید
نظرات (3)
ظاهرش آرامش بخشه ولی هنوز سوالا هست؛ کی سود میبره؟ کی از تغییر جا میمونه؟ سیاست و آموزش باید جلوتر باشن وگرنه بیعدالتی شدید میشه
تو شرکت ما همین حالا هم روتینای ۱۰دقیقهای رو ربات انجام میده، بعد کارها عوض شد، بعضیا ارتقا گرفتن بعضیا نه. باید مراقب باشیم، آموزش لازمه
این ۱۲-۱۸ ماه واقعیه؟ خیلی زود به نظر میاد… اگه شرکتها بدون آموزش عجله کنن خیلیا زمین میمونن، نگرانم