5 دقیقه
یک ردیف ساده در اسناد محرمانه مانند صدای رعد فرود آمد: زیان خالص حدود ۳۵.۹ میلیارد یورو در سال ۲۰۲۵. این عدد شبیه تیتر جنجالی یک پرونده قضایی به نظر میرسد، اما داستان پشت آن آشفتهتر، پرصداتر و بسیار روشنگرتر از چیزی است که درباره شیوه رشد شرکتهای مدرن هوش مصنوعی تصور میکنیم.
درآمد بزرگ، صورتحسابهای بزرگتر
درآمد اصلی اوپنایآی جهش کرد: درآمد از حدود ۳.۴۰ میلیارد یورو در سال ۲۰۲۴ به نزدیک ۱۲.۰۲ میلیارد یورو در سال ۲۰۲۵ رسید. دریافتهای ماهانه تا پایان ۲۰۲۵ به حدود ۱.۸۴ میلیارد یورو نزدیک شد، در حالی که فقط یک سال پیش، درآمد فصلی حدود ۹۲۰ میلیون یورو بود. چنین رشدی کمیاب است. اما همین رشد، پول نقد را مثل کوره میسوزاند.
هزینهها همزمان با درآمد منفجر شد. مجموع هزینهها در سال گذشته به حدود ۳۱.۳ میلیارد یورو رسید. هزینههای تحقیق و توسعه بیش از دو برابر شد و به حدود ۱۷.۶۵ میلیارد یورو رسید و از این رقم، نزدیک به ۹.۷۴ میلیارد یورو به یک شریک واحد پرداخت شد: مایکروسافت. هزینههای فروش و بازاریابی نیز افزایش یافت و از حدود ۱.۰۲ میلیارد یورو به ۵.۲۷ میلیارد یورو رسید. در مجموع، مخارج عملیاتی از حدود ۸.۰۸ میلیارد یورو در سال ۲۰۲۴ به نزدیک ۱۹.۲۵ میلیارد یورو در سال ۲۰۲۵ افزایش پیدا کرد.
پس چطور شرکتی که درآمدش را چندین برابر کرده، همچنان چنین زیان بزرگی گزارش میکند؟ پاسخ کوتاه این است: پیچیدگیهای حسابداری و میل شدید به هزینهکردن، متناسب با بلندپروازی شرکت.

حسابداری یکباره و سایه بدهی قابل تبدیل
بخشی از زیان ۳۵.۹ میلیارد یورویی به یک هزینه حسابداری مربوط است که با ساختار پیشین شرکت و ابزارهای سرمایهگذاری آن پیوند دارد. پیش از آنکه اوپنایآی به یک شرکت منفعت عمومی تبدیل شود، حامیان اولیه حقوق قابل تبدیلی داشتند که طبق قواعد حسابداری ایالات متحده بهعنوان بدهی در نظر گرفته میشد. وقتی ارزشگذاری اوپنایآی افزایش یافت، ارزش این ابزارها هم دوباره ارزیابی شد و در نتیجه، یک ضربه حسابداری غیرنقدی حدود ۲۷.۶ میلیارد یورویی ایجاد کرد. افراد آگاه میگویند پس از بازسازی ساختار شرکتی، بعید است این هزینه دوباره تکرار شود.
این نکته مهم است. اگر اثر تجدید ارزیابی را کنار بگذاریم، زیان تیترساز به شکل قابل توجهی کمتر میشود. اما حتی بدون این هزینه یکباره، کسبوکار همچنان بسیار پرهزینه است و همین هزینههای روزمره واقعیت سختی است که سرمایهگذاران با دقت بررسی خواهند کرد.
نگران شدهاید؟ بهتر است به جای نگرانی، کنجکاو باشید. سوخت نقدینگی بالا بخشی از الگوی بازی است، وقتی محصول یک پلتفرم هوش مصنوعی باشد که برای حفظ جایگاه خود به آموزش مجدد مداوم، مدلهای جدید و مقیاس جهانی نیاز دارد.
تامین مالی مسیر پیش رو
چه کسی هزینه این مسیر را میپردازد؟ تا اینجا، سرمایهگذاران. در ماه مارس، اوپنایآی حدود ۱۱۲.۲۴ میلیارد یورو سرمایه جدید جذب کرد و ارزشگذاری خصوصی شرکت را به حدود ۷۸۳.۸۴ میلیارد یورو رساند. سپس مدیران اسناد محرمانهای را نزد نهاد ناظر اوراق بهادار ایالات متحده ثبت کردند؛ اقدامی که نشانه برنامه برای عرضه اولیه سهام است و هدف آن میتواند عبور ارزشگذاری از معادل ۹۲۰ میلیارد یورو باشد.
رقبا نیز با سرعت در حال حرکتاند. آنتروپیک یک دور بزرگ تامین مالی را بست که معادل حدود ۵۹.۸ میلیارد یورو بود و ارزشگذاری آن را به نزدیک ۸۲۸ میلیارد یورو رساند. این شرکت نیز به صورت محرمانه برای ورود به بازار سهام اقدام کرده است. نتیجه، بازاری است که در آن ارزشگذاریهای خصوصی خیرهکننده به خط مبنایی تبدیل میشود که رقبا باید به آن برسند یا از آن عبور کنند.
اما سرمایه خصوصی همیشگی نیست. تبدیل این ارزشگذاریهای روی کاغذ به کسبوکارهای پایدار در بازار عمومی، نیازمند مسیری روشن به سوی سودآوری است. مدیران اوپنایآی به سرمایهگذاران گفتهاند انتظار دارند شرکت تا سال ۲۰۳۰ به سودآوری کامل برسد. این زمانبندی یک وعده است، نه تضمین.
پس برای رسیدن به آن نقطه چه اهرمهایی وجود دارد؟ واضحترین اهرم، کنترل هزینههاست. سنگینترین ردیفهای هزینه مربوط به توسعه و آموزش مدلها، بهعلاوه پردازش شخص ثالث و مشارکتهای ابری است. مهار این هزینهها بدون کند کردن نوآوری محصول، اصلیترین توازن دشوار پیش روی شرکت است.
اهرم دیگر، درآمدزایی است: تبدیل رشد سریع کاربران و پذیرش سازمانی به جریانهای درآمدی تکرارشونده با حاشیه سود بالاتر. قیمتگذاری، شراکتها و بستهبندی محصولات تعیین میکند که آیا رشد در نهایت از هزینهها جلو میزند یا نه.
سرمایهگذاران و رقبا حاشیه سود را از نزدیک زیر نظر خواهند داشت. از یک سو، زیان عملیاتی بهعنوان درصدی از درآمد، سال به سال از حدود ۲۳۷ درصد به ۱۶۰ درصد بهبود یافته و نوعی اهرم عملیاتی را نشان میدهد. از سوی دیگر، سوخت نقدی مطلق همچنان قابل توجه است و پاسخ میطلبد.
خلاصه اینکه این اعداد هم نگرانکنندهاند و هم قابل پیشبینی. آنها نشان میدهند رقابت برای رهبری در فناوریای که به مقیاس پاداش میدهد و تردید را تنبیه میکند، چقدر هزینه دارد. جهش حسابداری بخشی از درام را توضیح میدهد، اما آزمون اصلی همچنان این است که آیا اوپنایآی میتواند پیش از کم شدن صبر حامیان ثروتمندش، شتاب بازار را به عملیات پایدار و سودآور تبدیل کند یا نه.
همین تنش میان رشد برقآسا و نیاز به انضباط، نه فقط فصل بعدی اوپنایآی، بلکه مسیر بلوغ صنعت هوش مصنوعی در بازارهای عمومی را تعریف خواهد کرد.














نظر بگذارید
نظرات (4)
احساسم اینکه این هیجان قیمتی بیش از حده، ارزشگذاریهای خصوصی دارن یه معیار غیرواقعی میسازن. باید دید در بازار عمومی چی میشه، وگرنه حباب محتمله
نکته جالب اینکه رشد کاربران و سرمایهگذاری عظیم، انتظار سود تا ۲۰۳۰ رو ساخته؛ منطقا منطقیه اما مسیر پر از چالش، کنترل هزینه مهمه
این گزارش چقدر قابل استناد؟ اون ۲۷.۶ میلیارد، یه ضربه حسابداریه که میگن تکرار نمیشه، ولی آیا واقعاً؟ کجای داستان مخفی شده هنوز...
وااای، این اعداد شوکهکنندهان؛ درآمد چند برابر شده ولی هزینهها هم مثل آتیش میسوزونن. مایکروسافت نزدیک ۹.۷ میلیارد؟ عجیبه…