4 دقیقه
روی نمایشگر یک آزمایشگاه، پروتئینی ناگهان سر جای خود چفت میشود. همهچیز تقریبا بیزحمت به نظر میرسد. اما این تصویر فریبنده حاصل سالها کار و ذهنی است که نامش به نمادی برای یک انقلاب علمی تبدیل شده است: جان جامپر.
جامپر، که همراه با دمیس هاسابیس و دیوید بیکر برنده مشترک جایزه نوبل شیمی ۲۰۲۴ شد، هسته اصلی آلفافولد را ساخت؛ سامانه هوش مصنوعیای که علم پروتئین را دگرگون کرد. آلفافولد توانسته است ساختارهای سهبعدی بیش از ۲۰۰ میلیون پروتئین را از روی توالی اسیدهای آمینه آنها پیشبینی کند. این دستاورد یک پیشرفت جزئی نبود. سالها از زمانبندی پژوهشهای زیستی کاست و به ابزاری عملی برای طراحی واکسن، تحقیقات سرطان و مقابله با مقاومت آنتیبیوتیکی تبدیل شد.
وقتی استعداد، قواعد بازی را بازنویسی میکند
جامپر پس از حدود ۹ سال فعالیت در دیپمایند، به آنتروپیک پیوسته است. این جابهجایی تنها دو روز پس از آن رخ داد که نوآم شزیر، از مدیران ارشد مهندسی گوگل، راهی اوپنایآی شد. زمانبندی اهمیت دارد. این یک جابهجایی تصادفی نیروی انسانی نیست. یک نشانه است.
چرا اکنون؟ استارتاپهایی مانند آنتروپیک و اوپنایآی دیگر فقط رقیبان تازهوارد نیستند. آنها وعده تصمیمگیری مسطحتر، موانع اداری کمتر و تمرکز کامل بر رساندن هوش مصنوعی به مرزهای تازه را میدهند. برای دانشمندانی که میخواهند دانش عمیق تخصصی را با مهندسی چابک ترکیب کنند، چنین محیطی میتواند بسیار وسوسهکننده باشد.

اقدامهای اخیر آنتروپیک تصویر را روشنتر میکند. این شرکت در ماه آوریل استارتاپ زیستفناوری کوفیشنت بایو را با معاملهای حدود ۳۷۰ میلیون یورو به صورت سهام خرید؛ حرکتی راهبردی برای آوردن تخصص مدلسازی مولکولی به درون مجموعه خود. تیم سلامت و علوم زیستی آنتروپیک بهصورت عمومی اعلام کرده است که میخواهد کلاد، هوش مصنوعی این شرکت، بخش معناداری از کار جهانی در علوم زیستی را بر عهده بگیرد. افزودن یک برنده نوبل که نگاه ما به تاخوردگی پروتئینها را از نو تعریف کرد، به این جاهطلبی پشتوانهای محکم از اعتبار علمی میدهد.
جامپر برای یک برنده نوبل جوان است. او متولد ۱۹۸۵ است، دکترای شیمی نظری خود را از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد و جوانترین برنده جایزه نوبل شیمی در بیش از هفت دهه اخیر شد. کار او روی آلفافولد فقط یک افتخار دانشگاهی نیست؛ ابزاری است که بیش از دو میلیون دانشمند در ۱۹۰ کشور از آن استفاده میکنند و تلاشهایی از واکسن مالاریا تا درمانهای جدید سرطان را شتاب میدهد.
آنتروپیک نقش دقیق جامپر را اعلام نکرده است. این سکوت تصادفی نیست. استخدامهای راهبردی میتوانند کارکردهای گوناگونی داشته باشند: هدایت پژوهش، اعتباربخشی به نقشه راه یا باز کردن درهای همکاری با شرکتهای زیستفناوری. آنچه روشن است، این است که تخصص او با حرکت آنتروپیک بهسوی مدلسازی زیستی و کاربردهای پزشکی مدلهای بزرگ همراستا است.
لایه دیگری هم وجود دارد. آنتروپیک در حال آمادهسازی یک رویداد علمی مهم در ۳۰ ژوئن است. ورود دانشمندی با جایگاه جامپر توجه زیادی جلب میکند؛ توجهی که برای شرکتی درگیر نظارتهای شدید حقوقی و مقرراتی از سوی مقامات آمریکا سودمند است. استعداد میتواند نورافکن باشد. گاهی هم میتواند سپر باشد.
پس در عمل چه چیزی تغییر میکند؟ برای دیپمایند، این یک افت شتاب در حوزهای مشخص است؛ جایی که دانش تخصصی و مهندسی مدل به هم میرسند. برای آنتروپیک، این جابهجایی تقویت اعتبار و یک مزیت تاکتیکی است، آن هم در زمانی که رقابت برای تجاریسازی کاربردهای زیستعلمی هوش مصنوعی داغتر میشود. برای کل این حوزه نیز یک واقعیت سخت را برجسته میکند: تقاضا برای دانشمندان برجسته هوش مصنوعی آنقدر بالاست که استارتاپهای چابک میتوانند با وعده مأموریتهای متمرکز و بوروکراسی کمتر، از شرکتهای قدیمی پیشی بگیرند.
پرسش بزرگتر اکنون این نیست که چه کسی در رقابت جذب نیرو پیروز شد. پرسش این است که بازتوزیع استعدادها چگونه تعیین میکند چه موضوعاتی پژوهش شوند و دستاوردهای علمی با چه سرعتی به بیماران برسند. آیا در آغاز عصری تازه هستیم که در آن مدلهای اختصاصی هوش مصنوعی موج بعدی کشفهای زیستی را هدایت میکنند؟ به نمایشگرهای آزمایشگاه نگاه کنید. شاید پاسخ را همانها به شما بگویند.














نظر بگذارید
نظرات (3)
دیدم شبیه تعویض بازیکنای فوتبال شده؛ استعدادها جابهجا میشن اما آیا واقعا سرعت رسیدن درمانها به بیمار بیشتر میشه؟ کمی بدبینم ولی منتظرم ببینم.
واقعاً همهچیز اینقدر سادهست؟ انتقال ستارهها به استارتاپ یعنی علم سریعتر میشه یا فقط اعتبار برا تبلیغات؟ امیدوارم نتیجه به بیماران برسه...
واااا جامپر رفت آنتروپیک؟! یه برنده نوبل که آلفافولد رو ساخته... معلومه رقابت تند شده. نگرانم پژوهش فقط تجاری بشه، اما شاید هم اتفاق خوبیه؟