3 دقیقه
امتیازهای بنچمارک و بحثهای مربوط به جدولهای رتبهبندی را فراموش کنید. ساتیا نادلا میخواهد یک عدد همه این سر و صداها را کنار بزند: رشد اقتصاد جهانی.
وقتی از مدیرعامل مایکروسافت درباره جاهطلبی این شرکت برای دهبرابر کردن درآمد هوش مصنوعی پرسیدند، او پاسخی بر محور درآمد نداد. در عوض به موضوعی بزرگتر اشاره کرد: عملکرد کلی اقتصاد جهان. به باور او، اهداف مالی کوتاهمدت زمانی معنا دارند که هوش مصنوعی واقعا بتواند بهرهوری را در مقیاس وسیع افزایش دهد.
معیار سختگیرانه نادلا
او یادآور میشود که اقتصادهای توسعهیافته امروز بهسختی در حال حرکتاند. نرخهای رشد حدود ۲ درصد، پس از تعدیل اثر تورم، چیزی نزدیک به رکود محسوب میشوند. این یک مسئله جدی است. با وجود همه هیاهویی که پیرامون هوش مصنوعی عمومی شکل گرفته، پرسش فوری این نیست که کدام مدل در یک آزمون بنچمارک برنده میشود. پرسش اصلی این است که آیا هوش مصنوعی میتواند رشد جهانی را دوباره به ارقام بالای تکرقمی برساند یا نه؛ ارقامی که بیش از بهروزرسانیهای تدریجی، یادآور انقلابهای صنعتی هستند.
به گفته او، آزمون واقعی این است که آیا اقتصاد جهان میتواند رشد حدود ۷ تا ۱۰ درصدی را بهطور پایدار حفظ کند یا خیر.

این نوع نگاه، محل جستوجوی ما برای سنجش موفقیت را تغییر میدهد. تمرکز را از معیارهای مجموعه مدلها به ورودیهای گسترده اقتصادی منتقل میکند: افزایش بهرهوری، تقویت نیروی کار، شکلگیری صنایع تازه و زنجیرههای تأمین سریعتر. همچنین تعریف برندگان و بازندگان را بازنویسی میکند. به گفته نادلا، بزرگترین منافع لزوما نصیب چند شرکتی نمیشود که مدلها را میسازند. بیشترین بازده به صنایعی میرسد که هوش مصنوعی را مانند ابزاری شبیه کالای عمومی به کار میگیرند و آن را در سراسر زنجیرههای ارزش گسترش میدهند.
به هوش مصنوعی به چشم زیرساخت نگاه کنید، نه صرفا محصولی با برچسب قیمت. شرکتهای خدمات عمومی همه ارزش برق را تصاحب نمیکنند. آنها به کارخانهها، خدمات و حتی مناطق کامل امکان میدهند متفاوت عمل کنند. هوش مصنوعی نیز اگر در حوزههایی مانند سلامت، تولید، لجستیک و آموزش بهدرستی بهکار گرفته شود، میتواند چنین تغییر سیستمی ایجاد کند. اما آیا واقعا چنین خواهد شد؟ این همان شاخصی است که نادلا از ما میخواهد زیر نظر بگیریم.
او درباره محدودیتهای سنجههای فعلی ما صریح است. بنچمارکها و دستاوردهای آزمایشگاهی برای پژوهشگران مفیدند. اما اینها با تحول اقتصادی در دنیای واقعی یکی نیستند. سرعت استنتاج و رتبه در جدولهای مقایسه بهطور مستقیم به تولید ناخالص داخلی بالاتر یا رفاه فراگیرتر تبدیل نمیشود.
پس سیاستگذاران و رهبران کسبوکار باید از اینجا به کجا بروند؟ در گام نخست، گفتوگو باید از درآمدزایی کوتاهمدت فراتر برود. سرمایهگذاری در مهارتها، زیرساخت داده، شفافیت مقرراتی و سازوکارهای توزیع اهمیت دارد. بدون این عوامل، فناوری به جای گسترش منافع، آنها را در نقطهای محدود متمرکز میکند.
آیا هوش مصنوعی میتواند دورهای از رشد دوباره را رقم بزند؟ ممکن است. اما فقط در صورتی که پذیرش آن گسترده باشد، بهبودهای بهرهوری در خروجیهای قابل اندازهگیری دیده شود و جامعه در سیستمهایی سرمایهگذاری کند که توانایی فنی را به فعالیت اقتصادی تبدیل میکنند. پیام نادلا ساده و در عین حال نگرانکننده است: تا وقتی این اعداد افزایش پیدا نکنند، نقاط عطف فنی صرفا دستاوردهایی جذاب برای آزمایشگاهها هستند، نه شواهدی از پیشرفت اجتماعی.




نظر بگذارید
نظرات (3)
من تو شرکت خودمون دیدم AI بهرهوری رو بالا برد اما سودش فقط دست یه تیم موند، نادلا حق داره؛ بدون زیرساخت و مهارت، فایده تقسیم نمیشه.
۷ تا ۱۰ درصد رشد پایدار؟ جدی میگید؟ اگه پذیرش گسترده نباشه همهش حرف میمونه، سیاست و سرمایهگذاری لازمه.
نادلا درست میگه؛ بنچمارکها جذابن ولی معنیدار وقتی که بهرهوری واقعی و رشد جهانی نباشه. باید سراغ آموزش، زیرساخت و توزیع مزایا بریم، نه فقط نمایشگاه مدلها.