چهره متفاوت سم آلتمن در پشت پرده هوش مصنوعی

گزارش تازه نیویورکر تصویری بحث‌برانگیز از سم آلتمن ارائه می‌دهد؛ مدیری که با اقناع، وعده‌های متغیر و مذاکرات پیچیده، در مرکز رقابت هوش مصنوعی قرار گرفته است.

4 نظرات
چهره متفاوت سم آلتمن در پشت پرده هوش مصنوعی

6 دقیقه

برای مردی که یکی از قدرتمندترین شرکت‌ها در حوزه هوش مصنوعی را می‌سازد، سم آلتمن همیشه نوع خاصی از جذابیت را برانگیخته است. تحسین، سوءظن و حتی ترس. جرقه تازه از یک گزارش طولانی در نیویورکر می‌آید که رئیس OpenAI را استاد متقاعدسازی ترسیم می‌کند؛ کسی که دقیقا می‌داند چگونه تردیدکنندگان را با خود همراه کند و بعد آنان را با این پرسش تنها بگذارد که واقعا به چه چیزی، اگر اصلا چیزی باشد، می‌توانند اعتماد کنند.

به گفته این مطلب، چندین چهره آگاه از دنیای فناوری آلتمن را فردی وسواس‌گونه در جلب محبوبیت توصیف می‌کنند، اما در عین حال او را کسی می‌دانند که هر آنچه در لحظه لازم باشد می‌گوید تا دیگران را در مسیر خودش نگه دارد. یکی از اعضای پیشین هیئت‌مدیره OpenAI حتی یک قدم فراتر رفته و او را «سایکوپات» خوانده و استدلال کرده که او می‌تواند به شکلی نگران‌کننده نسبت به پیامدهای تحریف حقیقت، بی‌تفاوت باشد.

پیشنهادی صیقل‌خورده و خطی متغیر

روایت نیویورکر نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین نقطه قوت آلتمن شاید نبوغ فنی نباشد، بلکه تنظیم دقیق هیجانی باشد. گفته می‌شود او توانایی خارق‌العاده‌ای در خواندن فضا، هم‌سو کردن خود با اولویت‌های مهندسان، سرمایه‌گذاران و نهادهای نظارتی، و ارائه خود به‌عنوان فردی که بیش از همه قادر است از نگرانی‌های آنان محافظت کند، دارد.

منتقدان می‌گویند همین مهارت می‌تواند به دام تبدیل شود. در این مقاله، آلتمن فردی تصویر شده که از ایمنی هوش مصنوعی به‌عنوان ابزاری برای اقناع استفاده می‌کند؛ در صورت نیاز، به افراد نگران اطمینان می‌دهد و سپس وقتی فشار کم می‌شود، مسیر دیگری را در پیش می‌گیرد. اتهام فقط این نیست که او جاه‌طلب است. مسئله این است که جاه‌طلبی او در قالب وعده‌هایی عرضه می‌شود که شاید برای مدت طولانی معتبر نمانند.

آرون سوارتز، برنامه‌نویس فقید و کنشگر اینترنتی که در سال‌های نخست Y Combinator با آلتمن برخوردهایی داشت، بنا بر این روایت به دوستانش هشدار داده بود که نمی‌توان به او اعتماد کرد. سوارتز گفته بود: «او هر کاری می‌کند.» این جمله با توجه به نفوذ سوارتز در فرهنگ فناوری و جدیتی که امروز برای سخنان او قائل می‌شوند، سایه‌ای سنگین‌تر پیدا می‌کند.

این مقاله همچنین به یک اتهام بسیار جدی از سوی خواهر آلتمن بازمی‌گردد؛ او شکایتی حقوقی ثبت کرده و مدعی آزار جنسی در طول سال‌هایی طولانی، از دوران کودکی، شده است. آلتمن به همراه مادر و برادرانش این ادعاها را رد کرده‌اند. این اتهامات همچنان بخشی از بحث عمومی گسترده‌تر درباره چهره‌ای است که نفوذش اکنون بسیار فراتر از سیلیکون‌ولی رفته است.

بعد نوبت به بخش تجاری می‌رسد، جایی که این تصویر حتی تیزتر می‌شود. چند نفر که نیویورکر از آنان نقل کرده، آلتمن را کمتر یک سازنده به معنای مهندسی و بیشتر یک معامله‌گر تمام‌عیار توصیف می‌کنند؛ کسی که می‌تواند سرمایه‌گذاران، مدیران و همکاران را قانع کند که ارزش‌های او همان ارزش‌های آنان است.

یکی از مدیران فناوری این را «ترفندهای ذهنی جِدای» نامید. عبارت شاید رنگ‌وبو داشته باشد، اما معنایش به‌اندازه کافی صریح است. افراد پس از گفت‌وگو با او با اطمینان، حتی با هیجان، بیرون می‌آیند و بعدتر متوجه می‌شوند که شاید زمین زیر پایشان جابه‌جا شده باشد.

یکی از روشن‌ترین نمونه‌های گزارش مربوط به داریو آمودئی، مدیرعامل Anthropic و از مدیران پیشین OpenAI است که در نهایت این شرکت را ترک کرد تا رقیبی متمرکز بر ایمنی هوش مصنوعی بسازد. بر اساس یادداشت‌هایی که نیویورکر بررسی کرده، آمودئی در جریان مذاکره بر سر یک سرمایه‌گذاری بزرگ مایکروسافت در سال 2019، فهرستی از الزامات ایمنی را مطرح کرد. آلتمن با آن موافقت کرد، دست‌کم روی کاغذ. اما وقتی توافق به مراحل پایانی نزدیک شد، آمودئی فهمید بندی تازه و بی‌سر‌وصدا، مهم‌ترین شرط فهرست او را تضعیف کرده است. وقتی این موضوع را با آلتمن مطرح کرد، گفته می‌شود رئیس OpenAI وجود همان بند را انکار کرد، با وجود این‌که آمودئی آن را برایش خواند.

ساتیا نادلا، مدیرعامل مایکروسافت، نیز در این مطلب به‌عنوان مدیری دیگر ظاهر می‌شود که در پی آلتمن گرفتار شده است. گفته می‌شود افراد داخل مایکروسافت می‌گویند این رابطه به‌دلیل اختلاف‌های مکرر بر سر توافق‌ها و انتظارات دچار تنش شده است. یکی از مدیران گفته آلتمن «واقعیت را تحریف کرده، دگرگون کرده، دوباره مذاکره کرده و از توافق‌ها عقب کشیده است»؛ مجموعه‌ای از اتهام‌ها که نه از یک لغزش، بلکه از یک الگو حکایت دارد.

امسال یک نقطه تنش دیگر هم به‌وجود آمد. در همان روزی که OpenAI دوباره مایکروسافت را به‌عنوان ارائه‌دهنده انحصاری مدل‌های هوش مصنوعی بدون حافظه خود تأیید کرد، همچنین یک توافق جداگانه 50 میلیارد دلاری با آمازون را برای پلتفرم Frontier خود در حوزه عامل‌های هوش مصنوعی اعلام کرد. طبق گزارش، مایکروسافت اعلام کرده بود که اگر لازم باشد آماده است این اقدام را به‌صورت حقوقی به چالش بکشد. در بخشی از صنعت که از پیش با رقابت بی‌رحمانه تعریف می‌شود، این نوع تنش می‌تواند خیلی سریع ائتلاف‌ها را بازترسیم کند.

همه افراد حاضر در این مقاله، آلتمن را یک شرور بزرگ که در سایه‌ها نقشه می‌کشد نمی‌بینند. سو یون، یکی از اعضای پیشین هیئت‌مدیره OpenAI، خوانش متفاوتی ارائه کرد. از نگاه او، آلتمن بیشتر از آن‌که مغز متفکر ماکیاولیستی باشد، فردی است که در دل شتاب خودش گرفتار شده و به آخرین پیشنهاد خود باور دارد، حتی وقتی دیگر با واقعیت هم‌خوان نیست.

یون گفت: «او بیش از حد در باور به خودش غرق شده است. بنابراین کارهایی می‌کند که اگر در دنیای واقعی زندگی کنید، هیچ معنایی ندارند. اما او در دنیای واقعی زندگی نمی‌کند.»

شاید این صریح‌ترین جمله در کل گزارش باشد. چون در رقابت هوش مصنوعی، باور می‌تواند نقش پول را بازی کند، اقناع می‌تواند قدرت باشد و اعتمادبه‌نفس می‌تواند میلیاردها دلار جابه‌جا کند. اما وقتی وعده‌ها شروع به لرزیدن می‌کنند، افراد دور میز معمولا متوجه می‌شوند. و از همان لحظه، اعتماد نخستین چیزی است که ترک برمی‌دارد.

ارسال نظر

نظرات

چرخآسمان

خوب مقاله تند و تیزه ولی یه خورده زیادی تئوریک شده، انگار همه چیز رو به سوءنیت ربط دادن. به هر حال، جای سوال داره.

مهدیار

منم تجربه‌اشو دیدم، مدیرانی که حرف قشنگ بلدند ولی عمل نه، اولش همه هیجان، بعدا خالی میشن. اگر این داستان واقعی باشه باید مراقب باشیم، واقعا.

بیوانیکس

آیا همه این روایت‌ها واقعی هستن؟ نیویورکر اغراق نکرده؟ حس میکنم یه لایه بیشتر لازمه، اما نشونش کجاست؟

دیتاپالس

وااای، چه آدم پیچیده‌ایه... جذبه و ترس با هم، هر بار بیشتر می‌خونم جا می‌خورم، یعنی واقعا بشه به همچین کسی اعتماد کرد؟

مطالب مرتبط