5 دقیقه
ایلان ماسک هرگز از مطرح کردن ادعاهای بزرگ ابایی نداشته است، اما این یکی با شدت خاصی توجهها را جلب کرد. روز پنجشنبه، پس از گزارشهای تازهای که نشان میداد خط قطار پرسرعتِ سالها بهتعویقافتاده کالیفرنیا ممکن است در نهایت 126 میلیارد دلار هزینه داشته باشد، ماسک با همان ترکیب آشنای اعتمادبهنفس و挑发 در شبکه X وارد بحث شد.
وقتی یکی از کاربران پیشنهاد داد که شاید این پول بهتر باشد صرف یارانه پروازهای رایگان میان لسآنجلس و سانفرانسیسکو برای چند دهه شود، ماسک حتی فراتر رفت. او گفت شرکت The Boring Company میتواند یک تونل هایپرلوپ میان مرکز سانفرانسیسکو و مرکز لسآنجلس را با کمتر از 5 درصد آن قیمت بسازد و آن را یک شگفتی فناوری نامید که از هر سیستم راهآهن پرسرعتی روی زمین برتر خواهد بود.
این ایده باشکوه به نظر میرسد. مشکل اینجاست که بیشتر در خیال ماسک وجود دارد.
هایپرلوپ، مفهوم حملونقل در لوله خلأ که زمانی هیجان سیلیکون ولی را برانگیخته بود، مدتهاست از سوی مهندسان و کارشناسان حملونقل غیرعملی، پرهزینه و بالقوه ناایمن توصیف میشود. با این حال، وقتی از او پرسیده شد چرا The Boring Company تاکنون چیزی نزدیک به آن چشمانداز ارائه نکرده، ماسک نه به موانع فنی، بلکه به یکی از هدفهای همیشگیاش اشاره کرد: بوروکراسی.
به گفته ماسک، پروژه ریلی کالیفرنیا بیش از آنکه درباره جابهجایی مردم باشد، درباره عبور دادن پول از میان مشاوران، اتحادیهها و نهادهای عمومی است. این اتهام جنجالی است و در برخی موارد نیز کاملاً از واقعیتِ ناامیدیهای پیرامون پروژههای بزرگ زیربنایی در ایالات متحده جدا نیست. خط قطار پرسرعت کالیفرنیا سالهاست به تعویق افتاده، هزینههایش بسیار فراتر از برآوردهای اولیه رفته و پیشرفت آن با سرعتی بسیار کند انجام میشود.
با این حال، مقایسه ماسک با چین جایی است که نادیده گرفتن بحث دشوار میشود. از زمانی که کالیفرنیا در سال 2008 خط ریلی لسآنجلس تا سانفرانسیسکو را تصویب کرد، تنها حدود 80 مایل ریل نصب شده است. در همین بازه، چین بیش از 23,500 مایل راهآهن پرسرعت ساخته و یکی از پیشرفتهترین و گستردهترین شبکههای جهان را ایجاد کرده است. قطارهای این کشور بهطور منظم به سرعتی بالاتر از 210 مایل بر ساعت میرسند. این تبلیغات نیست. این مهندسی جدی است.
با این حال، ماسک اصرار دارد که شرکت او میتواند بهتر عمل کند.
مشکل اینجاست که عملکرد واقعی The Boring Company چنین میزان اطمینانی را پشتیبانی نمیکند. ماسک در سال 2022 وعده داد که یک هایپرلوپ عملی در سالهای پیش رو ساخته خواهد شد، اما هیچ پروژهای از این دست هنوز کلید نخورده است. ملموسترین اقدام این شرکت همچنان Vegas Loop است، یک سامانه تونلی که مسافران را با خودروهای تسلا در یک شبکه زیرزمینی محدود در زیر لاسوگاس جابهجا میکند.
حتی همان پروژه هم در مقیاس جهانی حملونقل، اعداد و ارقامی محدود دارد. گزارش شده The Boring Company فقط 2.1 مایل تونل تکمیلشده و در مجموع 2.4 مایل ساخته است. هزینه ثابت اعلامشده آن 47 میلیون دلار است، یا حدود 22 میلیون دلار برای هر مایل. روی کاغذ، این رقم ممکن است کارآمد به نظر برسد. اما در عمل، این یک سیستم کوچک است که خودروها را در تونلهای باریک و با سرعت محدود جابهجا میکند، نه یک شبکه حملونقل عمومی که شیوه سفر میلیونها نفر را متحول کند.
مقایسه با راهآهن پرسرعت چین، این تضاد را پررنگتر میکند. نشریه The Economist در سال 2017 گزارش داد که چین حدود 360 میلیارد دلار برای ساخت 13,670 مایل ریل هزینه کرده است، یعنی حدود 26 میلیون دلار برای هر مایل. این رقم در همان بازه کلی هزینههای تونل Vegas Loop قرار میگیرد، اما خروجی کاملاً متفاوت است. چین یک شبکه ملی ریلی به دست آورد که حجم عظیمی از مسافران را با سرعت قطارهای گلولهای جابهجا میکند. The Boring Company یک سرویس شاتل زیرزمینی خاص به دست آورد که با تسلاها کار میکند و هنوز هم کاملاً خودران نیستند.
همین نکته مهم است. با وجود سالها هیاهو درباره خودران بودن، به نظر میرسد خودروهای مورد استفاده در آزمایشهای جاری حتی روی مسیرهایی شبیه مسیر هدایتشده هم با مشکل روبهرو هستند؛ مسیرهایی که باید کار را آسانتر کنند. بنابراین وقتی ماسک از ساخت سیستمی میگوید که از هر خط قطار پرسرعتی در جهان پیشی بگیرد، طبیعیترین واکنش تردید است.
وعدههای بزرگ بخشی از برند ماسک هستند. گاهی این وعدهها به شکل موشک، خودروهای برقی یا شبکههای ماهوارهای ظاهر میشوند. گاهی هم به شکل رؤیاهای تونلی که بیشتر شبیه یک چالش در یک گفتوگوی خودمانی هستند تا یک برنامه عملی حملونقل. فعلاً شواهد نشان میدهد مهندسان راهآهن چین بخش سنگین کار را انجام دادهاند، در حالی که The Boring Company هنوز در تلاش است ثابت کند میتواند فراتر از حفر چند مایل تونل و تیتر شدن در خبرها عمل کند.
نظرات
لابکور
من تو پروژه شهری دیدم: مجوز، اتحادیه، مشاور، همه دنبال سهمن، ایده خوب باشه ولی بدون پشتوانه و طرح دقیق، فقط روی کاغذه و خوابیه.
آرمین
وااای باز هم وعدههای بزرگ! هیجان داره ولی عمل که کمتر، حس میکنم بیشتر نمایشه تا تحول واقعی در حمل و نقل، افسوس.
توربوم
نقد منطقیه، اما مقایسه با چین یه کم ناعادلانهست. چین شبکه ملی ساخت، سرمایه و اراده داشت؛ اینجا سیاست و پول بازیه، نه فقط مهندسی.
دیتاپالس
واقعاً امکان پذیره؟ ۵ درصد از هزینه کالیفرنیا برای هایپرلوپ؟ ماسک همیشه حرفای بزرگ میزنه، ولی شواهد عملی کجاست… بیش از خیال نیست؟
ارسال نظر