هوش مصنوعی؛ تهدید شغلی یا موج تازه اشتغال در آمریکا؟

جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، معتقد است هوش مصنوعی به‌جای نابودی گسترده مشاغل، می‌تواند موجی تازه از اشتغال، زیرساخت صنعتی و مهارت‌های جدید در آمریکا ایجاد کند.

4 نظرات
هوش مصنوعی؛ تهدید شغلی یا موج تازه اشتغال در آمریکا؟

6 دقیقه

ترس، به‌ویژه وقتی پای هوش مصنوعی در میان باشد، سریع‌تر از واقعیت‌ها پخش می‌شود. یک هفته بحث بر سر این است که ماشین‌ها جای کارمندان اداری، مهندسان نرم‌افزار و مراکز تماس را می‌گیرند. هفته بعد، جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، روی صحنه می‌رود و درست برعکس آن را مطرح می‌کند: به گفته او، هوش مصنوعی بازار کار را تهی نمی‌کند، بلکه در را به روی موجی بزرگ از فرصت‌های شغلی تازه باز می‌کند.

هوانگ در گفت‌وگویی که به میزبانی موسسه میلکن و با حضور بکی کوئیک از ام‌اس‌ان‌بی‌سی برگزار شد، قاطعانه با این تصور مخالفت کرد که هوش مصنوعی در اصل نیرویی برای نابودی شغل‌هاست. دیدگاه او روشن بود و بدون تردید بیان شد. او استدلال کرد که هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یکی از قدرتمندترین موتورهای رشد اشتغال است و حتی می‌تواند به ایالات متحده کمک کند پایه صنعتی خود را دوباره بازسازی کند.

اهمیت این نکته از آنجاست که نگرانی‌ها واقعی‌اند. با گسترش ابزارهای هوش مصنوعی مولد در دفاتر کاری، تیم‌های پشتیبانی مشتری، فرایندهای نرم‌افزاری، لجستیک و تولید رسانه‌ای، کارکنان این پرسش را با بیان‌های مختلف مطرح می‌کنند: اگر یک ماشین بتواند بخشی از کار من را انجام دهد، چه سرنوشتی در انتظار من است؟

پاسخ هوانگ بر تمایزی استوار است که اغلب در فضای نگرانی و هراس نادیده گرفته می‌شود. یک وظیفه همان شغل نیست. به باور او، خودکارسازی یک بخش از یک نقش، لزوما هدف گسترده‌تری را که یک فرد درون سازمان بر عهده دارد از بین نمی‌برد. در عمل، این می‌تواند به معنای آن باشد که هوش مصنوعی کارهای تکراری را انجام دهد و انسان‌ها به سمت قضاوت، هماهنگی، عیب‌یابی، هدایت خلاقانه یا تصمیم‌گیری‌های مرتبط با مشتری حرکت کنند.

او همچنین رونق هوش مصنوعی را بسیار فراتر از نرم‌افزار توصیف کرد. پشت هر چت‌بات، مدل تولید تصویر و پلتفرم هوش مصنوعی سازمانی، یک لایه فیزیکی قرار دارد: تراشه‌ها، سرورها، تجهیزات شبکه، مراکز داده، سامانه‌های برق، زیرساخت‌های خنک‌سازی، خطوط تولید و نیروهای انسانی لازم برای ساخت و بهره‌برداری از آنها. هوانگ فرصت صنعتی تازه را دقیقا در همین بخش می‌بیند. در روایت او، هوش مصنوعی فقط کدی روی صفحه نمایش نیست. هوش مصنوعی یک اقتصاد کامل و چندلایه است.

بخشی از بحث هوش مصنوعی که هیچ‌کس بر سر آن توافق ندارد

کوئیک پرسشی را مطرح کرد که اکنون بر فراز تقریبا همه گفت‌وگوهای عمومی درباره هوش مصنوعی سایه انداخته است: سرعت تغییر. اگر این گذار سریع‌تر از موج‌های فناوری پیشین رخ دهد، آیا می‌تواند شوک عمیق‌تری به نیروی کار وارد کند و نابرابری را بیش از پیش افزایش دهد؟

اینجاست که خوش‌بینی با واقعیتی ناراحت‌کننده برخورد می‌کند. هوانگ نسبت به آنچه روایت‌سازی مبتنی بر ترس درباره هوش مصنوعی می‌داند هشدار داد، به‌خصوص روایت‌هایی که این فناوری را تهدیدی مهارنشدنی برای جایگاه انسان نشان می‌دهند. او گفت یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌هایش این است که آمریکایی‌ها آن‌قدر از این فناوری بترسند که تعامل با آن را کاملا کنار بگذارند. از نگاه او، چنین رفتاری فقط برای کارکنان اشتباه نیست، بلکه برای آینده اقتصادی کشور نیز خطایی راهبردی است.

با این حال، تصویر کلی پیچیده‌تر از آن است. برخی از جدی‌ترین هشدارها درباره هوش مصنوعی فقط از بیرون صنعت مطرح نشده‌اند. خود این صنعت نیز بارها به این فضای دراماتیک دامن زده است؛ گاهی با زبان آخرالزمانی و گاهی با وعده‌های گسترده‌ای که منتقدان می‌گویند بسیار فراتر از توان واقعی محصولات کنونی است. همین موضوع پویایی عجیبی ایجاد کرده است: همان بخشی که ابزارهای هوش مصنوعی را می‌سازد، در شکل دادن به افسانه‌ها و روایت‌های پیرامون آنها نیز نقش دارد.

این عدم قطعیت هم خیالی نیست. در حالی که رهبران کسب‌وکار مانند هوانگ بر ایجاد شغل تاکید می‌کنند، چندین تحلیل معتبر دانشگاهی و مالی نشان داده‌اند که هوش مصنوعی می‌تواند در سال‌های آینده سهم قابل توجهی از نقش‌های شغلی موجود در ایالات متحده را حذف کند؛ برخی برآوردها میزان اثرگذاری را حدود ۱۵ درصد از مشاغل می‌دانند. این موضوع لزوما به معنای بیکاری گسترده و دائمی نیست، اما از اختلالی در مقیاسی خبر می‌دهد که می‌تواند صنایع، دستمزدها و مهارت‌هایی را که کارفرمایان بیش از همه ارزشمند می‌دانند، بازتعریف کند.

پس حق با چه کسی است؟ احتمالا تا حدی با هر دو طرف. هوش مصنوعی ممکن است دسته‌های کاملا تازه‌ای از اشتغال ایجاد کند و هم‌زمان برخی نقش‌های فعلی را کوچک‌تر، چابک‌تر یا منسوخ سازد. تاریخ معمولا همین‌گونه عمل می‌کند. فناوری جدید پیش از آنکه نقشه را از نو ترسیم کند، از کسی اجازه نمی‌گیرد.

فعلا هوانگ روی غلبه جنبه‌های مثبت شرط بسته است. استدلال او این نیست که تغییر بدون درد خواهد بود. او می‌گوید تصویر رایج از هوش مصنوعی به‌عنوان نوار نقاله‌ای یک‌طرفه به سوی بیکاری، نحوه واقعی سازگاری اقتصادها را نادیده می‌گیرد. ابزارها وظیفه‌ها را جایگزین می‌کنند. صنایع دوباره سازمان‌دهی می‌شوند. زیرساخت‌های تازه پدیدار می‌شوند. تخصص‌های جدید شکل می‌گیرند. مردم نظام تازه را یاد می‌گیرند و سپس درون آن مسیر شغلی می‌سازند.

این نگاه، بسته به جایگاهی که در آن ایستاده‌اید، ممکن است آرامش‌بخش یا مصلحت‌اندیشانه به نظر برسد. اما یک چیز دیگر محل تردید نیست: نبرد بر سر هوش مصنوعی و مشاغل دیگر یک آزمایش فکری دوردست نیست. این موضوع به پرسش اصلی بازار کار در عصر فناوری تبدیل شده است و کسانی که آینده را شکل می‌دهند، از همین حالا می‌کوشند روایت آن را نیز در دست بگیرند.

ارسال نظر

نظرات

سبزباز

این حرفا هم امید میده هم میترسونه... اینکه زیرساخت و تولید هم شغل میسازه نکته خوبیه، ولی برابری کجاست؟

مهدی

حرفش قشنگه ولی آمار ۱۵٪ رو نمیشه ساده رد کرد؛ یعنی خیلیها شغلشون تغییر میکنه، از دولت و شرکت ها انتظار اقدام فوری دارم.

بیونیکس

تو شرکت ما دقیقا همین اتفاق افتاد؛ روتین‌ها کم شدن، ولی کارای جدید اومد، مردم یاد گرفتن، ولی سخت بود، رها نمیشه داستان

دیتاپالس

هوانگ خوش‌بین، من اما می‌پرسم: اگر تغییر سریع باشه، مردم چطور بازاموزی بشن؟ نگرانم، سیستم حمایتی لازمه.

مطالب مرتبط