5 دقیقه
در ماههای پایانی پیش از واگذاری نشان مدیرعاملی، تیم کوک کاری غیرمعمول انجام داد: او وارد سنگرهای مهندسی شد. نه یادداشتی فرستاد و نه صرفا دستور کلی داد. خودش کنترل بازی را به دست گرفت.
بر اساس گزارش مارک گورمن از بلومبرگ، کوک پس از آنکه نخستین تلاش جدی اپل در هوش مصنوعی با لغزش روبهرو شد، مستقیما وارد عمل شد. سیری بازسازیشده، همان نسخهای که اپل اکنون امیدهای خود در حوزه دستیار صوتی را به آن گره زده، به پروژه شخصی او تبدیل شد. او درباره نقشه راه نظر داد، قابلیتهای مورد علاقهاش را انتخاب کرد و برای جبران فاصلهای که تا همین اواخر بیشتر آن را به معاونانش سپرده بود، تصمیمهای یکجانبه گرفت.
این موضوع از آن جهت مهم است که سبک مدیریتی کوک همیشه تعیین مسیر کلی و سپردن اجرا به تیم بوده است. او سالها دموها را تماشا میکرد، بازخورد میداد و به مدیران بخشها اعتماد میکرد تا برنامه را جلو ببرند. اما ناگهان مدیرعاملی که نظارت کلان را ترجیح میداد، راهبرد روزانه را هدایت کرد. او حتی در یک نشست عمومی یکساعته، کارکنان شرکت را همراه کرد و توضیح داد که هوش مصنوعی نقطه عطفی همسطح اینترنت، گوشیهای هوشمند، رایانش ابری و اپلیکیشنهاست و اپل باید این فرصت را از آن خود کند.
زمانبندی این اقدام اهمیت آن را بیشتر میکند. قرار است کوک در تاریخ ۱ سپتامبر جایگاه اصلی شرکت را به جان ترنوس واگذار کند. بنابراین این فشار تازه در حوزه هوش مصنوعی، شبیه آخرین حرکت بزرگ رهبری است که آشکارا باور دارد پیامدهای آن بسیار مهم خواهد بود. اگر دهه آینده تجربه کاربری اپل به فرمان صوتی و پردازش هوشمند روی دستگاه وابسته باشد، آنچه در ماههای پیش رو عرضه میشود فقط چند اصلاح محصول نخواهد بود؛ بلکه پایههای عصر جدیدی از پلتفرم برای این شرکت را شکل میدهد.

این رویکرد را با دستور کار گوگل مقایسه کنید. گوگل ماهها پیش Gemini را وارد گوشیهای Pixel 10 کرد و آن را جانشین دستیار قدیمی خود دانست. عرضه آن هم با مشکلاتی همراه بوده، اما همین حالا در دست کاربران قرار دارد. اپل در مقایسه، برای ارائه سیری بازسازیشده کندتر عمل کرده و همین فاصله ظاهرا باعث شده کوک رویکردی مستقیم و عملیاتی در پیش بگیرد.
گزارشها نشان میدهد در داخل اپل نیز تنشهایی وجود داشته است. مدیرانی که زمانی تصمیمگیران اصلی خدمات و نرمافزار بودند، تحت فشار قرار گرفتند، به جلو رانده شدند و گاهی حتی به شکل علنی هشدار شنیدند که شرکت ممکن است عقب بماند. رئیس بخش خدمات اپل حتی مطرح کرد که هوش مصنوعی میتواند ظرف یک دهه کسبوکار آیفون را دچار اختلال کند. این ادبیات برای تیمی که سالها ریتم کاری و پنهانکاری اپل را تعریف کرده، چندان محتاطانه نیست.
بیرون از اتاق هیئتمدیره، نارضایتی در جوامع آنلاین آشکار است. بحثهای ردیت یک احساس صریح را نشان میدهد: بسیاری از کاربران معتقدند سیری از دستیارهای رقیب عقبتر است و واکنش اپل بیش از حد کند بوده است. روایتهایی درباره خواندن ناخواسته فرمانهای صوتی از طریق هدفون یا پاسخهای عجیب، بهتنهایی کوچک به نظر میرسند، اما وقتی وعده یک گوشی واقعا هوشمند مطرح است، روی هم به مسئلهای جدی برای اعتبار اپل تبدیل میشوند.
اعتراف میکنم که من هم بدبینم. سخنرانیهای انگیزشی مدیران، دستگاه من را ارتقا نمیدهد. وعدهها باعث نمیشوند یک دستیار مجازی حرفم را درست بفهمد. با این حال دلیلی برای پیگیری دقیق ماجرا وجود دارد. تغییر مسیر یک مدیرعامل در این مقطع پایانی نشاندهنده فوریتی است که از یک لغزش فصلی عمیقتر است. رویداد WWDC ایستگاه بعدی سنجش خواهد بود. اگر سیری بهروزشده و قابلیتهای آیفونی که اپل نمایش میدهد در زندگی روزمره واقعا هوشمندتر و کاربردیتر احساس شوند، منتقدانی مثل من ناچار خواهند شد برداشتهای خود را بازنگری کنند.
تا آن زمان، این داستان فقط درباره اصلاح یک محصول نیست. درباره شرکتی است که به ریتمهای ثابت شهرت دارد و ناگهان شروع به دویدن کرده است. همچنین درباره رهبری است که در آخرین اقدام خود پیش از واگذاری برنامهریزیشده، تصمیم گرفت فرمان را به دست بگیرد و به سوی آیندهای حرکت کند که آشکارا باور دارد اپل هنوز میتواند آن را شکل دهد.
منبع: phonearena
ارسال نظر