4 دقیقه
ساتیا نادلا بهصراحت به ایکسباکس هشدار داده است. پیام کوتاه و روشن است. پس از ۲۵ سال سرمایهگذاری سنگین، بخش بازی مایکروسافت دیگر نمیتواند در دفاتر مالی شرکت یک پروژه بیپایان و بدون بازده مشخص باقی بماند.
نادلا در گفتوگویی تازه، همان چیزی را پذیرفت که بسیاری از ناظران صنعت بازی مدتها حدس میزدند: مایکروسافت طی دههها پول زیادی به ایکسباکس تزریق کرده، اما اقتصاد این کسبوکار همگام با آن رشد نکرده است. به گفته او، مشکل نه کمبود علاقه است و نه کیفیت محصول. مسئله اصلی درآمدزایی است. او حتی اشاره کرد که پلتفرمهای شخص ثالث از بازیهای ایکسباکس درآمد بیشتری به دست میآورند تا خود مایکروسافت، اعترافی صریح که نشان میدهد چرا مدیران ارشد خواهان تغییر هستند.
آشا شارما که اکنون کمی بیش از ۱۰۰ روز از آغاز فعالیتش بهعنوان مدیرعامل ایکسباکس میگذرد، از همین حالا نشانههای یک بازنگری جدی را بروز داده است. تعهد او برای بررسی دوباره سختافزار و نشر بازی در ۱۰۰ روز آینده، آغاز یک اقدام فوری است: اینکه چگونه کنسول، رایانه شخصی، موبایل و فضای ابری را در قالب مدلی منسجم و سودآور به هم پیوند دهد. متیو بال، مدیر ارشد راهبردی ایکسباکس، نیز در همین مسیر حرکت کرده و توضیح داده است که هر مسیر رو به جلو هم به تمرکز دقیقتر بر محصول نیاز دارد و هم به مدلهای تجاری تازه.
موانع پیشرو روشن هستند. رایانش ابری و هوش مصنوعی هزینهها را در سراسر زنجیره فناوری دگرگون کردهاند. نیمهرساناها و حافظه همچنان با محدودیت عرضه روبهرو هستند و همین مسئله قیمت کنسولها و رایانههای گیمینگ را بالا میبرد. نادلا این فشارها را موقتی میداند. مسئله ماندگارتر، مدل کسبوکار است: چگونه میتوان کنسولها را همچنان مرتبط نگه داشت، از بازی روی رایانه شخصی و موبایل پشتیبانی کرد و همزمان از محتوا درآمد ساخت، بدون آنکه تجربه بازیکن آسیب ببیند؟

پروژه هلیکس یکی از بخشهای ملموس این معماست. هلیکس با فراهم کردن امکان اجرای روان بازیهای رایانه شخصی روی سختافزار ایکسباکس، مرزهای پلتفرمی را کمرنگ میکند و میتواند ارزش کتابخانه بازی را برای دارندگان کنسول افزایش دهد. اما راهبرد نرمافزاری دشوارتر است. شارما درباره محدودیتهای بازیهای انحصاری، آن هم در حالی که این بخش در حال ترمیم حاشیه سود خود است، صریح سخن گفته است. فعلا ایکسباکس قصد دارد بهجای پخش کردن منابع میان دهها پروژه کوچکتر، روی مجموعهای بسیار محدود از انحصاریهای بزرگ تمرکز کند؛ گیرز آو وار: ای-دی و کلاکورک رولوشن از جمله گزینههای نزدیکمدت معرفیشده هستند.
این تغییر به نوعی اولویتبندی راهبردی اشاره دارد. فرنچایزهای بزرگ و ستونساز مانند هیلو، فالاوت و الدر اسکرولز دوباره توجه بیشتری دریافت میکنند. باید انتظار سرمایهگذاری سنگینتر روی تعداد کمتری از فرنچایزها را داشت؛ آثاری که شهرت جهانی دارند و ظرفیت درآمدزایی بینپلتفرمی در آنها بالاست. در مقابل، تیمهای کوچکتر و عناوین خاص احتمالا باید مسیر سریعتری برای رسیدن به سودآوری نشان دهند، وگرنه با کاهش حمایت روبهرو خواهند شد.
مایکروسافت دیگر نمیتواند بازی را بهعنوان یک پروژه پرستیژی یارانه دهد؛ ایکسباکس باید بازدهی پایدار ایجاد کند.
هیچکدام از این تصمیمها محصول را یکشبه تغییر نمیدهد. چرخه توسعه بازیها چند سال طول میکشد. قراردادهای مجوزدهی و ادغام استودیوها نیز برای مذاکره دوباره به زمان نیاز دارند. با این حال، مدیریت جدید دستور کار روشنی دارد: سودآوری را در اولویت قرار دهد، اکوسیستمها را یکپارچه کند و تجربههایی طراحی کند که در پخش ابری، دانلود و پلتفرمهای اجتماعی به شکل مؤثر درآمدزا باشند.
البته جنبه مثبتی هم وجود دارد. ایکسباکسی چابکتر و متمرکز بر درآمد میتواند آزمایش در بستههای اشتراکی، تجارت درونبازی و تجربههای مبتنی بر ابر را که به بازیکنان موبایل میرسند، شتاب دهد. خطر ماجرا روشن است: اگر بازیهای انحصاری کاهش یابند یا شرکت بیش از حد به سازوکارهای درآمدزایی تکیه کند، ممکن است طرفداران اصلی را از خود دور کند. ایجاد تعادل میان این اولویتها، دوره مدیریت شارما را تعریف خواهد کرد.
در حال حاضر، مایکروسافت از نقش حامی مالی صرف به نقش شریک تجاری تغییر مسیر داده است؛ شرکتی که همچنان آماده سرمایهگذاری است، اما دیگر نمیخواهد زیانها را برای همیشه تأمین کند. این چرخش، نقشه راه استودیوها، استراتژی پلتفرم و آنچه بازیکنان در صفحات فروشگاه میبینند را برای سالهای آینده تغییر خواهد داد. پرسش اصلی این است که آیا مدل تازه میتواند همان گستره خلاقانهای را حفظ کند که از ابتدا ایکسباکس را به بازیگری مهم در صنعت بازی تبدیل کرد، و همزمان سرانجام این کسبوکار را به سودآوری برساند یا نه.














نظر بگذارید
نظرات (3)
خوبه که روی بازده تمرکز میکنن، اما خواستم بگم: تیمهای کوچیک باید سریعتر به سود برسن یا حمایت کمتر میشه؛ خطر از دست دادن تنوع واقعی وجود داره
واقعاً میشه کنسولها رو همزمان مرتبط، سودآور و خوشقیمت نگه داشت؟ اگه تمرکز بر چند انحصاری بزرگ باشه، بازیهای مستقل چی؟ شک دارم به این مدل
واااو، نادلا صریح گفت؛ بعد از ۲۵ سال سرمایهگذاری سنگین، حالا وقتیه که نتیجه ببینه... خوشحالم که دنبال سودن، اما نگرانم خلاقیت فدا بشه