هزینه پنهان اشتراک های هوش مصنوعی برای شرکت ها

اشتراک‌های ثابت هوش مصنوعی با وجود قیمت‌های جذاب، برای ارائه‌دهندگان می‌توانند بسیار پرهزینه باشند. بررسی تازه نشان می‌دهد مصرف سنگین توکن، سودآوری پلن‌های محبوب را تهدید می‌کند.

3 دیدگاه
هزینه پنهان اشتراک های هوش مصنوعی برای شرکت ها

4 دقیقه

ماهانه ۲۰۰ دلار پرداخت می‌کنید و شاید تصور کنید به یک ربات ممتاز دسترسی دارید. اما در پشت صحنه، همین هزینه ماهانه می‌تواند برای شرکتی که مدل را اجرا می‌کند به صورتحسابی بسیار بزرگ‌تر تبدیل شود. سمی‌آنالیس سناریوهای استفاده سنگین را در پلن‌های پولی اوپن‌ای‌آی و آنتروپیک آزمایش کرده و نتایج، چشمگیر است.

کاربری حرفه‌ای را تصور کنید که وظایف طولانی برنامه‌نویسی و جریان‌های کاری مبتنی بر عامل هوش مصنوعی را تا رسیدن به سقف‌های هفتگی اجرا می‌کند. یک پرامپت کوتاه؟ هزینه‌ای اندک دارد. اما عامل‌های هماهنگ‌شده‌ای که بارها تکرار می‌کنند، ابزارها را فراخوانی می‌کنند و دوباره پرامپت می‌فرستند؟ تعداد توکن‌ها به‌سرعت جهش می‌کند. برآورد سمی‌آنالیس نشان می‌دهد اشتراک کاملا پرمصرف چت‌جی‌پی‌تی پرو ۲۰ برابر، با قیمت ۲۰۰ دلار در ماه، می‌تواند برای اوپن‌ای‌آی معادل حدود ۱۴ هزار دلار هزینه توکن در سطح رابط برنامه‌نویسی کاربردی ایجاد کند. برای آنتروپیک نیز کلاد مکس ۲۰ برابر با همان قیمت ظاهری می‌تواند حدود ۸ هزار دلار هزینه داشته باشد.

این ارقام یک نکته را روشن می‌کنند: قیمت‌های تبلیغ‌شده اشتراک تقریبا هیچ چیز درباره اقتصاد واقعی پشت این خدمات نمی‌گویند. سرعت رسیدن یک ارائه‌دهنده به سودآوری، کمتر به مبلغی بستگی دارد که کاربر می‌پردازد و بیشتر به این وابسته است که آن کاربر تا چه اندازه بهینه از توان محاسباتی و توکن‌ها استفاده می‌کند.

نقطه سربه‌سر زودتر از آنچه تصور می‌کنید فرا می‌رسد. مدل‌سازی سمی‌آنالیس نشان می‌دهد پلن‌های کلاد پرو و کلاد مکس ۵ برابر آنتروپیک تنها زمانی سودآور می‌شوند که بهره‌وری معمول کاربران حدود ۲۰ درصد باشد. اوپن‌ای‌آی با حاشیه‌های حتی فشرده‌تری روبه‌رو است: چت‌جی‌پی‌تی پلاس و چت‌جی‌پی‌تی پرو ۵ برابر، وقتی میزان استفاده کاربران از حدود ۱۱.۴ درصد بالاتر برود، می‌توانند وارد محدوده زیان شوند. در رده‌های بالاتر، وضعیت ناخوشایندتر است؛ آنتروپیک نزدیک به نرخ استفاده ۱۰ درصدی به حاشیه سود ناخالص صفر می‌رسد، در حالی که اوپن‌ای‌آی پس از حدود ۵.۷ درصد وارد محدوده منفی می‌شود.

به زبان ساده: برای زیان‌ده شدن یک اشتراک، به لشکری از کاربران حرفه‌ای نیاز نیست. جریان‌های کاری پیچیده عامل‌های هوش مصنوعی، جلسات سنگین اشکال‌زدایی کد یا روال‌های اتوماسیون سازمانی می‌توانند خیلی سریع مصرف را به این محدوده خطرناک برسانند.

یک پلن ۲۰۰ دلاری در ماه، در بدترین حالت استفاده سنگین، می‌تواند تا ۱۴ هزار دلار هزینه توکن برای ارائه‌دهنده ایجاد کند.

این فشار مالی همین حالا رفتار داخلی شرکت‌ها را تغییر داده است. مصرف توکن با سرعت زیادی در حال افزایش است؛ سیستم‌های سبک عامل هوش مصنوعی می‌توانند تا ۱۰۰۰ برابر یک پرامپت ساده توکن نیاز داشته باشند. شرکت‌هایی که زمانی آزمایش گسترده داخلی را تشویق می‌کردند، اکنون دسترسی‌ها را محدودتر می‌کنند. مایکروسافت، متا و آمازون پس از شوک صورتحساب‌های ناشی از کارکنان مشتاقی که مدل‌های زبانی بزرگ را مانند ابزارهای پژوهشی رایگان به کار می‌گرفتند، برنامه‌های داخلی خود را سخت‌گیرانه‌تر کرده‌اند.

اینجا یک تنش سیاست‌گذاری وجود دارد. اشتراک‌های با نرخ ثابت، موتور رشد کاربران و پذیرش عمومی بوده‌اند. آن‌ها مانع ورود را پایین می‌آورند و ارزش پیشنهادی را ساده می‌کنند. اما در عین حال هزینه‌های نهایی را پنهان می‌سازند و وقتی تعداد کمی کاربر پرمصرف ظاهر می‌شوند، می‌توانند به‌سرعت اقتصاد پشتیبان مدل قیمت‌گذاری را از تعادل خارج کنند.

سمی‌آنالیس البته مسیری برای کاهش فشار نیز مطرح می‌کند: با بهبود زیرساخت و بهره‌وری مدل‌ها، اجرای مدل‌های میان‌رده می‌تواند بسیار ارزان‌تر شود و احتمالا به پلن‌هایی با قیمت مصرف‌کننده در حدود ۲۰ دلار در ماه منجر شود. اما مسئله اصلی مدل‌های رده‌بالا هستند. توانمندترین سامانه‌های نسل بعد احتمالا همچنان هزینه اجرای بالایی خواهند داشت و ممکن است از قفسه اشتراک‌ها کنار گذاشته شوند و فقط از طریق دسترسی رابط برنامه‌نویسی کاربردی با پرداخت بر اساس میزان مصرف در اختیار کاربران پرمصرف قرار گیرند.

برای کسب‌وکارها و کاربران حرفه‌ای، این روند از شکافی در آینده خبر می‌دهد: اشتراک‌های مقرون‌به‌صرفه برای کارهای روزمره، و دسترسی اندازه‌گیری‌شده از طریق رابط برنامه‌نویسی کاربردی برای اتوماسیون پرحجم و کار پیشرفته با عامل‌های هوش مصنوعی. برای فروشندگان، چالش بیش از آنکه فنی باشد سیاسی است؛ اینکه چگونه دسترسی را محدود کنند یا قیمت‌ها را بالا ببرند، بدون آنکه رشد را خفه کنند و پایگاه کاربرانی را که هنوز در حال عادت کردن به این فناوری هستند از خود دور سازند.

در هر صورت، ریاضیات در حال رسیدن به هیاهوی بازار است. اشتراک‌ها موتور رشد بودند. اکنون شرکت‌ها را وادار می‌کنند با این واقعیت روبه‌رو شوند که هزینه‌های واقعی کجا قرار دارد و در نهایت چه کسی صورتحساب را پرداخت می‌کند.

نظر بگذارید

نظرات (3)

پمپزون

یه راه‌حل واقعی می‌خوان: یا زیرساختو بهینه کنن یا قیمت‌گذاری مصرفی بذارن. ولی نپرسید چطوری، سیاست بازاره، پول و فشار کاربر، و بس.

لابکور

واقعاً این حسابوکتاب‌ها درستن؟ یعنی یه کاربر حرفه‌ای می‌تونه با یک اشتراک ۲۰۰ دلاری هزاران دلار هزینه درست کنه؟ بعید نیست ولی...

دیتاویو

وااای، یعنی فک می‌کردم ۲۰۰ دلار نهایتشه، اما ۱۴ هزار دلار؟! این داستان مصرف توکن ترسناکه... شرکتا باید محدود کنن یا قیمت رو تا حدی شفاف کنن.