3 دقیقه
او این خبر را مثل یک خبر فوری منتشر کرد: پیامی در تروث سوشال از سوی رئیسجمهور که مدعی است اپل و اینتل توافق کردهاند تراشهها را در خاک آمریکا طراحی و تولید کنند. هنوز هیچیک از این دو شرکت بیانیه رسمی منتشر نکردهاند، اما این ادعا درست روی موج زمزمههایی مطرح شده که میگویند اپل بیسروصدا در حال بررسی بازگرداندن بخشهایی از نقشه راه تراشههای اختصاصی خود به زیر نظارت نزدیکتر است.
این اتفاق چه چیزهایی را میتواند تغییر دهد
تیاسامسی را مثل یک کشتی اقیانوسپیمای بزرگ تصور کنید که همه برای تراشههای پیشرفته سوار آن میشوند. این کشتی عظیم، شلوغ و بهسادگی قابل تغییر مسیر نیست. اپل برای سریعترین گرههای پردازشی به همین کشتی وابسته است. اما تقاضا برای هوش مصنوعی و پردازندههای گرافیکی پرقدرت صف انتظار را بهشدت طولانی کرده است. اگر اپل بخشی از سفارشهای خود را به اینتل منتقل کند، ریسک زنجیره تأمین تراشه را پخش میکند. همچنین ظرفیت ارزشمندی را در کارخانههایی آزاد میکند که همزمان درگیر تولید پردازندههای گرافیکی، شتابدهندههای مراکز داده و سامانههای روی تراشه موبایل هستند.
برای اینتل، مزیت چنین توافقی کاملا روشن است. این شرکت سالها برای بازسازی اعتبار خود در فناوری فرایند ساخت و بستهبندی تراشه تلاش کرده است. گره جدید ۱۸اِی و موفقیتهای تازه در جذب طراحیها، نشانههایی از شتابگیری دوباره اینتل هستند. داشتن مشتری پایدار و پرآوازهای مثل اپل میتواند هم تأییدی جدی بر توان فنی این شرکت باشد و هم لنگر درآمدی مهمی ایجاد کند. حقیقت ساده این است: تقاضای پایدار به کارخانهها کمک میکند کارآمدتر فعالیت کنند، و کارخانهها همان جایی هستند که جنگ تراشهها در آن برده یا باخته میشود.

یک لایه راهبردی هم در میان است. دولت آمریکا بهشدت بر تابآوری صنعت نیمهرسانا فشار آورده است. انتقال بخش بیشتری از تولید به داخل کشور یعنی ایجاد شغل، جذب سرمایهگذاری و کاهش نقاط شکست منفردی که به مراکز تولید خارج از کشور گره خوردهاند. دولت پیشتر نیز حمایت خود را نشان داده و از جمله وعده داده است حدود ۹.۳ میلیارد یورو برای افزایش ظرفیت داخلی و ایمنسازی زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی و تراشه اختصاص دهد.
اما این موضوع یک کلید جادویی نیست که با زدن آن همهچیز تغییر کند. ساخت و تأیید تراشههای پیشرفته زمانبر است، سرمایه عظیم میخواهد و به هماهنگی پیچیده میان تیمهای طراحی و فرایند تولید نیاز دارد. تیمهای داخلی تراشه اپل در سطح جهانی هستند، اما انتقال یک خط محصول یا حتی توسعه مشترک گرههای سفارشی با اینتل به ماهها و شاید سالها مهندسی و همسویی اکوسیستم نیاز دارد. کارخانههای تولید تراشه صرفا نقشهها را کپی نمیکنند؛ آنها اعتماد، تکرارپذیری و بازده تولید میسازند. همین موضوع از تیترهای خبری مهمتر است.
پس باید چه چیزهایی را زیر نظر بگیریم؟
- تأییدیههای رسمی از سوی اپل و اینتل. سکوت شرکتی یا بیانیههای با دقت تنظیمشده نشان میدهد آیا با یک برنامه واقعی روبهرو هستیم یا صرفا یک نمایش سیاسی.
- زمانبندی تولید و اهداف مربوط به گرههای پردازشی. آیا تمرکز کار روی سامانههای روی تراشه در مقیاس آیفون خواهد بود، روی مکها یا ترکیبی از هر دو؟
- تحرکات زنجیره تأمین در حوزه مواد معدنی حیاتی و شرکای بستهبندی. امنیت تراشهها به اندازه مواد اولیه و فرایند مونتاژ پشت آنهاست.
اگر این توافق واقعی باشد، فقط کارخانهها را تغییر نمیدهد؛ بلکه توازن قدرت جهانی در صنعت تولید تراشه را هم جابهجا میکند.
در کوتاهمدت باید منتظر تحلیلهای محتاطانه و پیامهای غیرمستقیم فراوان بود. در بلندمدت، یک مشارکت واقعی تولیدی میان اپل و اینتل پیامی روشن درباره مسیری است که فناوری غرب میخواهد آینده خود را در آن بسازد: نزدیکتر به خانه، دشوارتر برای اختلال و آگاهانه متنوعتر.














نظر بگذارید
نظرات (3)
معقول ترینه که این یه برنامه بلندمدته نه یک شبه، ولی اگر اجرا بشه زنجیره تأمین واقعا متحول میشه. صبر میکنم ببینم
این خبر خیلی دم دستیست، ولی هیچ بیانیهای نیست؟ واقعا اپل میخواد مسیر تولید رو برگردونه؟ شکی دارم...
وووای اگه حقیقت داشته باشه، یعنی بازی عوض میشه! اما امیدوارم فقط رجز نباشه، اپل و اینتل باید شفاف بگن