4 دقیقه
چهرههای آشنا را فراموش کنید. فیلم جدید رزیدنت اویل شخصیت برایان را معرفی میکند و از ما میخواهد بدون لئون، جیل یا کلر همراهش شویم. تصمیمی جسورانه و البته پرریسک.
زک کرگر، کارگردان فیلم، توضیح داده چرا محبوبترین شخصیتهای این مجموعه را از اقتباس سینمایی خود کنار گذاشته است. کرگر در گفتوگویی تازه با امپایر گفت وارد کردن قهرمانان شناختهشده میتوانست تصنعی به نظر برسد، شبیه اضافه کردن یک حضور افتخاری مشهور فقط برای گرفتن تشویق. او یک روایت مستقل، متمرکز و جمعوجور میخواست. داستانی با ریتمی متفاوت.
او به امپایر گفت: «اگر آن شخصیتها را وارد میکردم، نتیجه غیرطبیعی به نظر میرسید. این یک داستان مستقل است. من همیشه داستان را در اولویت میگذارم. ایده اصلی این است که ما مردی تا حدی ناپخته را دنبال میکنیم؛ نه اینکه واقعا احمق باشد، بلکه مثل قهرمانان معمول بازیها نیست.» جمله کوتاه، نیت روشن.
واکنش طرفداران همان چیزی بود که معمولا از طرفداران میبینیم: پر سر و صدا و کاملا دوپاره. برخی گفتند فیلم فرصت اقتباس از یکی از خطوط داستانی محبوب بازی را از دست داده و میتوانست زندگی سینمایی تازهای به لئون یا جیل بدهد. گروهی دیگر بیتفاوتتر برخورد کردند و یادآور شدند که رزیدنت اویل روی پرده مدتهاست راه خودش را رفته است؛ فیلمهای پل دبلیو اس اندرسون و قهرمان کاملا اورجینال آن، آلیس، را به یاد بیاورید. آن مجموعه مسیر مستقل خود را ساخت و مخاطبانی پیدا کرد که به دلایلی متفاوت دوستش داشتند.

نمونه تازهتری هم وجود دارد. رزیدنت اویل: به راکون سیتی خوش آمدید در سال ۲۰۲۱ تلاش کرد به بازیها نزدیکتر بماند. هدفش وفاداری بود. اما نتوانست منتقدان را با خود همراه کند و در گیشه هم آنقدر موفق نشد که شتاب لازم برای ساخت دنباله را به دست بیاورد. ظاهرا وفاداری، تضمینی برای موفقیت نیست.
پس کرگر تصمیم گرفت همان کاری را انجام دهد که در آن بهترین است: پروژه را با صدای شخصی خودش امضا کند. او گفته تماشاگران رد پای او را در سراسر فیلم خواهند دید؛ لحن و ریتم شبیه آثار قبلیاش خواهد بود، با این تفاوت که این بار داستان در جهان رزیدنت اویل جریان دارد. این همان ایده فروش فیلم است. همان وعده اصلی. او روی این حساب کرده که سبک شخصیاش اعتماد مخاطبان را جلب کند.
این فقط حرف خالی نیست. هر دو فیلم بربر و سلاحها، آثار قبلی کرگر، توجه منتقدان را جلب کردند و به شکلگیری تصویر او به عنوان فیلمسازی کمک کردند که حاضر است انتظارهای ژانر را خم کند و از نو بسازد. منبع فارسی حتی تأکید میکند که سلاحها با تحسین روبهرو شد و ایمی مدیگان برای نقش گلادیس اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به خانه برد؛ ادعایی که آن گزارش از آن برای برجسته کردن جایگاه رو به رشد این فیلمساز استفاده کرده است.
با این حال، کرگر بازیها را نادیده نگرفته است. او اشارههای متعددی در فیلم پخش کرده است: گیاهان درمانی، لحظاتی الهامگرفته از مدیریت آیتمها در فهرست موجودی، حتی زاویههای دوربین سومشخص که حس بازی کردن را تداعی میکنند. اینها پژواکهایی کوچکاند، نه تقلید ظاهری. چشمکی به منبع اصلی، نه کپی کامل آن.
آستین آبرامز نقش اصلی را در قالب برایان بازی میکند؛ مردی که هنگام رساندن یک بسته به بیمارستانی دورافتاده، ناخواسته وارد کابوسها میشود. در کنار او گروهی از بازیگران مکمل حضور دارند که شامل زک چری، پل والتر هاوزر، کالی ریس و جانو ویلسون میشود. آبرامز که با نقشآفرینی در یوفوریا و پروژههای قبلی کرگر شناخته میشود، اینجا سرانجام نقش محوری و عنواندار گرفته است؛ فرصتی که میتواند نقطه عطفی در مسیر حرفهای او باشد.
آیا کنار گذاشتن قهرمانان شناختهشده بازی، طرفداران قدیمی را از فیلم دور میکند؟ شاید. آیا به این مجموعه فرصت میدهد نوع تازهای از شخصیت اصلی را پرورش دهد؟ آن هم شاید. در هر صورت، مسیر داستانی برایان خیلی زود نشان خواهد داد این ریبوت یک شروع تازه است یا یک مسیر فرعی؛ و اینکه آیا تماشاگران آمادهاند بازماندهای متفاوت را دنبال کنند یا نه.
.avif)
















نظر بگذارید
نظرات (3)
کرگر حق داره سبک خودشو بزنه، ولی احساس میکنم از بازی ها فقط نیشگونی گرفتم، نه وفاداری. اگه برایان قوی نباشه، باختیم
آیا این تصمیم مخاطب جدید میاره یا فقط قدیمیا رو میترسونه؟ شبیه یه قمار سینماییست، اگر نتیجه خوب نشه، خیلی دردسرساز میشه
وااای جرأت دارن واقعا! بدون لئون و جیل؟ کنجکاوم ببینم چطور روح بازی رو نگه میدارن، امیدوارم خراب نکنن...