اولین نگاه به سگ سربروس در فیلم ترسناک رزیدنت اویل

ویدئوهای تازه از ریبوت رزیدنت اویل حضور موجودی شبیه سربروس را تایید می‌کند؛ هیولایی سگ‌مانند که در راکون سیتی، داستان بقای برایان را به کابوسی خونین و نفس‌گیر تبدیل می‌کند.

ترانه علویترانه علوی.
اولین نگاه به سگ سربروس در فیلم ترسناک رزیدنت اویل

3 دقیقه

یک کابوس واق‌زن رسما دوباره به این مجموعه بازگشته است: تصاویر منتشرشده از فیلم جدید رزیدنت اویل حضور موجودی شبیه سربروس را تایید می‌کند؛ یکی از شناخته‌شده‌ترین و هولناک‌ترین هیولاهای این سری.

این دیگر دوران میلا یوویچ نیست. با یک ریبوت تازه روبه‌رو هستیم؛ انگار یک کارت تاروت تنها از دسته کارت‌های اصلی بیرون کشیده شده و از نو در بازی چیده شده است. زک کرگر، کارگردان و یکی از نویسندگان آثاری موفق مانند بربرین و ویپنز، این پروژه را از مسیر فیلم‌های دهه ۲۰۰۰ جدا کرده و به فضایی پرتنش، خفقان‌آور و مستقل برده است. قهرمان او، برایان، با بازی آستین آبرامز، نه سرباز است و نه مزدور. او یک راننده تحویل کالا است که بسته‌ای پزشکی را به راکون سیتی می‌برد؛ جایی که یک پیچ اشتباه می‌تواند زندگی آدم را برای همیشه دو نیم کند.

تریلرها محتاطانه و حساب‌شده پیش رفته‌اند. بیشتر اشاره می‌کنند تا افشا. اما کلیپ‌های تازه پرده را کمی بیشتر کنار می‌زنند و همان چیزی را تایید می‌کنند که طرفداران قدیمی امیدوار بودند ببینند: دست‌کم یکی از وحشت‌های سگ‌سان این فرنچایز روی پرده ظاهر می‌شود. البته این حضور فقط یک کامئوی نوستالژیک نیست؛ کرگر این موجود را با انتخاب‌های طراحی تازه و دل‌آشوبی بازآفرینی کرده که هم به ریشه‌ها وفادار است و هم غافلگیرکننده به نظر می‌رسد.

برای علاقه‌مندان بازی‌ها، یک نکته ظریف اما مهم وجود دارد. در دنیای داستانی رزیدنت اویل، سربروس معمولا به سگ‌هایی گفته می‌شود که شرکت آمبرلا در آزمایش‌های اولیه ویروس تی به‌طور عمدی روی آن‌ها آزمایش انجام داده است. در مقابل، عنوان عمومی‌تر «سگ زامبی» برای سگ‌های معمولی شهر به کار می‌رود که به ویروس آلوده شده و در اثر جهشی وحشیانه دگرگون شده‌اند. سکانس کرگر بیشتر به سناریوی دوم نزدیک است؛ یک سگ خیابانی آلوده که به موجودی بسیار خشن‌تر تبدیل شده، اما او پیوسته از برچسب تکراری «زامبی» فاصله می‌گیرد و می‌گوید این واژه آنچه را می‌خواهد روی پرده بسازد، به‌درستی توصیف نمی‌کند.

کالبد این موجود در تصویر به وحشت جسمانی تکیه دارد: چندین زائده دهانی لزج که مثل زبان‌های قورباغه‌ای grotesque باز می‌شوند، پوزه‌ای خیس و شکارچی، و سرعتی که یک حصار فلزی را از مانع نجات‌بخش به صحنه‌ای از امیدی دروغین تبدیل می‌کند. برای برایان، که زمانی تصور می‌کرد یک مانع می‌تواند نجاتش دهد، این صحنه به درسی فوری بدل می‌شود: در راکون سیتی هیچ‌چیز آن‌طور که به نظر می‌رسد نیست.

کرگر از طرفداران قدیمی بازی‌هاست و این علاقه در شیوه‌ای که احترام به منبع اصلی را با بازآفرینی ترکیب می‌کند، کاملا پیداست. طرفدارانی که انتظار یک اقتباس مستقیم از الگوی کلاسیک سگ‌های هیولایی را دارند، با تصویری روبه‌رو می‌شوند که پیش‌فرض‌هایشان را به چالش می‌کشد؛ و کسانی که پذیرای شکل‌های تازه‌ای از هیولاهای این مجموعه باشند، با موجودی سریع، پرآدرنالین و به‌طرزی ناآرام‌کننده اصیل مواجه خواهند شد.

اگر بخواهید خلاصه ماجرا را نگه دارید: آستین آبرامز ستون اصلی یک داستان بقای خطرناک و نزدیک است؛ زک کرگر هیولایی آشنا را با جلوه‌هایی تازه و چندش‌آور بازتعریف می‌کند؛ و راکون سیتی بار دیگر همان جایی است که یک تحویل ساده می‌تواند به مسابقه‌ای برای زنده ماندن تبدیل شود. این فیلم در ۱۸ سپتامبر به سینماها می‌آید؛ تاریخش را علامت بزنید و شاید بهتر باشد یک قلاده هم دم دست داشته باشید.

ترانه علوی
من ترانه‌ام، عاشق نوشتن درباره دنیای فیلم و هنر. سعی می‌کنم هر چیزی که به زندگی جذابیت بیشتری بده رو باهات به اشتراک بذارم.

نظر بگذارید

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.