3 دقیقه
اپل بار دیگر با یک چالش حقوقی درباره نحوه استفاده شرکتهای بزرگ فناوری از ویدئوهای آنلاین برای آموزش هوش مصنوعی روبهرو شده است. سه تولیدکننده محتوای یوتیوب، اچتریاچتری پروداکشنز، مسترشورتگیم گلف و گلفهالیکس، در دادگاه فدرال کالیفرنیا شکایتی مرتبط با نقض حق نشر ثبت کردهاند و مدعی شدهاند اپل میلیونها ویدئوی دارای کپیرایت را برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی خود استخراج کرده، از سازوکارهای حفاظتی یوتیوب عبور کرده و به هزینه سازندگان محتوا سود برده است.
متن شکایت برای کسانی که پروندههای حقوقی اخیر حوزه هوش مصنوعی را دنبال میکنند، تصویری آشنا ترسیم میکند: سازندگان میگویند آثارشان بدون رضایت آنها برداشته شده و برای ساخت سامانههای سودآور هوش مصنوعی به کار رفته است. آنها همچنین به شکایتهای پیشین علیه متا، انویدیا، بایتدنس و اسنپ اشاره کردهاند و این پرونده را بخشی از یک الگوی گستردهتر در صنعت فناوری میدانند. شاکیان استدلال میکنند که چنین رویهای ارزش اقتصادی را از تولیدکنندگان محتوا دور میکند و اقتصاد انتشار محتوا در فضای آنلاین را تضعیف میسازد.
اپل خیلی سریع و صریح به این ادعاها پاسخ داد. این شرکت تأکید کرد که ویدئوهای مورد مناقشه بهصورت عمومی در یوتیوب در دسترس بودهاند و بنابراین طبق قواعد این پلتفرم قابل مشاهده بودهاند. اپل در خلاصهسازی موضع خود از ادعای شاکیان چنین نوشت: «شاکیان میگویند آثار تصویری و صوتی خود را در یوتیوب منتشر کردهاند، جایی که هر عضو عموم مردم میتواند آنها را ببیند. نه گذرواژهای وجود دارد، نه پرداختی، نه قفلی و نه کلیدی.»

فراتر از این بیان صریح، اپل نکتهای حقوقی را مطرح کرده که برای دادگاه اهمیت خواهد داشت: این شرکت ادعا میکند تدابیر فنی یوتیوب برای بازداشتن کاربران از دانلود، طبق قانون حق نشر «کنترل دسترسی» محسوب نمیشود. به بیان دیگر، اپل میگوید این ویدئوها برای عموم باز بودهاند و سازندگان نیز نظریهای حقوقی و قابل پذیرش درباره نقض کپیرایت ارائه نکردهاند.
این پرونده پرسشی پیچیده را در مرکز توجه قرار میدهد: محتوای عمومی در اینترنت از چه زمانی برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی قابل استفاده تلقی میشود؟ پاسخهای کوتاه و قطعی در این زمینه کم است. برخی معتقدند قابل مشاهده بودن عمومی به معنای اجازه برای کپیبرداری گسترده و ورود محتوا به مجموعه دادههای آموزشی نیست. گروهی دیگر میگویند محدود کردن دسترسی به محتوایی که بهصورت عمومی منتشر شده میتواند مسیرهای دادهای را که موتور نوآوری را تغذیه میکنند، فلج کند.
انتظار میرود این نبرد حقوقی نهتنها قانون، بلکه نحوه تفسیر دادگاهها از سازوکارهای فنی مدرن را نیز به چالش بکشد. آیا اقداماتی که دانلود را دشوار میکنند، حفاظت مؤثر به شمار میآیند؟ یا نبود گذرواژه و دیوار پرداخت، عامل تعیینکننده خواهد بود؟ این پرسشها صرفا نظری نیستند؛ نتیجه پرونده بر حقوق تولیدکنندگان محتوا، سیاستهای پلتفرمها و شیوه برداشت دادههای آموزشی از اینترنت توسط شرکتهای هوش مصنوعی اثر خواهد گذاشت.
دادگاه هر تصمیمی بگیرد، هم سازندگان محتوا و هم شرکتهای فناوری با دقت این پرونده را دنبال میکنند. این شکایت میتواند به تعریف مرز میان دیدهشدن و بهرهکشی در عصر هوش مصنوعی کمک کند؛ مرزی که هنوز هیچکس با قطعیت نمیداند کجا ترسیم خواهد شد.




نظر بگذارید
نظرات (2)
من تو چند پروژه دیدم که ویدئوهای عمومی گم میشن تو دیتاست ها و سازنده عملا چیزی گیرش نمیاد، باید قانون روشن شه
خب اپل واقعا میتونه این کارو بکنه؟! عمومی بودن یعنی مجاز به کپیبرداری؟ شک دارم، داستان پیچیده س...