4 دقیقه
تصور کنید وارد حساب کاربری خود میشوید و میبینید بیبیسی، آیتیوی و چنل ۴ بیشتر از قبل در فید شما ظاهر میشوند. کوتاه. آشنا. هدفمند.
دولت بریتانیا طرحی را مطرح کرده است که پلتفرمهای بزرگی مانند یوتیوب و تیکتاک را به سمت ارتقای جایگاه رسانههای رسمی در سامانههای پیشنهاد محتوا سوق میدهد. در مرکز این پیشنهاد یک اصل ساده قرار دارد: افزایش دیدهشدن ارائهدهندگان باسابقه اخبار تا گزارشگری معتبر بتواند از میان هیاهوی اطلاعات نادرست راه خود را باز کند.
این طرح هم رنگ و بوی سیاست دارد و هم در پی حفاظت از خدمات عمومی رسانهای است. وزیران هشدار میدهند که دروغهای مهارنشده در شبکههای اجتماعی فقط آزاردهنده نیستند. آنها خطری برای گفتوگوی دموکراتیک و انسجام اجتماعی به شمار میآیند. این اقدام پس از کارزاری هماهنگ از سوی رسانههای خدمات عمومی صورت میگیرد؛ رسانههایی که استدلال کردهاند نقششان در آگاهسازی جامعه، زیر سایه فیدهای الگوریتمی که تعامل را بر دقت ترجیح میدهند، کمرنگ شده است.

پیشنویس دستورالعمل پیشنهاد میکند الگوریتمها باید محتوای رسانههای شناختهشده را برجستهتر کنند و این جایگاه میتواند به برخی روزنامههای محلی و ملی نیز گسترش یابد.
این ایده روی کاغذ منظم و ساده به نظر میرسد. اما پرسشی دشوار را پیش میکشد: چه کسی حق دارد برچسب اعتماد را دریافت کند؟ مرزبندی میان یک برند خبری قابل اتکا و یک تولیدکننده محتوای محبوب، از نظر سیاسی و فنی پرچالش است. سازمانهای خبری برای قرار گرفتن در این فهرست تلاش خواهند کرد. تولیدکنندگان مستقل نگران میشوند که در اولویت پایینتری قرار بگیرند. رقابت برای کسب این مهر اعتبار میتواند بسیار شدید باشد.
شرکتهای فناوری به سرعت واکنش نشان دادهاند. رئیس امور عمومی یوتیوب در اروپا استدلال کرده است که این بینندگان هستند که باید تصمیم بگیرند چه چیزی تماشا کنند و وادار کردن پلتفرمها به ترجیح دادن کانالهای منتخب دولت، در حق تولیدکنندگان محتوا ناعادلانه خواهد بود. پلتفرمها میگویند استقلال تحریریه و بیطرفی الگوریتمی از اصول اصلی شیوه فعالیت آنهاست.
با این حال، وزیران به انتخابات و دورههای ناآرامی اجتماعی اشاره میکنند و آنها را نشانهای میدانند که وضعیت فعلی کارآمد نیست. پیشنویس مشاوره عمومی که در ۱ ژوئیه منتشر شد، قواعد ویژهای را برای زمانهای بحران مطرح میکند؛ زمانی که اطلاعات معتبر بیش از هر وقت دیگری اهمیت دارد. این متن همچنین گسترش حمایتها به تحریریههای منطقهای را بررسی میکند؛ تحریریههایی که از نظر مالی تحت فشارند و با خطر نادیده گرفته شدن در میان منابع پرشمارتر، بهویژه منابع خارجی، روبهرو هستند.
این مسیر بدون هزینه نیست. اولویت دادن به رسانههای باسابقه میتواند به کاهش دروغهای آسیبزا کمک کند. در عین حال، ممکن است جایگاه بازیگران بزرگ و تثبیتشده را محکمتر کند و امکان کشف صداهای کوچکتر را محدود سازد. حتی اگر الگوریتمها طوری دیده شوند که از پیش تعیین میکنند چه چیزی گزارشگری مشروع محسوب میشود، ممکن است با آزادی بیان نیز در تعارض قرار بگیرد.
صداهای فعال در صنعت رسانه از هدف کلی استقبال میکنند، اما خواستار دقت و ظرافت بیشتر هستند. برخی مدیران رسانهای تمرکز دولت بر مقابله با اطلاعات نادرست را تحسین میکنند، در حالی که نسبت به رویکردی یکسان برای همه هشدار میدهند؛ رویکردی که میتواند تنوع اکوسیستم رسانهای را کوچکتر کند. برخی دیگر معتقدند تقویت رسانههای سنتی بهتنهایی اعتماد عمومی را بازنمیگرداند؛ این کار به سلامت تحریریه، سرمایهگذاری در روزنامهنگاری محلی و شفافیت هم از سوی اتاقهای خبر و هم از سوی پلتفرمها نیاز دارد.
پیشنویس دولت تنها به فیدهای خبری محدود نمیشود. این متن شامل پیشنهادهایی برای محدود کردن دیوارهای پرداخت در پخش زنده رویدادهای مهم ورزشی است و میکوشد مانع شود رویدادهای شاخصی مانند جام جهانی و المپیک صرفاً به تجربههایی آنلاین و پولی تبدیل شوند. این موضوع بازتابدهنده این نگاه گستردهتر است که برخی رویدادهای فرهنگی باید همچنان برای عموم مردم بهطور گسترده در دسترس بمانند.
اجرای این طرح پیچیده خواهد بود. تعریف ارائهدهندگان قابل اعتماد، ممیزی الگوریتمها و اعمال مقررات جدید به پشتوانه حقوقی و نظارت فنی نیاز دارد. پلتفرمها نیز با شدت لابی خواهند کرد و هم اصل موضوع و هم جنبههای عملی آن را به چالش میکشند.
پس کاربران در کجای این ماجرا قرار میگیرند؟ فعلاً این بحث از یادداشتهای تحلیلی و لابیگری به سمت مشاوره رسمی حرکت میکند. باید انتظار بحث عمومی پرحرارت، نشستهای توجیهی صنعت و شاید حتی نبردهای حقوقی را داشت. یک نکته روشن است: دولتها، رسانههای پخشکننده و شرکتهای فناوری در مسیر رویارویی بر سر این پرسش قرار گرفتهاند که چه کسی شکل میدهد مردم در فضای آنلاین چه چیزی ببینند، و نتیجه این رویارویی بر جریان اطلاعات در سالهای آینده اثر خواهد گذاشت.





نظر بگذارید
نظرات (3)
ایده روی کاغذ منطقی به نظر میاد ولی سوال اینه: معیارها چی هستن و چه کسی اونها رو تعیین میکنه؟ اجرای فنی هم پیچیده س، نباید شتابزده باشه.
حمایت از رسانههای معتبر لازمه اما فقط پول دادن به بزرگا کافی نیست، باید روی روزنامهنگاری محلی و شفافیت هم کار کنن
اگر دولت تعیین کنه چه خبری قابل اعتماد باشه، خطر ساختن یک روایت رسمی که نقد و اعتراض رو خفه کنه زیاده... کی حقو داره تصمیم بگیره؟