4 دقیقه
کسی بیسروصدا وارد لابی شد. نه شوخی بود. نه اعتراض معمولی. فردی وارد ساختمان آنتروپیک شد و اعلام کرد که یک مدیرعامل کشته خواهد شد. پنج روز پیش از آن، فردی تلاش کرده بود خانه سم آلتمن را بمبگذاری کند. این دیگر صرفا لحن تند بخش نظرات اینترنتی نیست، بلکه کوچ هولناک خشم آنلاین به قلمرو خطر فیزیکی است.
والاستریت ژورنال زنجیرهای از حوادث را ردیابی کرده که شبیه داستانی جنایی و پرتعلیق است: تهدید به مرگ، بیانیههای شوم، یک تلاش مشکوک برای بمبگذاری و افرادی غریبه که با هدف آشکار ارعاب کارکنان برای استخدام درخواست دادهاند. اهداف این تهدیدها شامل شرکتهای بزرگ و شناختهشده هوش مصنوعی و حتی شرکتهای کوچکتری است که پروژههای هوش مصنوعی را بیمه میکنند. نخ مشترک همه این موارد یکی است: خشم عمومی نسبت به تهدیدی که هوش مصنوعی برای مشاغل و جامعه تصور میشود، به تهدیدی واقعی در جهان بیرون تبدیل شده است.
چرا لحن ماجرا اینقدر سریع تغییر کرده است؟ چون اضطراب درباره اتوماسیون وقتی به معیشت، اجتماعهای محلی و خانه مردم میرسد، دیگر مفهومی انتزاعی نیست. بعضیها دکمه ارسال یک پیام تهدیدآمیز را میزنند و بعد، گاهی، از مرز عبور میکنند. در یک پرونده، مظنونی که نزدیک خانه آلتمن بازداشت شد، به تلاش برای قتل و آتشافروزی متهم شده است؛ به گفته بازرسان، آنها بیانیهای پیدا کردهاند که به حمله علیه رهبران و سرمایهگذاران هوش مصنوعی تشویق میکرد. در پروندهای دیگر، فردی که با نام مستعار برای کار در آنتروپیک درخواست داده بود، فرزندان کارکنان را تهدید کرد. در موردی دیگر نیز مردی اهل اوکلاهما که از مسئله بازپرداخت وجه خشمگین بود، پس از آنکه نتوانست به یک کارشناس انسانی خدمات مشتریان دسترسی پیدا کند، از تلافی مسلحانه سخن گفت.

آزار و تهدید دیجیتال نیز جهش چشمگیری داشته است. پژوهشگران امنیتی از افزایش تقریبا هفتبرابری تهدیدهای آنلاین علیه مدیران هوش مصنوعی و مراکز داده، از اواخر زمستان تا بهار، خبر میدهند. روشهای نفوذ و آسیبرسانی، افشای اطلاعات شخصی، و کارزارهای هماهنگ آزار آنلاین بخشی از این روند است. این فضای ارعاب شرکتهایی با هر اندازه را درگیر کرده است؛ از نامهای مشهور صنعت فناوری گرفته تا استارتاپهای کوچک و تخصصی که ناگهان خود را در همان تیررس میبینند.
نیکو لاکوا، مدیرعامل یک استارتاپ کوچک بیمه هوش مصنوعی به نام کورگی، بیپرده گفت: «حالا پوستکلفتتر شدهایم.» پس از آنکه خرابکاران اتوبوس شرکت را تخریب کردند، لاکوا میگوید چارهای جز تقویت امنیت یک کافه وابسته به شرکت در سانفرانسیسکو نداشت. این وضعیت عادی تازه است: مهندسان و مدیران ارشد اکنون نگهبان، دوربین و شرکتهای امنیت خصوصی را در بودجههایی لحاظ میکنند که زمانی تقریبا بهطور کامل بر تحقیقوتوسعه و هزینههای رایانش ابری متمرکز بود.
پول هم به دنبال ترس حرکت میکند. در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۸ درصد از شرکتهای فناوری حاضر در شاخص اساندپی ۵۰۰ اعلام کردند که برای حفاظت از مدیران ارشد هزینه کردهاند؛ افزایشی محسوس نسبت به چهار سال پیش. پالانتیر هزینههای امنیتی خود را در یک سال حدود ۱۵۰ درصد افزایش داد و رقم آن را به نزدیک ۳ میلیون دلار رساند. بودجه امنیتی اوراکل نیز حدود ۸۵ درصد رشد کرد و به ۵٫۶ میلیون دلار رسید؛ بخش بزرگی از این مبلغ به حفاظت از محل سکونت لری الیسون اختصاص داشت. هزینههای حفاظتی سیلزفورس هم به حدود ۴ میلیون دلار نزدیک شد. این ارقام برای نمایش و تشریفات نیستند؛ نوعی بیمه در برابر تهدیدهاییاند که میتوانند به جان افراد پایان دهند یا فعالیت شرکتها را متوقف کنند.
وسوسهانگیز است که این ماجرا را صرفا به داستانی عددی درباره بودجهها و بازداشتها تقلیل دهیم، اما بُعد فرهنگی آن سختتر از آن است که بتوان بهسادگی اندازهگیریاش کرد. وقتی جوامع محلی احساس کنند تغییرات فناورانه آنها را تهدید میکند، گفتوگوها میتواند بهسرعت رادیکال شود. الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر، در یک کنفرانس این موضوع را با صراحت بیان کرد: وقتی به مردم گفته میشود شغلشان از بین خواهد رفت، ممکن است خشونت در پی بیاید. این ارزیابی تند است، اما به شکافی بزرگتر اشاره میکند: فاصله میان شیوهای که رهبران فناوری آینده را توضیح میدهند و شیوهای که مردم عادی آن را در زندگی روزمره تجربه میکنند.
شرکتها تلاش میکنند این شکاف را کمتر کنند. آنها نهتنها در حال بازنگری در مرزهای امنیتی خود هستند، بلکه میکوشند شیوه تعامل با کارگران نگران، همسایگان و نهادهای تنظیمگر را نیز تغییر دهند. برخی برنامههای شفافیت را گسترش میدهند و برخی دیگر استخدام محلی و ارتباط با جامعه پیرامونی را افزایش میدهند. هیچکدام از این اقدامات راهحل معجزهآسا نیست. اعتماد، وقتی فرسوده شود، به کندی بازسازی میشود.
لحظه کنونی روشن میکند که بحث درباره هوش مصنوعی دیگر به مقالههای دانشگاهی یا یادداشتهای مطبوعاتی محدود نیست؛ این بحث اکنون پشت در خانهها و مقابل دروازههای مراکز داده جریان دارد. اگر صنعت هوش مصنوعی میخواهد لحن فضا را تغییر دهد، باید پیشرفت فنی را با تعهدات اجتماعی روشن همراه کند، آن هم هرچه سریعتر. در غیر این صورت، خشم اینترنت همچنان راه خود را به خیابان پیدا خواهد کرد.





نظر بگذارید
نظرات (4)
مطالبهگری محلی منطقیه، ولی تبدیل خشم به تهدید فیزیکی غیرقابل قبول؛ شرکتها زودتر شفاف باشن، استخدام محلی و گفتوگو لازمه
وااای، این دیگه تهدید به قتل! آدم میترسه، امنیت باید اولویت باشه نه فقط چتبات و مدلها، جدی لطفا رسیدگی کنین
توی استارتاپ ما هم ترس و قفل در رو تجربه کردیم، مردم وقتی معیشتشون میلرزه واکنش تند میشه، ولی خشونت راه حل نیست، هرچند میفهمم عصبانیتو
واقعا چنین تهدیدهایی؟! از فضای توییتر تا جلوی در خونه، این دیگه خطر جدیِ... اگه واقعیه باید سریع پاسخ بدن، نه فقط بیانیه رسمی