«هیچکس با من تماس نگرفت. حتی یک بار.» این شوخیای بود که بیل اسکاشگورد در پادکست «هپی سد کانفیوزد» جاش هوروویتز مطرح کرد و حرفش بیصدا اما معنادار نشست: او برای آزمون نقش در پروژه تازه جیمز باند به کارگردانی دنی ویلنوو دعوت نشده بود. نه تماسی، نه اشارهای در فهرست گزینهها، و نه حتی کنجکاوی سادهای برای دیدن او.
بحثها درباره انتخاب بازیگر این روزها حسابی داغ شده است؛ نامهایی مانند کالوم ترنر، جاش اوکانر و جک لودن مطرح شدهاند و گزارشهای تازه میگویند رابرت پتینسون و نیکلاس هولت هم آزمون دادهاند. با این حال، نام اسکاشگورد از این گفتوگوها غایب مانده است. او با خندهای نیمهجدی گفت شاید تصور کردهاند یک بازیگر سوئدی برای این نقش مناسب نیست. فکری عجیب، آن هم در دورانی که انتخاب بازیگر در سینمای جهان تا این اندازه بینالمللی شده است.
او درباره تعهد بلندمدت کاملا صریح بود. اسکاشگورد نمیخواهد یک دهه به یک شخصیت گره بخورد. ترجیح میدهد حضوری کوتاه اما قدرتمند داشته باشد. یک شرور بهیادماندنی و تاثیرگذار، شبیه مسیری که مدس میکلسن رفت، نه حضوری طولانی و پایانناپذیر در نقش ۰۰۷. کوتاه. تیز. تکاندهنده.

وقتی صحبت از انتخاب نقش میشود، اسکاشگورد تاکید دارد که از غریزهاش پیروی میکند، نه از یک فهرست آماده. او دنبال برچسب «نقش منفی» نمیگردد. اگر نقشی او را جذب کند، میپذیرد. اگر نه، صبر میکند. خودش هم با صداقت از ریسک حرفهای این رویکرد میگوید: گاهی چنین انتخابی به فاصلههای طولانی میان پروژهها منجر میشود. انگار میخواهد بگوید سکوت بهتر از تکرار است.
کارنامه او همین حالا هم رنگوبویی تاریک دارد: پنیوایز در «آن»، کنت اورلاک در «نوسفراتو» رابرت اگرز، اریک دراون در «کلاغ»، و مارکیز وینسنت د گرامون در «جان ویک: فصل ۴». هر نقش متفاوت است. هرکدام با صدایی جداگانه شکل گرفتهاند. با این حال، او میپذیرد که از مسیرهای مشابهی عبور کرده و حالا دنبال چیزی تازه است؛ یک آنتاگونیست اصیل، نه تکرار نسخههای قبلی.
پس دفعه بعد که شایعههای انتخاب بازیگر جیمز باند دوباره بالا گرفت، این نکته را به خاطر داشته باشید: اسکاشگورد شاید نقش ۰۰۷ را نخواهد، اما اگر نقش درست باشد، میتواند به رقیبی فراموشنشدنی برای او تبدیل شود. شما چه کسی را مقابل جیمز باند بعدی انتخاب میکنید؟
.avif)



نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.