9 دقیقه
تحلیل کلی بازار موبایل در ۲۰۲۵
تصور کنید چشمانداز تلفنهای هوشمند جایی باشد که یک برند سایهای بلند و قابلتشخیص بر سر بازار افکنده است. این برند در ۲۰۲۵ اپل است: طبق گزارش Counterpoint Research و پایشگر Smartphone Installed Base Tracker، یک دستگاه از هر چهار گوشی فعال در جهان یک آیفون است. این آمار ساده است؛ اما پیامد آن بسیار گسترده است.
پایه نصبشده (Installed Base) چیست و چرا اهمیت دارد؟
پایه نصبشده صرفاً معادل ارسالهای خام دستگاه نیست. این فهرست زندهای از دستگاههایی است که مردم هنوز با خود حمل میکنند، آنها را شارژ میکنند و هر روز رویشان حساب میکنند. پایه نصبشده عوامل مختلفی را لحاظ میکند: طول عمر یک گوشی، میزان چسبندگی اکوسیستم به کاربران و اینکه آیا کاربران در همان برند بهروزرسانی و تعویض میکنند یا خیر. وقتی این معیار را در نظر میگیریم، مشخص میشود که اپل و سامسونگ در مقام تسلط قرار دارند — دو شرکتی که تنها آنها هستند که از مرز یک میلیارد دستگاه فعال عبور کردهاند — و در مجموع ۴۴٪ از پایه نصبشده جهانی گوشیهای هوشمند را تشکیل میدهند.
چه عاملی باعث اهمیت این آمار برای فعالان صنعت میشود؟
چرا این موضوع برای افرادی که بازار فناوری را دنبال میکنند اهمیت دارد؟ چون قدرت بازار تنها به فروش فصلی محدود نمیشود. وقتی تعداد زیادی از دستگاههای فعال حول چند اکوسیستم متمرکز میشوند، توسعهدهندگان نرمافزار، سازندگان لوازم جانبی و حتی تبلیغدهندگان توجه خود را معطوف آن اکوسیستمها میکنند. برتری اپل در ۲۰۲۵ تصادفی نیست: Counterpoint اشاره میکند که اپل در سال گذشته تعداد خالص دستگاههای فعال جدید بیشتری نسبت به هفت سازنده دیگر (OEM) بعدی مجموعاً اضافه کرده است. این یک نوسان گذرا نیست؛ بلکه نشانهٔ شتاب و مومنتوم است.

ساختار رقابت: برندها و جایگاه آنها
پشت ارقام کلی، داستانهای آشنایی قرار دارند. شیائومی بهطور محکم در جایگاه سوم از منظر کاربران فعال نشسته است و اوپو و ویوو در تعقیب آن هستند. این برندها جایگاه خود را بر اساس تنوع محصول — گوشیها در ردههای قیمتی مختلف — گسترش تهاجمی در بازارهای جدید و توسعهٔ مجموعهای از خدماتی ساختهاند که هدفشان نگه داشتن مشتریان درون اکوسیستم شرکت است. اگر اپل و سامسونگ قهرمانان سنگینوزن بازار باشند، این برندهای چینی رقبای همهفنحریفاند که در بخشهای میانرده و مقرونبهصرفه زمین میگیرند.
رشد منطقهای: نمونهٔ Transsion
رقیب دیگری وجود دارد که فضای متمایزی را حک کرده است: گروه Transsion. به لطف رشد سریع در خاورمیانه، آفریقا و بخشهایی از جنوبشرقی آسیا، Transsion — گروهی که پشت برندهایی مانند Tecno، itel و Infinix قرار دارد — به جایگاه ششم از منظر سهم دستگاههای فعال صعود کرده است. ظهور آنها یک حقیقت ساده را نشان میدهد: قوتهای منطقهای هنوز اهمیت دارند. قیمتگذاری محلی، توزیع مناسب و سفارشیسازی فرمور (firmware) میتواند کاربران وفادار را جلب کند، جایی که نامهای بزرگتر با مشکل مواجه میشوند.
بازگشت و تثبیت: هواوی و آنر
هواوی و آنر مجموعهٔ هشت برند برتر را کامل میکنند. آنر بهطور ویژه از مرز ۲۰۰ میلیون دستگاه فعال عبور کرده است؛ دستاوردی که نشاندهندهٔ احیا و بازگشت معنادار پس از سالها چالشهای ژئوپولیتیکی و اختلالات زنجیرهٔ تأمین است. نزدیک به آن، برندهایی مانند موتورولا و ریلمی هم در آستانهٔ ورود به باشگاه ۲۰۰ میلیون دستگاه فعال قرار دارند؛ Counterpoint اشاره میکند که اگر روندهای کنونی حفظ شود، این دو برند نیز به زودی به این گروه خواهند پیوست.
پیامدهای استراتژیک برای ذینفعان
بنابراین مدیران محصول، توسعهدهندگان اپلیکیشن و ناظران صنعت باید چه نتیجهگیریهایی داشته باشند؟ چند نکتهٔ کلیدی:
- طول عمر و وفاداری اکوسیستم همانقدر که فروش جدید مهم است، بازار را شکل میدهد. کاربران طولانیمدت و دستگاههای فعال موجود درآمد خدمات پس از فروش، فروش لوازم جانبی و اشتراکها را تضمین میکنند.
- قهرمانان منطقهای مهم خواهند ماند — و گاهی شگفتیساز. برندهایی که مدل قیمتگذاری محلی، کانال توزیع و سفارشیسازی نرمافزاری مناسبی دارند میتوانند در بازارهای هدف بسیار قدرتمند ظاهر شوند.
- مقیاس، نفوذ میآورد. وقتی تقریباً نیمی از پایهٔ دستگاههای فعال در اختیار دو برند باشد، این شرکتها در تعیین اولویتهای پلتفرمی، تجربههای اپلیکیشن و بازار لوازم جانبی برای سالها نقش اساسی ایفا میکنند.
پیام برای توسعهدهندگان اپلیکیشن
برای توسعهدهندگان، تمرکز بر اکوسیستمهای غالب معنی دارد. بهینهسازی اپ برای iOS و خانوادهٔ دستگاههای سامسونگ (که معمولاً شامل بهینهسازی برای نسخههای مختلف اندروید و لایههای سفارشیسازی مانند One UI میشود) میتواند اولویت بالاتری از پشتیبانی از دهها پوستهٔ متفاوت در دستگاههای کمتقاضا داشته باشد. همزمان، حفظ یک استراتژی چندپلتفرمی و استفاده از ابزارهای تحلیلی برای ردیابی رفتار کاربران در بازارهای منطقهای به توسعهدهندگان کمک میکند تا محلهای مناسب سرمایهگذاری در محصول و بازاریابی را تشخیص دهند.
تأثیر بر سازندگان لوازم جانبی و تبلیغدهندگان
سازندگان کیسها، شارژرها، هدفونها و سایر لوازم جانبی معمولاً به دنبال بزرگان بازار میروند تا بیشترین تقاضا را بهدست آورند. از طرفی، تبلیغدهندگان و اپراتورهای خدماتی زمانی که دسترسی به جمع میلیونی دستگاههای فعال در یک اکوسیستم داشته باشند، بودجهٔ تبلیغات و پیشنهادات خود را به سمت آن اکوسیستم سوق میدهند — به خصوص وقتی که ابزارهای تبلیغاتی و دادههای تحلیلی پلتفرمها برای هدفگیری بهتر مخاطبان فراهم است.
چشمانداز تکنیکی و عملیاتی
برای تحلیل دقیقتر، باید جزئیات فنی و عملیاتی را هم در نظر گرفت:
- چرخهٔ جایگزینی دستگاه: متوسط طول عمر گوشی (replacement cycle) و نرخ نگهداری (retention) کاربران در هر برند تأثیر مستقیم بر پایه نصبشده دارد. برندهایی که بهروزرسانی نرمافزاری طولانیتر و ارزش اقلام دستدوم بالاتر ارائه میدهند معمولاً نرخ نگهداری بهتر دارند.
- خدمات و مدلهای درآمدی: ارائهٔ خدمات مبتنی بر اشتراک (cloud، سرویسهای رسانهای و امنیتی) به افزایش درآمد بهازای هر کاربر فعال کمک میکند و کاربران را در اکوسیستم نگه میدارد.
- سفارشیسازی فرمور و محتوای محلی: برندهایی که فرمور (firmware) و رابط کاربری را با عادات و نیازهای محلی تطبیق میدهند، در بازارهای خاص موفقتر عمل میکنند؛ نمونهٔ مشخص این رویکرد را در Transsion میبینیم.
منابع داده و تحلیل
دادههای پایهٔ نصبشده معمولاً از ترکیب منابع مختلف بهدست میآیند: پنلهای کاربری، دادههای اپراتور، اطلاعات فروش و تخمینهای زنجیرهٔ تأمین. برای تصمیمگیران محصول و بازاریابان، ترکیب این دادهها با شاخصهایی مانند نرخ فعالسازی روزانه، نگهداری دورهای و رفتار دروناپی (in-app behavior) میتواند نقشهٔ راه موثرتری برای توسعهٔ محصولات و کمپینهای بازاریابی فراهم کند.
نیروهای جغرافیایی و ژئوپلیتیکی
یکی از درسهای مهم این دادهها این است که رقابت جهانی لزوماً یکپارچه نیست. قوتهای منطقهای و عوامل ژئوپلیتیکی میتوانند ساختار بازار را بهشدت تغییر دهند. محدودیتهای صادراتی، سیاستهای حکومتی، و روابط تجاری میتوانند بر دسترسی به قطعات و زنجیرهٔ تأمین تأثیر بگذارند و در نتیجه سهم بازار را جابهجا کنند. همچنین، شرکتهایی که توانایی سازگاری سریع با مقررات جدید را دارند، شانس بیشتری برای حفظ یا افزایش پایه نصبشده خواهند داشت.
نمونهٔ تاثیر سیاستها بر برندها
محدودیتهایی که برای برندهای خاص ایجاد شد باعث شد آنها مدل کسبوکار و کانالهای توزیع خود را بازتعریف کنند؛ بهعنوان مثال، تمرکز بر بازارهای داخلی یا حرکت به سمت فروش مستقیم به مصرفکننده (D2C) و خدمات پس از فروش قویتر. این تغییرات میتواند به بازیابی سهم بازار یا بازآفرینی برند منتهی شود؛ اتفاقی که در مورد آنر و برخی دیگر از برندها دیده میشود.
چشمانداز آینده و توصیههای کاربردی
اعداد داستان را نشان میدهند، اما رفتار کاربران فصل بعدی را مینویسد. در اینجا چند توصیهٔ عملی برای بازیگران مختلف بازار وجود دارد:
- برای مدیران محصول: تمرکز بر حفظ طول عمر دستگاه و ارتقای تجربهٔ اکوسیستمی — بهخصوص در زمینهٔ بهروزرسانیهای نرمافزاری و خدمات پس از فروش — میتواند تفاوت ایجاد کند.
- برای توسعهدهندگان اپلیکیشن: اولویتبندی پلتفرمها بر اساس پایهٔ نصبشده و تحلیل رفتار کاربران در بازارهای هدف؛ اجرای استراتژیهای محلیسازی و بهینهسازی عملکرد در دستگاههای میانرده و پایینرده.
- برای سرمایهگذاران و تحلیلگران: دنبال کردن نرخ رشد خالص دستگاههای فعال (Net Active Additions) و پایداری درآمدهای خدماتی میتواند سیگنالهای بهتری نسبت به تنها نگاه به فروش فصلی ارائه دهد.
- برای برندهای منطقهای: حفظ تمرکز بر قیمتگذاری محلی، کانالهای توزیع مؤثر و همکاری نزدیک با اپراتورها و فروشگاههای محلی برای افزایش نفوذ بازار.
نتیجهگیری
در نهایت، سه شعار کلیدی از این تحلیل بیرون میآید: طول عمر و وفاداری اکوسیستم به اندازهٔ فروشهای جدید اهمیت دارد؛ قهرمانان منطقهای همچنان نقش مهم و گاهی تعیینکنندهای بازی میکنند؛ و در نهایت مقیاس، نفوذ و جهتدهی بازار را تعیین میکند. وقتی نزدیک به نیمی از پایهٔ دستگاههای فعال در اختیار دو برند باشد، آن دو برند نهتنها بازار سختافزار، بلکه مسیر توسعهٔ نرمافزار، تجربهٔ کاربری و بازار لوازم جانبی را برای سالها شکل میدهند.
اعداد داستان را بازگو میکنند، اما رفتار کاربران فصل بعدی را مینویسد. جایی را که مشتریان میمانند تماشا کنید، آنگاه خواهید دید که کدام شرطها روی اکوسیستمها برنده خواهد شد.
منبع: gsmarena
ارسال نظر