7 دقیقه
مروری کلی
اقتباس جدید، شورهای کهنه
اقتباس ۲۰۲۶ اِمرالد فنل از رمان «بلندیهای بادگیر» نوشتهٔ امیلی برونته در این فصل بهعنوان موضوعی غافلگیرکننده برای گفتگو تبدیل شده — نه لزوماً بهخاطر استقبال همگانی منتقدان، بلکه بهخاطر پذیرش گستردهٔ تماشاگران. علیرغم واکنشهای بحثبرانگیز نسبت به انتخاب بازیگران و دوریهای جسورانه از متن رمان، مخاطبان سینما به این فیلم با رضایتِ قابلتوجهی واکنش نشان دادهاند: در حال حاضر Rotten Tomatoes نمرهٔ تماشاگران را بر اساس بیش از ۲۵۰ رأی تأییدشده ۸۴٪ گزارش میکند، در حالی که نمرهٔ منتقدان ۶۳٪ است.
مارگو رابی و جیکوب الوردی نقشهای طوفانیِ کاترین ارنشاو و هیتکلیف را بر عهده دارند و هستهٔ اجرا-محورِ اقتباسِ بصری و بلندپروازانهٔ فنل را تشکیل میدهند. طراحی صحنه و فیلمبرداری از سوی بسیاری از بینندگان بهخاطر بازسازیِ جویِ تپهها و فضاهای داخلی ستوده شده است؛ فضاهایی که با حسی شهوانی و بسته، جهانِ روایت را میسازند و با تمهای اصلی فیلم —وسواس، حسادت و انتقام— همسو هستند.
چرایی استقبال مخاطبان
چرا مخاطبان به این نسخه گرایش پیدا کردهاند
بخشی از واکنش مثبتِ تماشاگران ناشی از شیمی قوی بین رابی و الوردی و انتخابهای کارگردانی جسورانهٔ فنل است. هواداران از نسخهای استقبال میکنند که بیشتر حسِ سینمایی دارد تا پیروی صرف از متن، با ضرباهنگی معاصر و ارزشهای تولیدی بالاتر. با این حال، طرفدارانِ سختگیرِ ادبی نسبت به تغییرات روایی و تصمیمهای نمایشی واکنش نشان دادهاند — موضوعی آشنا هر زمان که رمانی مقدس در پردههای معاصر بازتفسیر میشود.

زمینهسازی کمک میکند تا این شکاف توضیحپذیرتر شود: فنل بیشتر برای فیلم «Promising Young Woman» شناخته میشود، فیلمی که منتقدان و تماشاگران را قطببندی کرد اما در نهایت بحث و گفتوگو ایجاد نمود. تمایل او برای ریسکپذیری بازتابدهندهٔ روند بزرگتری در صنعت است: اقتباسهای جدید غالباً بر خلقِ فضا، اجرا و چارچوببندیِ موضوعی تأکید میکنند تا وفاداری لفظی. فشارهای پلتفرمهای استریم و باکسآفیس جهانی فیلمسازان را تشویق میکند تا کلاسیکها را به شیوههایی بازتولید کنند که با مخاطبان جدید همصدا شود.
موقعیتِ این اقتباس در میان دیگر نسخهها قابل توجه است. در Rotten Tomatoes، تنها نسخهٔ ۱۹۳۹ هنوز اندکی بالاتر قرار دارد (۸۵٪ مخاطبین)، در حالی که نسخههای ۱۹۷۰، ۱۹۹۲ و ۲۰۱۱ نمرات کمتری از سوی بینندگان داشتهاند. این موضوع فیلم فنل را در مقامِ بالاتری از حیث محبوبیت عمومی قرار میدهد، حتی اگر نظرِ منتقدان ملایمتر باشد.
پشتصحنه و دریافت عمومی
عوامل تولید و نقش LuckyChap
مشارکت LuckyChap Productions (شرکت مارگو رابی) و انتخابهای دقیق در لباس و صحنه در ایجاد حس لمسی فیلم نقش داشتهاند. تیمِ طراحی صحنه و لباس تلاش کردهاند تا توازنی بین بازسازی بستر تاریخی رمان و جلوههایی مدرن برقرار کنند؛ انتخابی که همواره مخاطبان را به بحث واداشته است. در فضای شبکههای اجتماعی، هواداران زیباییشناسی فیلم و اجراهای اصلی را ستودهاند، تصاویر و تحلیلهای صحنهای به اشتراک گذاشتهاند؛ در همین حال، بسیاری از جوامعِ کتابخوانِ آنلاین همچنان درگیر مناقشات داغ در خصوص وفاداری و تفسیر هستند.
از منظر تولید، فیلمبرداریِ محیطی، نورپردازی و صداگذاری همگی در جهت شکلدهی تجربهٔ عاطفیِ مخاطب بهکار رفتهاند. استفاده از قابهای بسته و حرکت دوربینِ نزدیک به صورتِ ارادی حسِ خفقان و اغوا را تقویت میکند، در حالی که نماهای بازِ دشتی یادآور فضای بکر رمان هستند اما با رنگپردازیِ امروزی بازتعبیر شدهاند.
بافت تاریخی اقتباسها و مقایسهها
چگونه این نسخه در میان اقتباسهای قبلی قرار میگیرد
مقایسه با اقتباسهای پیشین و با کارهای قبلی فنل، این فیلم را به یک مورد مطالعهٔ جالب تبدیل میکند در باب این که چگونه ادبیات کلاسیک برای ذائقههای معاصر بستهبندی میشود. نسخهٔ ۱۹۳۹ که هنوز نزد مخاطبان سنتی احترام دارد، بیشتر به روایتِ کلاسیک و ملودرامِ همیشگی نزدیک است؛ در حالی که اقتباسهای بعدی تلاشهایی متفاوت برای تأکید بر بعدهای روانشناختی یا رمانتیکِ اثر داشتهاند. نسخهٔ فنل در کنار نگاشتِ تصویریِ معاصر، بر عناصر تیرهتر و پیچیدهتر داستان تمرکز میکند تا برای نسلی که با زبان سینمای مدرنتر آشناست قابلدسترستر شود.
این بازبینیها زمینهٔ مقایسهٔ بازیگران، انتخاب زاویههای دوربین، و حتی ترجمهٔ موسیقی متن را فراهم میآورد. برای مثال، تمرکز روی جزئیاتِ طراحی لباس و آرایشِ شخصیتها میتواند برداشت مخاطب از قدرتمندی یا شکنندگیِ شخصیتها را تغییر دهد؛ امری که در تحلیلهای فیلمدوستان و منتقدین به کرات بازتاب یافته است.
جنجالها و بحثهای تمدیدی
مسائل نمایشی، انتخاب بازیگر و بازنمایی
مسائل مربوط به انتخاب بازیگر و نحوهٔ بازنمایی شخصیتها، بهویژه در فضای حساس کنونیِ بحث دربارهٔ تنوع و اصالت تاریخی، واکنشهایی ایجاد کرده است. برخی منتقدانِ ادبی از تغییرات روایی بهعنوان خیانتی نسبت به متن یاد کردهاند، در حالی که طرفدارانِ فیلممحور از بازآفرینیِ جسورانه استقبال کردهاند. این نوع اختلافنظرها در میان اقتباسهای مطرحِ ادبی همواره رخ میدهد و نشاندهندهٔ تنش میان «وفاداریِ تاریخی به متن» و «تحولِ هنری برای مخاطبِ معاصر» است.
در کنار این، شبکههای اجتماعی بهعنوان میدانِ بحث عمل کردهاند: از تحلیلهای دقیقِ صحنهها و نقدهای تخصصی تا واکنشهای عاطفی و میمهای طنز. این گسترشِ دیالوگ عمومی باعث شد که فیلم فراتر از چرخهٔ نقدِ رسمی نیز دیده شود و بحثهایی پیرامون کاربردِ اقتباسهای کلاسیک در آموزش، بازنشر کتابها و فروش ادبیات کلاسیک شکل گیرد.
تحلیل فنی و روایی
فیلمنامه، ضرباهنگ و ساختار روایی
فیلمنامهٔ فنل ترکیبی از وفاداریِ موضوعی و تغییرات ساختاری برای همخوانی با قالب سینمایی است. او برخی از خطوط روایی را فشرده کرده و بهجای پیگیریِ تمامِ جزئیات رمان، بر عناصر مقابلهای و تعارضهای مرکزی تمرکز نموده است. این رویکرد ضرباهنگی سریعتر و نمایی سینماییتر ایجاد میکند که برای تماشاگران امروزی آشناست، اما ممکن است بعضی از خوانندگان رمان را ناامید کند که به دنبال تکرار دقیقتر روایتِ بلندِ برونته هستند.
در سطح فنی، تدوین و ضرباهنگِ نماها برای افزایش تنشِ روانیِ داستان بهکار رفته است؛ تقاطعِ نماهای گذشته و حال، و استفاده از فلاشبکهای پرسرعت تا حدی به نیتِ نمایشِ خاطراتِ تکهتکهشدهٔ شخصیتها کمک میکند. موسیقی متن، که ترکیبی از عناصر کلاسیک و الکترونیکِ کمحجم است، نیز در خلقِ فضای احساسیِ متغیر نقش مهمی دارد.
مجموعبندی و ارزش فرهنگی
ارزش اخلاقی، ادبی و فرهنگی اقتباس
چه آن را بازآفرینیِ تازه بدانید و چه انحرافی بحثبرانگیز، این اقتباس علاقهٔ نسل تازهای از سینماروها را به رمانِ برونته برانگیخته است. احیای توجه نسبت به متنِ ادبی میتواند منجر به افزایش فروش نسخههای چاپی، ترجمههای جدید و بحثهای دانشگاهی دربارهٔ خوانشهای نو از اثر شود. از منظر فرهنگی، این نوع اقتباسها نشان میدهد که چگونه متنهای قرن نوزدهمی میتوانند در گفتوگوی امروز دربارهٔ هویت، جنسیت، قدرت و انتقام معناهای تازهای پیدا کنند.
در نهایت، این فیلم نمونهای است از اینکه چگونه سازندگان معاصر تلاش میکنند تعادلی بین احترام به منبع و نیازهای بصری و بازارِ امروز برقرار کنند. حتی اگر کاملاً بینقص نباشد، بسیاری از بینندگان معتقدند که اقتباس توانسته عمقِ عاطفیِ داستانِ برونته را به شیوهای سینمایی و همزمان معاصر بازآفرینی کند.
خلاصه اینکه: یک اقتباس ناپخته اما قدرتمند که برای بسیاری از تماشاگران، شدتهای عاطفیِ داستانِ برونته را به شکلی سینمایی و همزمان معاصر ثبت میکند.
منبع: smarti
نظرات
کوینهانت
معقول ته، حس سینماییتر به اثر داده تا پیروی کور از متن. بعضی تصمیمها رو قبول ندارم اما کلیت برا تماشاگر امروزی جواب میده
رودایکس
وااای، مارگو رابی و الوردی؟ انتظار نداشتم انقدر ترکیبشون جواب بده 🙂 طراحی صحنه جذابه، بعضی حذف ها اما اذیتم کرد...
ارسال نظر