8 دقیقه
مروری کلی
چرا نسخه امرالد فنل از «بلندیهای بادگیر» بحثبرانگیز شده
برداشت جسورانهٔ امرالد فنل از رمان کلاسیک امیلی برونته، «بلندیهای بادگیر»، با همان نوع هیاهوی قطبیکنندهای عرضه شده که معمولاً اقتباسهای رادیکال از آثار محبوب به دنبال دارند. در این فیلم مارگوت رابی در نقش کاترین ارنشاو و جیکوب الوردی در نقش هیثکلیف بازی میکنند؛ نسخهٔ جدید بهجای پیروی از محدودیتهای متعارف درامهای دورهای، بازسازیای پرزرقوبرق و حسی ارائه میدهد—نسخهای که رویکردش را به خشونت نمایشی، شهوانیسازی و آناکرونیسم (انحراف عمدی از تناسبات زمانی) معطوف کرده است. نتیجه کار اثری است که برخی منتقدان آن را هیجانانگیز و مدرن میخوانند و برخی دیگر، پوچ یا افراطی مینامند.
خلاصهٔ وضعیت انتقادی
بازخوردهای منتشرشده پیش از اکران رسمی فیلم، چشماندازی تا حدّ زیادی قطبیشده از نگاه منتقدان ارائه میکنند. طرفداران آثار قبلی فنل—بهویژه Promising Young Woman و Saltburn—با زبان بصری تحریکآمیز و ابهام اخلاقی کارگردان آشنا خواهند بود و برخلاف نگاه محافظهکارانهٔ دوران، از گرایش او به تجربههای سینمایی با بار اخلاقی و بصری قدرتمند آگاهند. چندین منتقد فنل را به خاطر گسترش و تکامل احساسات و رنجهای داستان برونته در قالبی سینمایی تحسین کردهاند؛ مثلاً دیوید رونی از The Hollywood Reporter فیلم را «نمایشی خوشسلیقه و تحریککننده» توصیف کرده که گاه میان حماقت و درخشانی تلوتلو میخورد و جذابیتش را برای تماشاگرانی که عاشق عاشقانههای باشکوه دورهایاند مانند Bridgerton قابلفهم میداند.
زیباییشناسی و واکنش منتقدان
یک زیباییشناسی جسورانه و اختلاف نظرها
اما همه نظر مطابق نیست. عدهای از منتقدان استدلال میکنند انتخابهای پرزرقوبرق فنل هستهٔ عاطفی اصلِ برونته را خالی کرده است. نشریهٔ The Independent نتیجه را «بهطرز شگفتآوری تهی» خواند و این ایده را مطرح کرد که رؤیای نوجوانی کارگردان—او بارها گفته رمان را در ۱۴ سالگی خوانده و تحتتأثیر قرار گرفته—ممکن است به تلفیقی سطحی و شبیه به داستانهای طرفداران (fan-fiction) انجامیده باشد تا درامی وفادار به متن اصلی.
این اختلاف نظرها بخشی از یک بحث گستردهتر دربارهٔ اقتباسهای ادبی و انتظارات مخاطب است: آیا اقتباس باید «وفادار» بماند یا میتواند با «بازآفرینی» زبان و فرم جدیدی برای روایت تأثیرگذاری عرضه کند؟ فنل در این پروژه نشان میدهد که پاسخ او به سمت بازآفرینی است؛ رویکردی که مخاطبان جدید و طرفداران آثار سینمایی نوگرا را جذب میکند اما خالصگرایان ادبی را دلسرد خواهد ساخت.
تصاویر، صدا و احساساتِ فیلم
آنچه فیلم به چشم میآید، میشنود و گزینشی احساس میکند
یک تصویر تکرارشونده در نقدها: شخصیتها همواره خیس و آغشتهاند—باران، گل، عرق و سایر مایعات با دقتی تقریباً فتیشیستی تصویر شدهاند. منتقد Vulture اشاره کرده است که فیلم «با مایعات میدرخشد»، از چهرههای لغزنده از باران تا نماهای بسته از گوشت خام و خمیر چسبناک. این فیلمسازی لمسی و تقریباً فیزیکی، شدت بدنی داستان را تقویت میکند: وسواس، میل و خشونت بیش از آنکه صرفاً ضربههای روایی باشند، تجربههایی حسی میشوند که تماشاگر آنها را از راه بصری و شنیداری حس میکند.
از منظر فنی، بسیاری معتقدند فیلم از نظر جزییات تولیدی صیقلیافته و حرفهای است. Empire از اجرای فنی و ارزشهای تولیدی تمجید کرد، حتی اگر به این نتیجه رسیده باشد که اقتباس برای سبک، عمق روایی را قربانی کرده است. نشریهٔ The Atlantic زیباییشناسی فنل را ترکیبی از ظرافت و زشتیِ بلند و آشفتهٔ زیرین توصیف کرد—امضای بصریای که برای تماشاگرانی که از تئاترالیتی تیز و گزندهٔ Promising Young Woman لذت بردهاند آشنا خواهد بود.
بعلاوه، طراحی صحنه، نورپردازی و کار روی بافتها—پارچهها، گلها، زمینهای باتلاقی—طراحیشدهاند تا تجربهٔ دیداری یکپارچهای بسازند که هم مدرن است و هم بهطور آگاهانه از نشانههای دورهای فاصله میگیرد؛ انتخابی که بر میزان نزدیکی یا دوری تماشاگر از متن کلاسیک تأثیرگذار است. در حوزهٔ صدا نیز، سکانسهایی با طراحی صوتی دقیق و گاه مخرب وجود دارد که فضا را بهسمت اضطراب و فروپاشی عاطفی هدایت میکنند.
بازیگری و شیمیِ بازیگران
بازیها، شیمی و بازیگران مکمل
مارگوت رابی و جیکوب الوردی رهبریِ گروه بازیگری قدرتمندی را بر عهده دارند که شامل هانگ چائو، آلیسون اولیور، شزاد لطیف، مارتین کلونز و دیگران میشود. برخی منتقدان به نقشآفرینیهای درخشان اشاره کردهاند—آلیسون اولیور بهویژه توسط نشریهٔ The Times مورد توجه قرار گرفت و گفتهاند او به فیلم نفس میبخشد حتی وقتی که رابطهٔ مرکزی بین کاترین و هیثکلیف آن شیمیای که برخی انتظار داشتند را ندارد.
با این حال، نقدهایی نیز هست: بعضی منتقدان میگویند هستهٔ عاطفی فیلم کشدار و نازک است؛ وقتی داستانی بهقدرِ «بلندیهای بادگیر» در ذات خود تراژیک است و صمیمیت جفت مرکزیاش از دست میرود، منتقدان معتقدند که میزان خطر و کنشها بیحس میشوند. شیمی میان رابی و الوردی برای عدهای قانعکننده بوده و برای برخی دیگر ناکافی؛ این اختلاف بازتابی از تقسیم گستردهتر در برداشت از بازسازی شخصیتها و انگیزههای آنهاست.
در مجموع، بازیگران مکمل—از جمله نقشهای فرعی که حس اجتماع و طبقهٔ اجتماعی را میسازند—نقش مهمی در توازن فیلم ایفا میکنند. وقتی یک اقتباس رویکردی اکسپریمنتال دارد، تکیه بر بازیگران توانمند و درک دقیق کارگردان از رویکردِ بازیگری ضروری است تا روایت از زمین کنده نشود؛ در این فیلم، این تکیهگاه تا حدودی کار کرده و گاه هم نه.
مقایسه با اقتباسهای دیگر و روندهای معاصر
این نسخه چطور در برابر اقتباسهای دیگر و گرایشهای روز قرار میگیرد
این «بلندیهای بادگیر» در روند بزرگتری از سینما و تلویزیون قرار میگیرد: بازتصور ادبیات کلاسیک از منظرهای سینمایی مشخصاً معاصر. بهجای یک درام دورهای وفادار، فیلم فنل به سمت بازآفرینی میرود—مشابه برخی اقتباسهای مدرن از جین آستن و سایر کلاسیکها که سبک و دستیابیپذیری برای مخاطبان جوانتر را در اولویت قرار میدهند. جایی که اقتباسهای سنتی بهدنبال شکوه تاریک و جزییات دورهای هستند، فنل انرژی اغراقشده و تقریباً کمپ را انتخاب کرده که برای کسانی که دنبال نوآوریاند خوشایند خواهد بود اما ممکن است خالصگرایان را بیگانه کند.
برای مخاطبانی که از Saltburn و Promising Young Woman فنل بهخاطر بافتهای اخلاقی و بصریشان لذت بردهاند، این فیلم لذتهای آشنایی ارائه میدهد: mise-en-scène جسورانه، تغییرات لحن ریسکی و تمایل به تحریک؛ اما اگر طرفدار نسخههای آرامتر و وفادارتر «بلندیهای بادگیر» هستید، این نسخه احتمالاً احساس ناهماهنگی خواهد کرد. این مسأله بخشی از بحث گستردهتری است دربارهٔ اینکه چه کسانی و چرا باید اجازه داشته باشند نسخهای کلاسیک را «دوبارهسازی» کنند—مسئلهای که شامل حقوق سازندگان، انتظار مخاطب و نقش اقتباس بهعنوان یک نوع هنری است.
پشتصحنه و بازخورد مخاطبان
پشتصحنه و نکاتی دربارهٔ پذیرش فیلم
واکنشهای اولیهٔ تماشاگران ترکیبی اما شدید بودهاند؛ شبکههای اجتماعی پیش از اکران رسمی بین تمجیدهای شورانگیز از جلوههای شهوانی و تئاتری فیلم و نقدهای تند از سوی کسانی که انتظار ترجمهٔ وفادارانهتری از رمان داشتند تقسیم شدهاند. شایعات منتشرشده از نمایشهای رسانهای بر طراحی صحنهٔ دقیق و موسیقیای اشاره دارند که بین رومانتیکِ گسترده و موتیفهای مدرنِ ناموزون نوسان میکند—انتخابهایی که نوسان مداوم فیلم بین کلاسیک و معاصر را تحتِ تأکید قرار میدهند.
مورخ سینما، مارکو ینسن، میگوید: «فنل فیلمی ساخته که عمداً بهدنبال بیقراری است. در لحظاتی هیجانآور و در لحظاتی دیگر خستهکننده است—اقتباسی که از شما میخواهد پیشفرضها را کنار بگذارید تا شاید پاداش بگیرید.» این توصیف تا حدّ زیادی بازتاب پیچیدگی پذیرشِ آگاهانهٔ یک اقتباس پرخطر است؛ فیلمهایی که خواهان تحریک و برانگیختن واکنشاند، اغلب مخاطبانی گزینشی و دیدگاههای متناقضی از منتقدان و تماشاگران دریافت میکنند.
از منظر تجاری و جشنوارهای، چنین آثاری معمولاً بر مبنای استقبال منتقدان، حضور در رقابتهای فستیوال و گفتگوهای اجتماعی دربارهٔ فرهنگ و اقتباس ارزیابی میشوند؛ بنابراین موفقیت نهایی آنها تنها به فروش گیشه محدود نیست بلکه به نفوذ فرهنگی و بحث و تأثیری که بر ادبیات اقتباس میگذارند نیز وابسته است.
چه کسانی باید این فیلم را ببینند؟
برای چه تماشاگرانی این نسخه مناسب است
اگر به سینمای آوانگاردِ کارگردانانه، بازآفرینیهای دورهای تحریکآمیز و ملودرام رمانتیکِ اغراقشده علاقهمندید، نسخهٔ فنل از «بلندیهای بادگیر» تجربهای جذاب—اگرچه ناقص—خواهد بود. اگر کتابدوست محافظهکاری هستید که دنبال بازگوییای کاملاً وفادار به متن برونته است، با توقعات تعدیلشده به سراغ فیلم بروید: این کارگذاری بیشتر بازآفرینی است تا بازتولید دقیق.
خلاصه اینکه، «بلندیهای بادگیر» به کارگردانی امرالد فنل اقتباسِ قطبیکننده و از نظر بصری برجستهای است که میلهای شهوانی و امپالسهای تراژیک رمان را پررنگتر میکند و آن را بهقیمت کنار گذاشتن برخی از اصول وفاداری روایتی متعارف همراه میسازد. میزان موفقیت فیلم بستگی به این دارد که آیا شما در اولویت قرار دادن وفاداری عاطفی یا جسارت سینمایی را ترجیح میدهید.
منبع: smarti
نظرات
دانیکس
زیباییشناسی فیلم قویِ، ولی برای من عمقِ عاطفی کم شده؛ شیمی رابی و الوردی یه جاها جواب میده، جاهای دیگه نه.
پمپزون
خوندنِ این مرور مثل یه گفتوگوی جمعیه، هم تعریف داره هم نقد؛ هنوز برام سواله تماشاگر هدف دقیقاً کیه ؟
مکس_x
من طرفدار نسخههای قدیمیام ولی میفهمم بعضیا دنبال نوآورن، دیدم تو جشنواره هم واکنشها دو قطبی بود، شخصا کنجکاوم ببینم
آرمین
آیا لازم بود اینقدر آنارکونیسم و نمایش خشونت؟ یعنی واقعاً هستهٔ عاطفی برونته حفظ شده یا فقط ظاهره؟
لابکور
فنل جسور بوده، بعضی صحنهها واقعا کاری شدن اما انگار گاهی احساس رمان رو فدا کرده، با این حال ارزش دیدن داره.
روداکس
وای، مارگوت رابی تو نقش کاترین؟! کلی کنجکاوم ببینم چی از دل این بازسازی جوونه زده... عجیب ولی جذاب
ارسال نظر