3 دقیقه
نامهایی هستند که بیسروصدا شکل میدهند هر شب چه چیزی تماشا کنیم. جیمز باروز یکی از همان نامها بود.
او دنبال نورافکنها نرفت. صحنه را ساخت. باروز بیش از پنج دهه به تعریف ریتم و زمانبندی کمدی در کمدی موقعیت آمریکایی کمک کرد؛ از بار دودگرفتهای که قلب سریال چیرز بود تا شیمی گروهی فشرده و دقیق فرندز و ویل و گریس. رد پای او بر ماندگارترین کمدیهای تلویزیون دیده میشود.
اعضای خانواده به مجله پیپل گفتند باروز روز جمعه در ۸۵ سالگی و در کنار عزیزانش درگذشت. به گفته آنها، او آرام از دنیا رفت و کارنامهای از خود به جا گذاشت که شبیه فهرستی از چهرهها و آثار مهم تاریخ تلویزیون است. کارگردانان، بازیگران و نویسندگان سالها از استعداد او در پیدا کردن همان لحظهای گفتهاند که باعث میشود یک شوخی درست بنشیند، و بعد مطمئن میشد دوربین همان لحظه را ثبت کند.
باروز خالق مشترک چیرز بود و اپیزودهایی از مجموعهای چشمگیر از سریالها را کارگردانی کرد. او ۱۵ قسمت از فرندز را کارگردانی کرد و به شکلگیری لحن اولیه سریالی کمک کرد که مسیر حرفهای جنیفر انیستون، کورتنی کاکس، متیو پری، لیزا کودرو، مت لوبلانک و دیوید شویمر را دگرگون کرد. او همچنین قسمتهایی از ویل و گریس و بسیاری آثار دیگر را کارگردانی و تهیهکنندگی کرد.

شبکه انبیسی نقطه عطف کارنامه او، یعنی کارگردانی هزارمین قسمت کمدیاش را با برنامهای پرستاره گرامی داشت. در فوریه ۲۰۱۶، این شبکه برنامه «تلویزیون تماشایی: ادای احترام ستارگان به جیمز باروز» را پخش کرد؛ برنامهای که بازیگران مجموعههایی را گرد هم آورد که او هدایتشان کرده بود و هنری را جشن گرفت که باروز در آن به استادی رسیده بود.
در طول سالها جوایز هم از راه رسیدند: چندین تقدیر امی و افتخارهایی از سوی همتایانش در انجمن کارگردانان. اما جایزهها فقط بخشی از داستان را روایت میکنند. سند واقعی نفوذ او سادهتر است: سریالهایی که لمس او را دارند هنوز به نویسندگان یاد میدهند چگونه یک صحنه بسازند و به بازیگران میآموزند چگونه گوش بدهند.
او در لسآنجلس به دنیا آمد و بخشی از جوانیاش را در نیویورک گذراند. باروز که از نظر تحصیلی روحیهای جستوجوگر و ناآرام داشت، در اوبرلین درس خواند و بعدها به مدرسه نمایش ییل رفت. نخستین کار تلویزیونی او مربی دیالوگ در برنامه او.کی. کرکربی بود؛ برنامهای که پدرش، ایب باروز، آن را خلق کرده بود. او از دل همان دوره شاگردی، مسیری حرفهای ساخت که بیهیاهو کمدی موقعیت تلویزیونی را برای نسلها هدایت کرد.
آنچه باروز را خاص میکرد گوش او بود. میدانست چه زمانی باید مکث را نگه دارد. میدانست چه زمانی باید کات بدهد. به بازیگران اعتماد میکرد. کارگردانان میتوانند تکنیک آموزش بدهند. او زمانبندی و اعتماد را آموخت. جمله کوتاه. اثر بزرگ.
او فقط قسمتها را کارگردانی نکرد؛ به تلویزیون یاد داد چگونه نفس بکشد.
تلویزیون از میلیونها انتخاب کوچک ساخته میشود. جیمز باروز در طول عمر حرفهای خود صدها هزار مورد از این انتخابها را انجام داد. چه کسی هست که به خاطر یکی از آنها نخندیده باشد؟ با ادامه پخش تکرارها و کشف آن فیلمنامههای قدیمی توسط تماشاگران تازه، آثار او همچنان به جای خودش سخن خواهند گفت.














نظر بگذارید
نظرات (3)
خاطره شخصی: بچه که بودم تکرار فرندز رو میدیدیم، هنوز بعضی سکانسها گیر میده بهت. شاید واقعا همین انتخابای ریز باشن که جادوشو میسازن
این خبر قابل اطمینانِ؟ همیشه فکر میکردم کارگردانا کمتر شناخته میشن, ولی این قدر تاثیرگذار؟
وااای، باروز یعنی نفسکشیدنِ تلویزیون... نمیدونستم چقدر دستش توی لحظهسازی قوی بوده. چه آدمیه، آرام اما همهجا؛ حس غم عجیبیه