3 دقیقه
تمجید تازه و بیمقدمه تام هالند از شوکآور مستقل «وسواس» اینترنت را به جنبوجوش انداخته است؛ نه فقط به این دلیل که گفت عاشق فیلم شده. او این فیلم را در سالنی شلوغ در لندن و در کنار زندایا تماشا کرد، و توصیفش از واکنش تماشاگران شبیه نامهای عاشقانه به تجربه جمعی سینما بود: مردم جیغ زدند، گریه کردند و خندیدند. لحظههایی کوچک، اما با اثری بزرگ.
هالند «وسواس» را «بهزیبایی ساختهشده و بهشدت سرگرمکننده» توصیف کرد و بازیگران را یکی از دلایل اصلی موفقیت فیلم دانست. این حمایت علنی و مثبت، پیشبینیپذیرانه دو واکنش میان طرفداران به همراه داشته است: آیا هالند قصد ورود به ژانر وحشت را دارد، و آیا او و زندایا روزی شرکت تولید فیلم خودشان را راهاندازی میکنند؟ هر دو پرسش بیشتر از آنکه شایعهپردازی باشند، شبیه فصلهای منطقی بعدی برای دو بازیگری به نظر میرسند که هرگز از تجربه قلمروهای تازه در سینما نترسیدهاند.
«وسواس» را کاری بارکر، یوتیوبر ۲۶ سالهای که به فیلمسازی روی آورده، نوشته و کارگردانی کرده است؛ نخستین فیلم کمبودجه او صنعت سینما را غافلگیر کرده. این فیلم با بودجهای حدود ۷۵۰ هزار دلار ساخته شد و اکنون فروش جهانیاش از ۳۰۵ میلیون دلار فراتر رفته است؛ نشانهای روشن از اینکه یک ایده هوشمندانه با اجرای قدرتمند هنوز میتواند از سازوکارهای بزرگ هالیوود پیشی بگیرد. چهرههای هالیوودی آشکارا تحتتأثیر قرار گرفتهاند، و تماشاگران حتی بیشتر.

داستان درباره مردی درمانده به نام بارون بیلی، با بازی مایکل جانستون، است که برای به دست آوردن دل نیکی، با بازی ایندی ناوار، به یک اسباببازی فراطبیعی به نام بید تکآرزو پناه میبرد. همانطور که میتوان حدس زد، عشقی که از راه میانبر به دست میآید بهایی اخلاقی و هولناک دارد: فیلم با مهارت نشان میدهد چگونه میل و درماندگی میتوانند درهایی را باز کنند که آرزو میکردید هرگز گشوده نمیشدند.
چرا حمایت هالند اهمیت دارد؟ نخست اینکه نام او در میان گروههای مختلف مخاطبان وزن و اعتبار دارد. دوم اینکه اشتیاق او نشانه روندی بزرگتر است: ستارههای جریان اصلی سینما کمکم دارند گونهای از فیلم ترسناک متمرکز، ایدهمحور و پرکشش را تحسین میکنند و گاهی حتی از آن حمایت میکنند؛ همان نوع آثاری که زمانی بیشتر در محدوده سینمای هنری دیده میشد. سینمای ژانر به آزمایشگاهی برای روایتگری جسورانه تبدیل شده، و وقتی چهرهای شناختهشده از یک موفقیت مستقل تمجید میکند، موج فرهنگی آن اثر چند برابر میشود.
آیا خود هالند وارد سینمای وحشت خواهد شد؟ تصور وسوسهانگیزی است. او پیشتر گستره توانایی و آمادگیاش برای غافلگیر کردن مخاطب را نشان داده. آیا او و زندایا میتوانند این کنجکاوی را به یک برند تولیدی تبدیل کنند تا از پروژههایی مانند «وسواس» حمایت کنند؟ اتفاقات عجیبتری هم رخ دادهاند، و اغلب فقط به این دلیل که یک چهره مشهور گفته است: «این را ببینید.»
اگر قرار باشد از حرفهای هالند یک نکته بیرون بکشیم، این است: فیلمهای بزرگ گاهی از مسیرهایی غیرمنتظره مخاطبان خود را پیدا میکنند. باید چشم به موجهای بعدی «وسواس» داشت، و همچنین به زمزمههای رسانهای که ناگهان بیشتر شبیه احتمالهای جدی برای انتخاب بازیگر به نظر میرسند.














نظر بگذارید
نظرات (2)
واقعاً هالند میخواد بره سمت وحشت؟ یا فقط دنبال موج و ترند شده؟ این حمایت میتونه فیلمو نابود کنه یا نجات؟
هالند گفت عاشقش شده؟ وای… مگه ممکنه! توی سالن با زندایا، جیغ و گریه؟ یه حس خوبِ جمعی، خیلی باحال. امیدوارم سر و صداش به سود فیلمای مستقل بمونه.