اثر محله های دوران جوانی بر سلامت قلب در دهه های بعد

پژوهشی تازه نشان می‌دهد شرایط نامطلوب محله در اوایل بزرگسالی می‌تواند خطر کلسیفیکاسیون عروق کرونر، تصلب شرایین و رویدادهای قلبی را در سال‌های بعد افزایش دهد.

4 نظرات
اثر محله های دوران جوانی بر سلامت قلب در دهه های بعد

6 دقیقه

کد پستی شما می‌تواند شبیه یک زندگی‌نامه باشد. این کد فقط نشانی محل سکونت را ثبت نمی‌کند، بلکه مواجهه‌هایی را دنبال می‌کند که به‌گفته پژوهش‌های تازه، ممکن است دهه‌ها بعد درون سرخرگ‌ها خود را نشان دهند.

یک مطالعه جدید نشان می‌دهد شرایط نامطلوب محله در اوایل بزرگسالی با سطوح بالاتر کلسیفیکاسیون عروق کرونر ارتباط دارد؛ نشانه‌ای قابل اندازه‌گیری از تصلب شرایین و پیش‌بینی‌کننده رویدادهای قلبی آینده. این یافته نگاه ما به خطر بیماری‌های قلبی عروقی را بازتعریف می‌کند: نه فقط رژیم غذایی و ورزش، بلکه مکان‌هایی که افراد در سال‌های جوانی و شکل‌گیری زندگی در آن‌ها ساکن بوده‌اند.

یک پژوهش تازه نشان می‌دهد محله‌هایی که افراد در اوایل بزرگسالی در آن زندگی می‌کنند، ممکن است اثراتی ماندگار بر سلامت قلب داشته باشند.

سنجش یک مکان، نه فقط یک عامل منفرد

پژوهشگران نورث‌وسترن مدیسین با استفاده از داده‌های مطالعه CARDIA، یک گروه هم‌گروهی چند دهه‌ای که بزرگسالان را از جوانی تا میانسالی دنبال می‌کند، شاخصی ترکیبی از عوامل اجتماعی تعیین‌کننده سلامت در محله ساختند. این تیم به‌جای جدا کردن عواملی مانند درآمد یا تحصیلات به‌تنهایی، چندین ویژگی محلی را ترکیب کرد تا بار تجمعی محیطی را که فرد در آغاز زندگی بزرگسالی تجربه کرده است، بهتر نشان دهد.

چرا این موضوع اهمیت دارد؟ زیرا محله‌ها نظام‌هایی پیچیده‌اند. ترافیک، کیفیت هوا، دسترسی به غذای سالم، انسجام اجتماعی، فرصت‌های اقتصادی و زیرساخت‌های محلی با یکدیگر تعامل دارند. یک شاخص ترکیبی می‌تواند اثر مشترک این عوامل را شناسایی کند و الگوهایی را آشکار سازد که مطالعات تک‌متغیره ممکن است از دست بدهند.

از محله‌ها تا سرخرگ‌ها

پژوهشگران شاخص جدید محله را با اندازه‌گیری‌های تکرارشونده کلسیفیکاسیون عروق کرونر یا CAC پیوند دادند؛ یک نشانگر تصویربرداری که رسوبات کلسیم را در سرخرگ‌های کرونر نشان می‌دهد. امتیازهای CAC با میزان بار پلاک و خطر آینده حمله قلبی همبستگی دارند. این تیم برای در نظر گرفتن رفتارهای فردی و عوامل خطر سنتی، از آمار پیشرفته و یادگیری ماشین استفاده کرد تا سیگنال افزوده‌ای را که از خود محیط محله می‌آید، جدا کند.

افرادی که در اوایل بزرگسالی محیط‌های محله‌ای نامطلوب‌تری را تجربه کرده بودند، در سال‌های بعد بیشتر در معرض ایجاد CAC قابل توجه قرار داشتند. این ارتباط در میان شرکت‌کنندگان سیاه‌پوست برجسته‌تر بود؛ الگویی که با نابرابری‌های گسترده‌تر در پیامدهای بیماری‌های قلبی عروقی همخوانی دارد.

لیفانگ هو، دکترای پزشکی و دکترا، استاد پزشکی پیشگیرانه و اطفال و نویسنده ارشد مقاله، گفت: «این مطالعه با تغییر تمرکز از عوامل خطر سبک زندگی فردی به درکی جامع‌تر از اینکه زمینه محله چگونه سلامت را شکل می‌دهد، به پیشرفت این حوزه کمک می‌کند.»

لیفانگ هو، دکترای پزشکی و دکترا، استاد پزشکی پیشگیرانه و اطفال، نویسنده ارشد مطالعه‌ای بود که در Nature Communications منتشر شد. 

روش‌ها چه چیزی را آشکار می‌کنند

در اصل، این رویکرد مشاهده بلندمدت را با تحلیل‌های چندبعدی و پیشرفته پیوند می‌دهد. CARDIA اندازه‌گیری‌های بالینی و تصویربرداری تکرارشونده را در طول دهه‌ها فراهم می‌کند؛ شاخص جدید محله نیز داده‌های سرشماری، مسکن و محیط‌زیست را در طول زمان و مکان روی آن قرار می‌دهد. یادگیری ماشین به پژوهشگران کمک کرد مشخص کنند کدام ویژگی‌های محله، در ترکیب با یکدیگر، قوی‌تر از همه CAC سال‌های بعد را پیش‌بینی می‌کنند.

این به آن معنا نیست که محله‌ها به‌تنهایی عمل می‌کنند. رفتارهای خطر فردی، ژنتیک و دسترسی به خدمات درمانی همچنان اهمیت دارند. اما این تحلیل نشان می‌دهد زندگی در منطقه‌ای کم‌برخوردار در دوران جوانی، ردپایی زیستی بر جا می‌گذارد که حتی با وجود تغییرات بعدی در رفتار یا شرایط زندگی نیز پایدار می‌ماند.

پیامدها برای پزشکان و جوامع

این پژوهش پرسش‌های کاربردی مهمی مطرح می‌کند. آیا پزشکان هنگام ارزیابی خطر بیماری قلبی عروقی باید درباره محله‌های محل زندگی در اوایل عمر سؤال کنند؟ آیا مداخله‌های سطح جامعه، مانند بهبود حمل‌ونقل عمومی، فضای سبز یا دسترسی به غذای سالم، می‌تواند سال‌ها بعد به کاهش قابل اندازه‌گیری کلسیم در سرخرگ‌ها منجر شود؟ این مطالعه به راهبردهای بالینی و سلامت عمومی اشاره دارد که مکان زندگی را به‌عنوان یک تعیین‌کننده بلندمدت سلامت قلب در نظر می‌گیرند.

هو و همکارانش قصد دارند شاخص محله را در برابر پیامدهای دیگر بیماری‌های قلبی عروقی، از جمله حمله قلبی و نارسایی قلبی، آزمایش کنند و آن را در موقعیت‌های جغرافیایی متفاوت به کار ببرند. آن‌ها همچنین می‌خواهند مشخص کنند کدام ویژگی‌های محله قابل تغییرند و هدف گرفتن کدام‌یک از نظر هزینه اثربخش‌تر است.

دیدگاه کارشناس

دکتر النا مورالس، متخصص قلب و پژوهشگر سلامت جمعیت که در این مطالعه نقشی نداشته است، گفت: «محله‌ها را مانند مواجهه‌هایی با اثر آهسته در نظر بگیرید. آن‌ها مانند یک سرخرگ مسدود، رویداد فوری ایجاد نمی‌کنند، اما طی سال‌ها فیزیولوژی بدن را به‌تدریج به یک سمت سوق می‌دهند. این فشار تجمعی به شکل پلاک کلسیفیه دیده می‌شود. اگر می‌خواهیم بیماری قلبی را در سطح جمعیت کاهش دهیم، باید با محله‌ها مانند عوامل خطر بالینی برخورد کنیم.»

زمینه گسترده‌تر و گام‌های بعدی

بیماری‌های قلبی عروقی همچنان مهم‌ترین علت مرگ‌ومیر در سراسر جهان هستند. پژوهش‌هایی که ارزیابی خطر را از سطح فرد فراتر می‌برند و زمینه اجتماعی و محیطی را نیز وارد آن می‌کنند، به توضیح نابرابری‌های پایدار در پیامدها کمک می‌کنند. تیم نورث‌وسترن با نشان دادن ارتباطی ملموس میان محیط سکونت در اوایل زندگی و بیماری سرخرگی در سال‌های بعد، هدفی قابل اندازه‌گیری برای پژوهش و سیاست‌گذاری ارائه می‌دهد.

مطالعات آینده باید سازوکارها را روشن‌تر کنند. آیا مسیر اصلی بیشتر رفتاری است و از راه رژیم غذایی، ورزش و استرس میانجی‌گری می‌شود؟ یا مواجهه‌های محیطی مانند آلودگی هوا و سروصدا نقش پررنگ‌تری دارند؟ طراحی‌های طولی که نشانگرهای زیستی التهاب، هورمون‌های استرس و اندازه‌گیری‌های مستقیم محیطی را دربر می‌گیرند، می‌توانند به باز کردن این گره‌ها کمک کنند.

جمع‌بندی

محله‌ها حافظه دارند. مکان‌هایی که افراد در آن به بزرگسالی می‌رسند، می‌توانند دهه‌ها بعد ردپای خود را در سرخرگ‌هایشان باقی بگذارند. پذیرش این واقعیت، فرصت‌های پیشگیری را به مراحل بالادستی منتقل می‌کند؛ از مشاوره فردی به سرمایه‌گذاری اجتماعی. اگر راهبردهای سلامت عمومی بتوانند بار تجمعی نهفته در محله‌ها را کاهش دهند، شاید در آینده نه فقط جوامعی سالم‌تر ببینیم، بلکه در اسکن‌های بعدی سرخرگ‌های کلسیفیه کمتر و در نسل‌های آینده حملات قلبی کمتری رخ دهد.

منبع: scitechdaily

ارسال نظر

نظرات

مهدی

دیدم همسایه‌ای که تو یه محله محروم بزرگ شده بود الان کلی مشکل قلبی داره، این مقاله انگار یه جور توضیح میده،‌ حس میکنم واقعیه

شهرتاب

نکته مهمی رو مطرح کرده ولی حس میکنم کمی اغراق داره؛ نیاز به مطالعات مداخله‌ای و مقایسه‌ای هست، بخصوص برای اینکه بفهمیم کدوم تغییرات شهری واقعا بازده دارند

توربو

خوبه ولی سوال دارم: آلودگی هوا، سروصدا، یا استرس شغلی چطوری جدا شده؟ همه اینها با هم قاطی نمیشن؟

دیتاویو

وای یعنی کد پستی می‌تونه تا این حد روی رگ و قلب تاثیر بذاره؟ شوکه شدم… واقعاً عجیب و تا حدی نگران‌کننده

مطالب مرتبط