نقد فیلم فرار با بازی راسل کرو؛ جنایتی خوش ساخت اما محتاط

نقد و بررسی فیلم فرار با بازی راسل کرو؛ نگاهی به واکنش منتقدان، نقاط قوت بازی‌ها و فضای نوآر فیلم و ضعف‌هایی مثل ریتم نامتوازن، فیلمنامه محتاط و تعلیق کم‌رنگ.

ترانه علویترانه علوی.4 دیدگاه
نقد فیلم فرار با بازی راسل کرو؛ جنایتی خوش ساخت اما محتاط

4 دقیقه

راسل کرو مثل نیرویی فرسوده اما مهارنشدنی از دل طبیعت وارد قاب می‌شود و در بخش بزرگی از فیلم فرار دلتان می‌خواهد همراه او پیش بروید. سپس فیلم، گاهی با ظرافت و گاهی با لکنت، به قلمروی آشنا می‌لغزد. داستان به‌عنوان یک روایت جنایی فشرده درباره صاحب یک کلوب شبانه آغاز می‌شود؛ مردی که رویای بازنشستگی آرامش با یک سرقت بی‌محابا از هم می‌پاشد. فیلم در ادامه زمان خود را صرف چانه‌زنی با فساد، خیانت و جزئیات ریز بقا می‌کند.

فیلم فرار به کارگردانی درک بورته و با فیلمنامه‌ای که او همراه دنیل فورته بر اساس رمان Strip نوشته تام پری نوشته، گروه بازیگران قابل‌توجهی را کنار هم قرار می‌دهد: راسل کرو، آرون پال، لوک ایوانز، ترزا پالمر، نینا دوبرو و دنیژ ژیواتو که در اینجا با نام دنی زواتو معرفی شده است. مارکو کاپاک، صاحب کلوبی گرفتار در آلبانی، تمام توجه را به خود جلب می‌کند. او از آن قهرمان‌هایی است که نمای نزدیک می‌طلبد. شخصیت‌پردازی دارید. فضا دارید. اما چیزی در ساختار فیلم مانع می‌شود که اثر به لبه تیز و هویت مستقل خودش برسد.

واکنش منتقدان

واکنش‌ها به فیلم متفاوت بوده است. در راتن تومیتوز، فیلم بر اساس ۲۰ نقد منتقدان امتیاز ۵۵ درصد را دارد. متاکریتیک نیز با جمع‌بندی پنج نقد، به امتیاز ۴۹ از ۱۰۰ رسیده است. معنایش روشن است: بعضی منتقدان بخش‌هایی از فیلم را تحسین کرده‌اند، اما بسیاری احساس کرده‌اند که فیلم هرگز کاملا به وعده‌هایش عمل نمی‌کند.

راجرایبرت دات کام امتیاز ۶۳ از ۱۰۰ را به فیلم داد و ایده مرکزی آن را محکم، هرچند نه انقلابی، توصیف کرد. این نقد از بازیگران و رویکرد بصری فیلم تمجید کرد و نوشت که فیلم در بدترین حالت، ۱۰۰ دقیقه قابل تماشا ارائه می‌دهد؛ با این حال اشاره داشت که اثر به‌ندرت از حد کفایت فراتر می‌رود و به ماندگاری واقعی می‌رسد.

هالیوود ریپورتر با امتیاز ۶۰ از ۱۰۰، اجرای راسل کرو را برجسته دانست و او را بازیگری دارای جذابیت مغناطیسی و همواره تماشایی توصیف کرد؛ حتی زمانی که فیلم از مدار شخصی شخصیت او فاصله می‌گیرد. همین حضور، صحنه‌هایی را که ممکن بود کم‌جان به نظر برسند، سرپا نگه می‌دارد.

نمره‌های پایین‌تر از چند رسانه دیگر آمد. امتیاز ۵۰ از ۱۰۰ از رسانه ۵۰ تجربه تماشای فیلم را صریح خلاصه کرد: فیلم به‌راحتی فراموش می‌شود، حتی اگر راسل کرو همچنان در لحظاتی لذت‌بخش باشد. اسکرین رنت نیز با امتیاز ۵۰ از ۱۰۰ استدلال کرد که درک بورته، کارگردان و نویسنده فیلم، ظاهرا همان فیلمی را ساخته که در ذهن داشته است؛ اثری که طعمی از خونسردی دوران جکی براون را وام می‌گیرد، اما هرگز لحن را درست درنمی‌آورد. به باور این نقد، دیالوگ‌های تیز و برنده در فیلم کم است. مشکلات ریتم نیز ضعف‌های فیلمنامه را پررنگ‌تر می‌کند.

ایندی‌وایر با امتیاز ۲۵ از ۱۰۰ تندترین واکنش را نشان داد و از اکشن فیلم به دلیل نداشتن تعلیق و از تلاش‌هایش برای خلق لحظات کمیک به خاطر نرسیدن به ضرباهنگی طبیعی انتقاد کرد. این نقد عصاره نارضایتی مشترک بسیاری از منتقدان را بیان می‌کرد: فیلمی که بیش از حد محتاط بازی می‌کند و همین احتیاط به ضررش تمام می‌شود.

با وجود گروه بازیگران قدرتمند و لحظاتی از کاریزمای واقعی، فیلم فرار اغلب درست در جایی محتاط به نظر می‌رسد که باید جسور باشد.

پس چه چیزهایی درست از کار درآمده‌اند؟ بی‌تردید راسل کرو. او به مارکو بافت، وزن و وقار کلاسیک می‌بخشد و حتی ضرباهنگ‌های آشنا را باورپذیر و به‌جا نشان می‌دهد. طراحی بصری فیلم نیز به طیفی تیره و حال‌وهوای نوآر متمایل است که برای چنین داستان جنایی مناسبت دارد. سکانس‌هایی وجود دارند که جان می‌گیرند: گفت‌وگوهای تهدیدآمیز، زمزمه یک کلوب در لحظه بسته‌شدن، و تنگ‌تر شدن آهسته گزینه‌های مردی که راه پس و پیشش محدود می‌شود.

با این حال، فیلم یک دست را روی فرمان و دست دیگر را روی ترمز نگه می‌دارد. روایت گاهی به پیچش‌های قابل پیش‌بینی رضایت می‌دهد. ریتم در اتصال بخش‌ها می‌لنگد. دیالوگ‌هایی که می‌خواهند زیرکانه باشند، بعضی وقت‌ها بی‌اثر فرود می‌آیند. می‌شود الهام‌ها را دید: کلاسیک‌های سینمای جنایی، چشمکی نزدیک به جهان تارانتینو؛ اما تقلید به معنای نوآوری نیست و منتقدان بیش از ادای احترام، انتظار خطر کردن داشتند.

اگر طرفدار درام‌های جنایی متکی بر بازیگری هستید، فیلم فرار هنوز ارزش تماشا دارد. چرخ را دوباره اختراع نمی‌کند، اما بازیگرانی را نشان می‌دهد که صادقانه کار می‌کنند و چند لحظه خوش‌ساخت هم در آستین دارد. اگر انتظار هیجان پرشتاب یا فیلمنامه‌ای بی‌وقفه و محرک دارید، آماده باشید که صبور بمانید.

در نهایت، این فیلم تماشاگران را در همان دو مسیر آشنا تقسیم خواهد کرد: تحسین بازیگران، نقد ساختار. وقتی تیتراژ پایانی بالا می‌آید، شما در کدام سمت می‌ایستید؟

ترانه علوی
من ترانه‌ام، عاشق نوشتن درباره دنیای فیلم و هنر. سعی می‌کنم هر چیزی که به زندگی جذابیت بیشتری بده رو باهات به اشتراک بذارم.

نظر بگذارید

نظرات (4)

چرخسایه

طراحی کلاب‌ها و اون فضاها عالی، واقعا حس میشه. اما دیالوگا گاهی بی‌اثر می‌افته، ریتم لنگ میزنه. چند سکانس اما واقعا خوب و پرکشش بود

مهدی

آیا منتقدا زیادی سخت گرفتن؟ منم قبول دارم فیلم محتاطه اما بعضی لحظات واقعا نشون از استعداد بازیگراست… اگر دنبال نوآوریید، شاید نه

لابکور

بخش بصری واقعا جذابه، نوآر خوش‌رنگ، اما فیلمنامه تکراریه، ریتم گاهی ول میشه. به درد کسایی میخوره که دنبال بازی خوبن نه اکشن خالص

دیتاپالس

وااای، راسل کرو با همون وقار همون‌قدرم کشوند بالا! بازی ناب، ولی فیلم انگار همیشه یه قدم عقب میمونه… حس می‌کنی ایمن بازی کردن به ضررش بوده