3 دقیقه
آنها با لباس مشکی حاضر شدند. نه برای مراسم خاکسپاری یک چهره مشهور، بلکه بهعنوان اعتراضی آرام اما کاملا علنی در دل یکی از ارزشمندترین شرکتهای فناوری جهان. کوتاه، صریح و تکاندهنده. حرکتی که بیش از هر بیانیه مطبوعاتی حرف برای گفتن داشت.
پشت این تصویر، شکافی نهفته است که ماههاست عمیقتر میشود. نظرسنجی تازهای که بزرگترین نهاد کارگری سامسونگ، اتحادیه کارگری شرکتهای متحد، از ۸,۲۹۷ کارمند بخش فاندری، یعنی تولید تراشه، انجام داده، به نتیجهای خیرهکننده رسیده است: ۸۱.۵ درصد پاسخدهندگان میگویند قصد دارند برای فرصتهای بهتر این شرکت را ترک کنند. این عدد فقط یک آمار نیست؛ یک هشدار جدی است. در مطالعات کار و صنعت، هر رقمی بالاتر از حدود ۶۲ درصد بحرانی تلقی میشود. ۸۱.۵ درصد یعنی ورود به محدوده اضطرار.
خشم کارکنان ریشهای روشن دارد. در ماه مه، سامسونگ با کارکنان بازوی تولید حافظه خود به توافق ویژهای درباره جبران خدمات رسید که عملا یک سطح پرداخت ممتاز ایجاد میکند. بر اساس این توافق، کارکنان بخش حافظه میتوانند از صندوق پاداشی معادل ۱۰.۵ درصد سود عملیاتی سالانه شرکت سهم ببرند، اما فقط در صورتی که اهداف سودآوری محقق شود: سود عملیاتی باید در سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸ از ۲۰۰ تریلیون وون، حدود ۱۳۴ میلیارد دلار، فراتر برود و در سالهای ۲۰۲۹ تا ۲۰۳۵ بالاتر از ۱۰۰ تریلیون وون، معادل ۶۷ میلیارد دلار، باقی بماند. هدفی بلندپروازانه، مشروط و برای ذینفعان بسیار سودآور.

تحلیلگران والاستریت امسال نسبت به حاشیه سود سامسونگ خوشبین بودهاند و حتی سود عملیاتی نزدیک به ۳۰۰ تریلیون وون، تقریبا ۲۰۰ میلیارد دلار، را مطرح کردهاند. اگر این پیشبینی محقق شود، کارکنان خط حافظه ممکن است بهطور میانگین برای هر نفر حدود ۶۰۰ میلیون وون پاداش دریافت کنند؛ رقمی در حدود ۴۰۰ هزار دلار برای هر فرد. در مقابل، برخی کارکنان بخش موبایل قرار است حدود ۶ میلیون وون، یا تقریبا ۴ هزار دلار، دریافت کنند. این فاصله فقط اختلاف دستمزد نیست. بیشتر شبیه یک جابهجایی لرزهای در این است که شرکت به چه کسانی پاداش میدهد و چرا.
نارضایتی مسری است. فاندری تنها واحد متلاطم نیست: ۷۵.۴ درصد کارکنان طراحی تراشه الاسآی میگویند میخواهند از شرکت خارج شوند و ۶۰.۶ درصد مهندسان تحقیق و توسعه نیمهرسانا نیز همین تمایل را گزارش کردهاند. در مقابل، تیم حافظه به شکل متناقضی تمایل بسیار کمتری به خروج نشان میدهد، حدود ۳۲.۷ درصد؛ موضوعی که فقط احساس جداسازی داخلی را شدیدتر میکند. نتیجه، امپراتوری بزرگی از تاسیسات و استعدادهاست، اما با مشوقهایی بهشدت نابرابر. چنین وضعی کینه و دلخوری را سریعتر از آنچه هر یادداشتی بتواند آرام کند، گسترش میدهد.
این فقط شکاف حقوق و پاداش نیست، بلکه گسستی اجتماعی درون یک امپراتوری شرکتی است.
پیامدهای عملی این ماجرا اهمیت زیادی دارد. وقتی مهندسان و تکنسینهای کارخانههای تراشه شروع به آمادهکردن رزومههای خود میکنند، خطر فقط متوجه بهرهوری سامسونگ نیست، بلکه زنجیره تامین جهانی تراشه را نیز تهدید میکند؛ زنجیرهای که به ظرفیت تولید این شرکت وابسته است. رقبا و فاندریهای نوپا خبرها را زیر نظر خواهند گرفت و پنجرههای جذب نیرو باز خواهد شد. نهادهای ناظر و سرمایهگذاران نیز بیتوجه نخواهند ماند؛ زیرا انسجام شرکتی در نهایت میتواند یک دارایی یا یک بدهی باشد.
فعلا سامسونگ با یک موازنه ظریف روبهروست: پاداش دادن به عملکرد و حفظ شتاب در تولید حافظه، در عین جلوگیری از خروج استعدادها از واحدهایی که چرخهای باقی شرکت را میچرخانند. نحوه مدیریت این تنش از سوی سامسونگ، آزمونی برای رهبری این شرکت خواهد بود و همچنین به مطالعه موردی مهمی برای هر شرکت بزرگ فناوری تبدیل میشود که میکوشد در عصری وفاداری بسازد که افراد با مسیر شغلی خود رای میدهند.




نظر بگذارید
نظرات (3)
دیدم این مدل تبعیضهای پاداش قبلا هم تو شرکتای بزرگ بوده، روحیه تیمی رو میکشه، بهرهوری هم سقوط میکنه. امیدوارم سامسونگ عقل جمعی داشته باشه
واقعا هدف پاداشها منطقیه؟ اینقدر فاصله ۴۰۰هزار دلار در برابر ۴۰۰۰؟ یعنی مدیریت چطور فکر میکنه اینو توجیه کنه؟ سوالا زیادن، اما آیا اصلاح میشه؟
لباس سیاه، اعتراض خاموش ولی جسورانه. ۸۱٪؟ وحشتناکه. اگه شرکت این شکافو درست نکنه، فرارِ استعدادها شروع میشه… جدی باید سریع اقدام کنن