نقش ایمنی بیرون از مغز در تشدید آسیب های بیماری آلزایمر

پژوهشی تازه نشان می‌دهد واکنش ایمنی بیرون از مغز می‌تواند با فعال‌سازی سلول‌های تی، التهاب عصبی و آسیب آلزایمر را تشدید کند و مسیرهای درمانی تازه‌ای پیش رو بگذارد.

.1 دیدگاه
نقش ایمنی بیرون از مغز در تشدید آسیب های بیماری آلزایمر

4 دقیقه

مغز را مانند باغی دورافتاده تصور کنید که ناگهان باغبانانی از بیرون به آن هجوم می‌آورند؛ کارگرانی خیرخواه که از شدت اشتیاق، همان ریشه‌هایی را بیرون می‌کشند که زندگی باغ به آن‌ها وابسته است. این تصویری است که از پژوهشی تازه در مجله نیچر نوروساینس به دست می‌آید: آسیب آلزایمر ممکن است فقط به پروتئین‌های سرکش درون نورون‌ها مربوط نباشد، بلکه بازیگران ایمنی که بیرون از مرزهای مغز آماده‌باش شده‌اند نیز در آن نقش داشته باشند.

پژوهشگرانی به سرپرستی دیوید هولتزمن، متخصص مغز و اعصاب در دانشگاه واشنگتن، بررسی کردند که چگونه پیام‌رسانی ایمنی خارج از دستگاه عصبی مرکزی می‌تواند به یک حمله داخلی تبدیل شود. عاملان این روند، سلول‌های ایمنی عمومی نیستند، بلکه یک همکاری مشخص میان سلول‌های دندریتیک متعارف نوع ۱، یا سی‌دی‌سی۱، و سلول‌های تی دارای نشانگر سی‌دی۸ مثبت است. سلول‌های سی‌دی‌سی۱ مانند کارآگاهان مولکولی عمل می‌کنند، آنتی‌ژن‌ها را به سلول‌های تی دارای نشانگر سی‌دی۸ مثبت نشان می‌دهند و به آن‌ها دستور می‌دهند تهدیدهای فرضی را از بین ببرند. در برخی مدل‌های موشی تائوپاتی، همین دستور در نهایت سلول‌های سمی برای سلول را به سوی مغز روانه می‌کند.

چرا این موضوع اهمیت دارد؟ زیرا وقتی محور سی‌دی‌سی۱ و سلول تی دارای نشانگر سی‌دی۸ مثبت سالم و فعال باقی می‌ماند، موش‌هایی که پروتئین تائو در مغزشان تجمع پیدا می‌کند، دچار التهاب و تخریب عصبی شدیدتری می‌شوند. اگر سلول‌های سی‌دی‌سی۱ غیرفعال شوند یا توانایی آن‌ها برای «ارائه متقاطع» آنتی‌ژن‌ها کاهش یابد، ورود انبوه سلول‌های تی دارای نشانگر سی‌دی۸ مثبت به مغز به شدت کم می‌شود و همراه با آن، آسیب نورونی نیز کاهش می‌یابد. نکته جالب این است که مقدار خود پروتئین تائو تغییر چندانی نمی‌کند؛ موضوعی که نشان می‌دهد حمله ایمنی، نه صرفا بار بالای پروتئینی، ممکن است علت نزدیک‌تر از دست رفتن سلول‌ها باشد.

این گفت‌وگوهای ایمنی کجا رخ می‌دهند؟ مطالعه به گره‌های لنفاوی عمقی گردن اشاره می‌کند؛ مراکز تخلیه‌ای در ناحیه گردن که در مسیر خروجی‌های لنفاوی مغز قرار دارند. آنتی‌ژن‌هایی که هنگام آسیب نورونی ناشی از تائو آزاد می‌شوند، احتمالا به این گره‌ها منتقل می‌شوند، به دست نگهبانان سی‌دی‌سی۱ می‌افتند و برای آماده‌سازی سلول‌های تی دارای نشانگر سی‌دی۸ مثبت به کار می‌روند. این سلول‌های کشنده فعال‌شده سپس دوباره به سمت مغز مهاجرت می‌کنند و پس از ورود، به التهاب عصبی و تخریب نورون‌ها دامن می‌زنند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد پاسخ ایمنی از بیرون مغز می‌تواند در نهایت خود مغز را هدف حمله قرار دهد.

این یافته یک فرض قدیمی را وارونه می‌کند. سال‌ها آلزایمر، هم از نظر مفهومی و هم در درمان بالینی، مشکلی در نظر گرفته می‌شد که پشت سد خونی مغزی محصور است. اگر دستگاه ایمنی بیرون از جمجمه همان بخشی باشد که زنگ خطر را به صدا درمی‌آورد و نیروهای کمکی را اعزام می‌کند، نقشه درمانی به شکل چشمگیری تغییر می‌کند. وقتی مهاجم از بیرون دروازه ضربه می‌زند، محاصره را چگونه باید درمان کرد؟

هدف قرار دادن فرایندهای ایمنی محیطی ممکن است راهی ساده‌تر و قابل‌کنترل‌تر برای کند کردن تخریب عصبی باشد تا تلاش برای عبور دادن داروها از سد خونی مغزی.

این ایده از نظر عملی جذابیت زیادی دارد. پزشکان اکنون داروها و روش‌هایی برای تنظیم سلول‌های تی در سرطان و بیماری‌های خودایمنی در اختیار دارند. استفاده دوباره یا سازگار کردن این رویکردها برای تخریب عصبی می‌تواند بخشی از مشکلات دشوار رساندن دارو به مغز را دور بزند. به جای طراحی مولکول‌هایی که وارد دستگاه عصبی مرکزی شوند، مداخلات درمانی می‌توانند بر تخلیه لنفاوی، مسیرهای ارائه آنتی‌ژن یا جابه‌جایی جمعیت‌های خاصی از سلول‌های تی تمرکز کنند.

البته پرسش‌های بسیاری هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند. آنتی‌ژن‌های مشتق از تائو دقیقا چگونه از نورون‌های آسیب‌دیده به گره‌های لنفاوی گردنی منتقل می‌شوند؟ چه پیام‌های مولکولی به سلول‌های تی دارای نشانگر سی‌دی۸ مثبت اجازه می‌دهد از مرزهای مغز عبور کنند و در آنجا باقی بمانند؟ و مهم‌تر از همه، آیا کاهش فعالیت ایمنی محیطی با هزینه‌های غیرقابل‌قبولی همراه خواهد بود، مانند افزایش خطر عفونت یا استعداد بیشتر به سرطان؟

در حال حاضر، این مطالعه آلزایمر را به عنوان اختلالی بازتعریف می‌کند که در آن مرز میان مغز و بدن کمتر از آنچه تصور می‌کردیم قطعی است؛ جایی که فرایندهای ایمنی محیطی می‌توانند کفه ترازو را به سوی تخریب سنگین‌تر کنند. این یافته از نوعی طراحی دارویی متفاوت و مسیر تازه‌ای برای بررسی سامانه لنفاوی مغز پشتیبانی می‌کند. اگر دستگاه ایمنی بیرون از جمجمه نخ‌های این روند را در دست دارد، آیا می‌توانیم یاد بگیریم این نخ‌ها را با دقت قطع کنیم؟ آزمایش‌های بعدی نشان خواهند داد این دریچه درمانی تا کجا می‌تواند گشوده شود.

فرشاد واحدی
به دنیای علم خوش اومدی! من فرشاد هستم، کنجکاو برای کشف رازهای جهان و نویسنده مقالات علمی برای آدم‌های کنجکاو مثل خودت!

نظر بگذارید

نظرات (1)

بیوانیکس

وای، یعنی سیستم ایمنی خارج مغز می‌تونه اینقدر نقش داشته باشه؟ تصویر باغبان وحشی رو می‌فهمم... مرزها واقعاً تار می‌شن. امیدوارم تحقیقات بعدی ریسک‌ها رو روشن کنن