3 دقیقه
شب نمایش مطبوعاتی در تورنتو به چیزی شبیه یک مسابقه بوکس تبدیل شد؛ منتقدان پس از نمایش فیلم «آخرین عکس» زک اسنایدر در سالن پرجمعیت جشنواره، در دو سوی کاملا مخالف صف کشیدند. بعضیها مبهوت از سالن بیرون آمدند و بعضی دیگر خشمگین. کمتر کسی بیتفاوت سالن را ترک کرد.
این فیلم که کورت جانستاد آن را بر اساس داستانی از خود اسنایدر نوشته، روایتگر یک مأمور سابق اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا است که برای یافتن قاتلان فرزندان خویشاوندان دیپلماتش راهی ارتفاعات کوهستانی آمریکای جنوبی میشود. در این مسیر، یک عکاس گرفتار اعتیاد که شاهد جنایت بوده به او کمک میکند. طبیعت وحشی به آینهای از درون شخصیتها تبدیل میشود و مرز میان خاطره و واقعیت کمکم محو میگردد، در حالی که قهرمان داستان با شیاطین شخصی خود روبهرو میشود.

نامهای آشنایی در این پروژه حضور دارند: استوارت مارتین و فرا فی بازیگران اصلیاند، هانس زیمر موسیقی متن را در کنار عمر بنیامین و استیون دور ساخته و اسنایدر، که این اثر را تلاشی عمیقا شخصی میداند، خود فیلمبرداری آن را بر عهده داشته است. این نخستین فیلم بلند کاملا مستقل زک اسنایدر است؛ اثری که گفته میشود حدود دو دهه در مسیر تولید بوده و بدون نظارت استودیوها یا پلتفرمهای پخش آنلاین ساخته شده است.
واکنش منتقدان مثل رعد و برق از راه رسید؛ درخشان، تیز و غیرقابل پیشبینی. گروه بزرگی از منتقدان فیلم را اثری خودشیفته و آشفته توصیف کردند: خام تا مرز زنندگی، بیش از حد طولانی و آنقدر گلدرشت که حالتی نمایشی پیدا میکند. واژههایی مثل «بیپروا» و «فاجعهبار» بارها در نقدهایی تکرار شد که ریتم فیلم و آنچه را تصویرسازی فرهنگی ناپخته میدانستند هدف قرار میداد.
اما صداهای دیگری هم مهربانتر بودند. برخی منتقدان وسعت بصری مناظر کلمبیا و موسیقی هانس زیمر را ستونهایی دانستند که بعضی صحنهها را فراتر از حفرههای روایی بالا میکشند. از نگاه آنها، «آخرین عکس» چرخشی جسورانه در لحن فیلمسازی اسنایدر است؛ یک تریلر جمعوجور، صمیمی و برهنه از زرقوبرق کمیکبوکی که به سراغ چیزی اضطراریتر و بیواسطهتر میرود.

در این میان، نقدهای میانهرو هم وجود دارند: تحسین برای سکانسهای اکشن پرانرژی و جسارت فنی، در کنار نارضایتی از فیلمنامهای که هرگز به نظر نمیرسد کاملا به بلندپروازیهای خود متعهد باشد. چند منتقد نوشتهاند که نود دقیقه تریلر تند، کوبنده و بیرحم، زیر بار چهلوپنج دقیقه خودنمایی کارگردانی خودارجاع از نفس میافتد؛ تصاویری زیبا و دقیق که در نهایت به کلیتی کاملا رضایتبخش تبدیل نمیشوند.

این شخصیترین فیلم اسنایدر است؛ اثری ساختهشده خارج از نظام استودیویی پس از دههها شکلگیری، و همین استقلال هم در نقاط قوت آن دیده میشود و هم در ضعفهای آشکارش.
اتهام ناهماهنگی لحن با تحسین جسارت اسنایدر درهم آمیخته است. بعضیها فیلم را بیدلیل خشن یا حتی در بخشهایی توهینآمیز دانستهاند؛ برخی دیگر از آمادگی آن برای مصالحه نکردن ستایش کردهاند. اگر بتوان از اجماعی سخن گفت، این است که با فیلمی روبهرو هستیم که تماشاگران را دو دسته خواهد کرد: سینمادوستان احتمالا ماهها درباره نیت و رویکرد آن بحث میکنند، در حالی که مخاطبان عمومی شاید در میانه راه از همراهی با آن دست بکشند.

فارغ از اینکه در کدام سوی این بحث قرار میگیرید، «آخرین عکس» دوباره پرسشی آشنا درباره کارنامه زک اسنایدر را زنده کرده است: آیا او در حال بازآفرینی خود است یا فقط افراطهای همیشگیاش را با لحنی تازه تکرار میکند؟ بحثهای جشنواره تورنتو نشان میدهد که، چه خوب و چه بد، او بار دیگر فیلمی ساخته که حاضر نیست به صدایی پسزمینهای و بیاهمیت تبدیل شود.
.avif)



نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.