ونیز منفجر شد: بازآفرینی گوتیک-علمی تخیلی del Toro از فرانکنشتاین

ونیز منفجر شد: بازآفرینی گوتیک-علمی تخیلی del Toro از فرانکنشتاین

0 نظرات کیان جلیلی

7 دقیقه

ونیز منفجر شد برای بازآفرینی گوتیک-علمی‌تخیلی del Toro

Guillermo del Toro با بازگشتی پیروزمندانه به جشنواره فیلم ونیز حاضر شد: فرانکنشتاین بسیار مورد انتظار او با ایستادن تشویق‌کنندگان به مدت 13 دقیقه — طولانی‌ترین ایستادن امسال — به نمایش درآمد. این لحظهٔ احساسی شاهد آغوش گرفتن کارگردان del Toro با بازیگران اصلی‌اش، Oscar Isaac و Jacob Elordi، بود که هر دو تلاش می‌کردند اشک‌هایشان را کنترل کنند در حالی که جمعیت هنوز پس از نمایش تیتراژ نیز به تشویق ادامه می‌داد. این صحنه ترکیبی از جلوهٔ فرش قرمز و تخلیهٔ درونی بود که نماد کارگردانی است که هیولاها را به آیینه‌هایی از انسانیت تبدیل می‌کند.

ستاره‌ها، هواداران و شبی به یادماندنی

Oscar Isaac، که نقش دکتر ویکتور فرانکنشتاین رنج‌دیده را بازی می‌کند، و Jacob Elordi، موجودی که از خودخواهی او زاده شده، روی فرش قرمز همراه با هم‌بازی‌هایی مانند Mia Goth، Christoph Waltz و Felix Kammerer قدم زدند. هواداران میدان روبروی سالن نمایش را پر کرده بودند و برای گرفتن سلفی و امضا فریاد می‌زدند — یادآوری این که شهرت دوران فرنچایز می‌تواند همچنان با احترام سینمای هنری همزیستی کند. داخل سالن، واکنش نسبت به پالت تاریک و رمانتیک فیلم و مقیاس جاه‌طلبانه‌اش به تشویق‌های پی‌درپی تبدیل شد و به آن دست زدن طولانی انجامید که بازیگران و تماشاگران را به‌وضوح تحت تاثیر قرار داد.

روایتی گوتیک باشکوه با قلبی عملی

فرانکنشتاین del Toro به ترکیب شاخص کارگردان از زشت‌نمایی افسانه‌ای و همدلی صمیمانه تکیه دارد. با مدت زمان 149 دقیقه و بودجه‌ای گزارش‌شده در حدود 120 میلیون دلار، فیلم طراحی تولید مجلل را با لحظات شخصیتی صمیمی پیوند می‌زند. Jacob Elordi تا 10 ساعت را در صندلی گریم سپری می‌کرد تا به موجود تکه‌چسبانی تبدیل شود — تبدیلاتی سنگین بر پایهٔ پروتز که یادآور مهارتِ دست‌ساز سینمای کلاسیک هیولاها است. Elordi به مطبوعات گفت تحول فیزیکی موجود — از حالتی قائم و تقریباً نوزادگونه تا یک بزرگسال خمیده و بسته — از طریق لایه‌های لباس و کارهای ظریف بدنی نقشه‌برداری شده بود.

تاکید بر افکت‌های عملی و حسِ جان‌پذیری، پژواک فیلم برندهٔ اسکار del Toro، The Shape of Water، را یادآور می‌شود که آن نیز در 2017 در ونیز به نمایش درآمد و شیر طلایی و چندین جایزهٔ آکادمی را کسب کرد. با این حال فرانکنشتاین تکرار گذشته نیست: del Toro رمان مری شلیِ 1818 را به‌صورت یک حماسهٔ گوتیک-علمی‌تخیلی گسترده بازتعریف می‌کند، جایی که جاه‌طلبی علمی و صمیمیت عاطفی با هم برخورد می‌کنند.

پشتِ گریم: خلق یک نماد جدید

کار گریم و لباس‌سازی تولید مرکزی برای هستهٔ احساسی فیلم است. پوستِ تکه‌دوزی‌شدهٔ Elordi، درزهای قابل‌رویت و لایه‌های لباس اهدافِ روایی را دنبال می‌کنند — نشان‌دهندهٔ گذر موجود از آفرینش خام تا موجودی تلخ‌کام. فرایند دقیق پروتزها انتخابی عمدی در عصری است که CGI اغلب پیش‌فرض است. تکیهٔ del Toro بر افکت‌های عملی به روندی گسترده‌تر در میان فیلمسازانِ معتبر اشاره دارد که تکنیک‌های لمسی و آنالوگ را برای بافت‌های سینمایی غنی‌تر احیا می‌کنند.

زمینه: فیلم‌های هیولا در عصر استریم

پریمیر فرانکنشتاین در ونیز همچنین نشانگر نحوهٔ تلاقی پلتفرم‌های استریم و مدارِ جوایز است. با اکران سینمایی برنامه‌ریزی‌شده برای 17 اکتبر و آغاز نمایش در Netflix در 7 نوامبر، فیلم در موقعیتی است که هم فروش گیشه و هم کمپینِ جوایزی را در بر می‌گیرد. تمایل رو به رشدِ Netflix به فیلم‌های پرهزینه و کارگردان‌محور، فرانکنشتاین را به‌عنوان یک مدعی بالقوهٔ جوایز معرفی می‌کند — همان‌طور که استریمینگ پیش‌تر وارد آثار دوره‌ای شاخص و فیلم‌های ژانری شده است.

مقایسه با اقتباس‌های قبلی فرانکنشتاین اجتناب‌ناپذیر است: کلاسیکِ 1931ِ James Whale تصویر سینماییِ موجود را تثبیت کرد؛ برداشتِ Kenneth Branagh در 1994 ملودرامِ گوتیک را برجسته ساخت؛ نسخه‌های Hammer بیشتر روی وحشت متمرکز بودند. نسخهٔ del Toro میانِ آن نقاطِ میراثی و حسِ فانتزیِ خودِ او قرار می‌گیرد — کمتر نمایشی نسبت به Whale، کمتر تحت‌الفظی نسبت به Branagh، و نمادگانه‌تر از Hammer، با تم‌های تکرارشوندهٔ کارگردان دربارهٔ بیگانگان، همدلی و زیباییِ هیولایی در مرکز توجه.

دیدگاهِ نقادانه: ریسک‌ها و پاداش‌ها

در حالی که مخاطبان جشنواره به‌روشنی فیلم را پذیرفتند، منتقدان و ناظران صنعت تماشا خواهند کرد که del Toro چگونه شکوه بصری را در مدتِ 149 دقیقه با وضوحِ عاطفی متعادل می‌سازد. نقاط قوت فیلم — طراحی تولید چشم‌نواز، اجراهای متعهدانهٔ Oscar Isaac و Jacob Elordi، و کار پروتستیکِ دقیق — ممکن است برای برخی تماشاگران با ریتم یا تراکم روایی در تضاد قرار گیرد. با این حال توانایی del Toro در پیوند دادن عناصرِ افسانه‌ای با ظرافتِ انسانی نشان می‌دهد که فیلم به تماشاگرانِ صبور پاداش خواهد داد.

«del Toro همیشه هیولاهایی ساخته که همدردیِ ما را طلب می‌کنند؛ در فرانکنشتاین او آن کیمیاگری را پالایش می‌کند و صنایعِ دستیِ قدیمی را با واقع‌گراییِ عاطفیِ مدرن ترکیب می‌سازد»، می‌گوید Anna Kovacs، منتقد فیلم و تاریخ‌نگار سینما مستقر در لندن. «این فقط یک فیلم ترسناک نیست — این یک حکایتِ اخلاقی دربارهٔ آفرینش، مسئولیت و هزینه‌های نبوغ است.»

واکنشِ هواداران، لحظاتِ فرش قرمز و گمانه‌زنی‌های جوایز

آن شب جشنواره همچنین نمایشِ فرهنگ ستاره‌ای معاصر بود: هواداران برای Jacob Elordi فریاد می‌زدند، عکاسان برای گرفتن عکسِ گروه هنرمندان رقابت می‌کردند، و ستاره‌هایی مانند Aaron Taylor‑Johnson و Sofia Carson بر جذابیتِ فرش قرمز افزودند. شورِ ونیز قبلاً بحث‌های فصلِ جوایز را جرقه زده است — آیا یک اپیکِ گوتیک-علمی‌تخیلیِ پرهزینه با پشتیبانیِ Netflix می‌تواند هیاهوی جشنواره را به نامزدی‌های اسکار تبدیل کند؟ اگر موفقیتِ گذشتهٔ del Toro با The Shape of Water معیاری باشد، فرانکنشتاین می‌تواند در رقابتِ جدی قرار گیرد، به‌ویژه در رشته‌هایی مانند طراحی تولید، گریم و احتمالاً بازیگری.

اطلاعاتِ جالب و یادداشتِ کارگردان

del Toro به مطبوعات گفت که از کودکی شیفتهٔ موجودِ شلی بوده است. در یک کنفرانس خبریِ ظهرگاهی او اعتراف کرد که از پایانِ فیلم احساسِ رضایتِ تلخ‌و‌شیرینی دارد و شوخ‌طبعانه گفت اکنون دچارِ «افسردگی پس از زایمان» شده است. آن ترکیبِ شوخ‌طبعی و غمگینی نمادِ کارنامهٔ اوست: کارگردانی که وسواسِ شخصی را به تظاهراتِ سینمایی بدل می‌کند.

نتیجه‌گیری: یک هیولای مدرن برای مخاطبِ جهانی

فرانکنشتاینِ Guillermo del Toro در ونیز نه فقط به‌عنوان یک فیلم بلکه به‌عنوان یک رویداد وارد شد — بازآفرینی‌ای ملموس و همدلانه از یکی از پایدارترین هیولاهای ادبیات. با اجراهای قدرتمندِ Oscar Isaac و Jacob Elordi، پروتزهای دقیق و کارگردانی در اوجِ خلقِ اسطوره، فیلم هم عمقِ هنرخانه‌ای و هم جذابیتِ عامه‌پسند را وعده می‌دهد. چه به نمادی از سینمای گوتیک معاصر بدل شود و چه تنها محبوبِ جشنواره با شتابی زودگذر، فرانکنشتاین همین حالا به مخاطبان یادآوری کرده که هیولاها هنوز می‌توانند ما را به اشک بیاورند.

به‌اختصار: del Toro یک فرانکنشتاین برای قرن بیست‌ویکم تحویل داده است — حماسه‌ای ساخته‌شده با دقت، سرشار از حس که قدرتِ پایدارِ افکت‌های عملی، سینمای auteur و تواناییِ عجیبِ هیولا برای بازتابِ ترس‌ها و خواسته‌های انسانی را تأیید می‌کند.

منبع: variety

سلام! من کیانم، منتقد فیلم، گیمر و کسی که از تماشای یه سریال خوب لذت می‌بره. اینجا براتون از بهترین فیلم‌ها، سریال‌ها و بازی‌های روز دنیا می‌نویسم.

نظرات

ارسال نظر