6 دقیقه
اکران نخست در ونیز شب را درنوردید
فیلم «جی کلی»ِ نوآ بامبخ مانند طوفانی—بهصورت لفظی و معنوی—بر صحنه جشنواره فیلم ونیز حاضر شد. علیرغم یک رعدوبرق دیرهنگام شبانه و ابتلای کلونی به سینوزیت، جورج کلونی در اکران لیدو همراه با آدام سندلر حضور یافت و این درام با حمایت نتفلیکس با تشویق ایستادهای به مدت ۸٫۵ دقیقه به پایان رسید که سالن مملو را به هلهله، در آغوشگرفتن و سرازیر شدن به خیابانهای ونیز خیس از باران واداشت.
ستارهها، لحظات فرش قرمز و طوفان تشویق
کلونی که هنگام بازیابی از حضور در کنفرانس مطبوعاتی روز امتناع کرد، باز هم روی فرش قرمز ظاهر شد و نشانههایِ هنرمندی را که مصمم به ارتباط با تماشاگران است نشان داد. سندلر—غیرمعمولاً آراسته در یک تاکسیدو—در کنار او قدم زد، ترکیبی نادر که هم شبیه یک گردهمایی و هم آشکارسازی بود. در طول تشویق، کلونی به آمال خم شد تا او را ببوسد، سندلر و کارگردان بامبخ را در آغوش گرفت و لحظهای گرم و جمعی را به اشتراک گذاشت که جشنوارهها برای آن زندهاند.
درون فیلم: حسابرسی هالیوودی
در «جی کلی»، کلونی نقش بازیگری نمادین در شصتسالگی را بازی میکند که با مرگپذیری، شهرت و پیامدهای زندگی در کانون توجه روبهروست. سندلر نقش مدیر وفادارش را ایفا میکند—کسی که همه چیز را فدا کرده تا مردی را که در اوجها و تلخیهای شهرت همراهی میکند، هدایت کند. بامبخ فیلمنامه را با امیلی مورتیمِر (در نخستین تجربه فیلمنامهنویسی بلندش) همنوشت و پرترهای صمیمی از پیری، وفاداری و هویت خلق کرده که شوخطبعی ملایم را با پرسشهای دشوار ترکیب میکند.

چرا ونیز چنین واکنشی نشان داد
فیلمهای بامبخ اغلب بر تنشهای شخصیتمحور تکیه دارند (نگاه کنید به «Story of Marriage» یا «The Meyerowitz Stories»)، و «جی کلی» هم این الگو را دنبال میکند: کمتر درباره مکانیکِ روایت و بیشتر درباره کندوکاو احساسی یک چهره عمومی است. توصیف کلونی از نقش بهعنوان آسیبپذیرترین تجربه بازیگریاش تاکنون، با مخاطبان جشنواره که به ظرافت و ریسکهای بازیگری اهمیت میدهند، همصدا شد. اجرای سندلر نیز به مهارتهای دراماتیک او که پیشتر در فیلمهایی مانند «Uncut Gems» نشان داده بود، نزدیک است—این یک کمدی عام نیست بلکه مطالعهای چندلایه درباره وفاداری و خودفروشی است.
بازیگران گروهی و حضورهای کوتاه
فیلم گروهی از استعدادها را به نمایش میگذارد: لورا درن در نقش روابطعمومی زیرکِ جی، بیلی کراداپ بهعنوان دوست دوران کودکی و رایلی کیو در نقش دختر او. دیگر همکاران شامل گرِتا گرویگ، پاتریک ویلسون، ایو هِووسن و آیزلا فیشر هستند—مجموعهای که به فیلمنامه بامبخ بافت و گستره احساسی میبخشد.
مقایسهها و زمینه
«جی کلی» در تقاطع چند گرایش سینمای معاصر قرار دارد: فیلمهای پرآبوتاب سرویسهای پخش که به دنبال تحسین جشنوارهای هستند، آثار نزدیکنگر ستارهمحور که آسیبپذیری شهرت را واکاوی میکنند و درامهای کارگردانمحوری که شخصیت را بر جلوههای بصری ترجیح میدهند. از نظر لحن، این اثر به «داستان ازدواج» بامبخ اشاره دارد—نگاهی بیرحم به فروپاشی فردی و پیچیدگیهای اخلاقی—در حالی که قوس کلونی مخاطب را به یاد مدیتههای سینمایی درباره پیری و میراث مانند «Up in the Air» و «The Descendants» میاندازد، آثاری که بازآفرینی و حسابرسی در آنها محوری است.
پیامدهای صنعتی و شایعات جوایز
تشویق طولانیمدت در ونیز میتواند معیاری برای حرکت به سمت فصل جوایز باشد و پذیرش «جی کلی» نشان میدهد که نتفلیکس ممکن است یک رقیب جدی در اختیار داشته باشد. اکرانهای قبلی بامبخ در ونیز (مثل «White Noise» و «Marriage Story») و تاریخچه چنددههای کلونی در جشنوارهها بر اهمیت این استقبال میافزایند: موفقیت جشنوارهای همراه با قدرت ستارهها اغلب به گفتوگوهای جوایز و دوام انتقادی منجر میشود.
پشت صحنه و رنگِ جشنواره
تماشاگران جشنواره شاهد لحظات صادقانهای فراتر از پرده بودند: کلونی که در ابتدا تلاش میکرد فاصلهاش را حفظ کند اما نهایتاً در آغوشها و درخواستهای سلفی گرفتار شد؛ اکرانی دیرهنگام که حوالی ساعت یک بامداد به پایان رسید؛ و تصویر دراماتیکی از دوستداران فیلم که زیر چترها گرد آمده بودند در حالی که جمعیت به سوی شب پراکنده میشد. این جزئیات انسانی—هنرمندانی خسته اما خرسند و طرفدارانی که از تجربه جمعی سرشار بودند—به تبدیل نخستین اکران به یک رویداد کمک کرد.
«بامبخ مهارتی در تبدیل شهرت به آیینه دارد که مخاطبان در آن میتوانند خود را ببینند»، میگوید منتقد فیلم آنا کوواکس. ««جی کلی» بیش از یک پرتره از ستارهبودن است؛ این مطالعهای است درباره آنچه مردم حاضرند برای اسطورهٔ یک نفر فدا کنند. کلونی و سندلر در شکافها لطافتِ غافلگیرکنندهای مییابند.»
نتیجهگیریهای انتقادی
هرچند تشویق در ونیز تضمینی برای تحسین همگانی نیست، وضوح احساسی فیلم، اجراهای قوی و هدایت پایدار بامبخ «جی کلی» را بهعنوان یک اثر مهم در کارنامههای کلونی و سندلر قرار میدهد. این فیلم همچنین روندی جاری را برجسته میکند: پلتفرمهای استریم که آثار کارگردانمحور تولید میکنند و همچنان به دنبال اعتبار جشنوارهای هستند.
نتیجهگیری: فیلمی که گفتگو برمیانگیزد
«جی کلی» شبیه فیلمی است که برای بحث طراحی شده—درباره پیری، وفاداری و خطِ مبهم میان تصویر عمومی و حقیقت خصوصی. چه در نهایت جوایز را کسب کند و چه به یک نقطهعطف فرهنگی تبدیل شود، واکنش ونیز نشان میدهد که این اثر در بحثها باقی خواهد ماند. برای علاقهمندان سینما، این دقیقاً همان نوع درام بزرگسالانه هدایتشده توسط بازیگران است که به ما یادآوری میکند چرا جشنوارهها اهمیت دارند: آنها به فیلمها فضایی برای دیده شدن، تشویق شدن و مورد بحث قرار گرفتن میدهند، مدتها پس از خاموش شدن نورها.
منبع: variety
.avif)
نظرات