8 دقیقه
Market overview: Layer 1 tokens under pressure
در سال ۲۰۲۵ بازار رمزنگاری شاهد چرخش قابلتوجه کاربران و سرمایه به سمت بیتکوین و شبکههای پایه برتر بود، در حالی که بسیاری از توکنهای لایه۱ و لایه۲ زیانهای سنگینی را تجربه کردند. تحلیل پایان سال منتشرشده توسط OAK Research نشان میدهد که توکنومیکسهای بیشازحد اهرمی، برنامههای بازگشایی عرضه (unlock schedules) مداوم و مدلهای ضعیف جذب ارزش (value-capture) سبب شد تا تعداد زیادی از بلاکچینهای جایگزین در برابر فشارها آسیبپذیر شوند، بهطوریکه سرمایهگذاران نهادی و خرد تمرکز خود را بر پروتکلهای تولیدکننده درآمد و امنیت ادراکشده بیتکوین و اتریوم معطوف کردند. این تغییر جهت سرمایه و کاربران نشان میدهد که معیارهای بنیادین مالی و درآمدزایی پروتکل بیش از پیش در تصمیمگیری سرمایهگذاران نقش دارند.
Key metrics: user decline and shifting activity
شاخصهای زنجیرهای گزارش، کاهش گسترده مشارکت در زنجیرهها را نشان میدهد: مجموع کاربران فعال ماهانه (Total Monthly Active Users) در شبکههای اصلی تقریباً ۲۵.۱۵٪ کاهش یافته است. سولانا بزرگترین افت را تجربه کرد و حدود ۹۴ میلیون کاربر را از دست داد — بیش از ۶۰٪ کاهش. در مقابل، زنجیره BNB جریان قابلتوجهی از فعالیت را جذب کرد و با پذیرش کاربرانی که از اکوسیستمهای دیگر خارج میشدند، تقریباً سه برابر شد. این انتقال نشان میدهد که عوامل عملیاتی مثل هزینه تراکنش، سهولت ورود کاربران و اکوسیستم اپلیکیشنها (dApps) همچنان معیارهای اصلی برای حفظ کاربر هستند.
Layer 2 divergence and TVL changes
شبکههای لایه ۲ نتایج متنوعی نشان دادند. Base بیشترین رشد در ارزش کل قفلشده (TVL) را ثبت کرد، که تا حد زیادی ناشی از دسترسی توزیع کوینبیس و مزایای مسیر ورود (on-ramp) بود. در مقابل، Optimism افت قابلتوجهی در TVL دید زیرا سرمایه به سمت رولآپهای رقیب مهاجرت کرد. سایر لایه ۲ها از جمله پالیگان (Polygon)، آربیتروم (Arbitrum) و zkSync Era سال را با افت قابلتوجه قیمت توکنها به پایان رساندند، هرچند بهبودهای فنی و ارتقای مقیاسپذیری در آنها ادامه داشت. این تفاوتها نشان میدهد که عوامل توزیع، مشارکت کاربران و مدلهای درآمدی لایه ۲ها نقش تعیینکنندهای در جذب سرمایه دارند، نه صرفاً مزایای فنی مانند سرعت یا هزینه پایین.
What drove the sell-off?
تحقیقات سه عامل اصلی را بهعنوان محرکهای ریزش قیمت در بسیاری از توکنهای لایه ۱ و لایه ۲ شناسایی میکند:
- توکنومیکس بیشازحد اهرمی: تخصیصهای اولیه تهاجمی و برنامههای بازگشایی عرضه مداوم فشار فروش پیشبینیشدهای از سوی سرمایهگذاران اولیه و تیمها ایجاد کرد که مانع از ایجاد تقاضای پایدار خرید بود.
- جذب ارزش ضعیف: توکنهایی که نتوانستند تقاضای اقتصادی واقعی را به استفاده درونزنجیرهای گره بزنند، از حمایت خرید پایدار برخوردار نبودند.
- تمایل نهادی: سرمایهگذاران بزرگ به سمت بیتکوین و اتریوم گرایش یافتند بهخاطر نقدشوندگی، وضوح مقرراتی نسبی و زیرساختهایی که درآمد تولید میکنند.
این نیروها با هم باعث تشدید حرکت نزولی برای زنجیرههای با سرمایه بازار کوچکتر و توکنهای زیرساختی عمومی شدند که نتوانستند مسیر مشخصی به سمت درآمد برای خود نشان دهند. علاوه بر این، روانشناسی بازار و انتقال ریسک نیز ظرفیت تحمل پروژههای پرریسک را کاهش داده و سرمایه را به سمت داراییهای با جریان درآمدی واضحتر سوق داد.

Developer activity vs. token prices: a disconnect
با وجود کاهش گسترده قیمتها، فعالیت توسعهدهندگان در چندین اکوسیستم پایدار ماند. دادههای Electric Capital — که در تحلیل OAK Research نیز نقل شده — نشان میدهد که پشته سازگار با EVM بزرگترین مجموعه توسعهدهندگان را حفظ کرده است، با هزاران مشارکتکننده و تعداد قابلتوجهی تیم تماموقت. بیتکوین نیز در میان زنجیرههای اصلی سریعترین رشد دوساله در توسعهدهندگان تماموقت را ثبت کرد و شمار توسعهدهندگان سولانا نیز در همین دوره افزایش یافت. این موضوع نشان میدهد که فعالیت فنی و توسعه محصول میتواند نسبت به قیمت توکن مستقل حرکت کند، بهویژه وقتی پروژهها روی مسائل زیرساختی یا بهبود تجربه توسعهدهنده کار میکنند.
این شکاف بین پیشرفت فنی و ارزیابی بازار نشانهای از بلوغ بازار است: سرمایه سوداگرانه دیگر کافی نیست تا پروژههایی را پاداش دهد که کاربرد اقتصادی یا مدل درآمدی روشن ندارند. پروتکلها در چرخه نزولی به ساخت ادامه دادند، اما بازار توکنها بیش از گذشته به تولید کارمزد پایدار (fee generation) و تقاضای ثابت ارزش میدهد. در نتیجه، تیمها باید نشان دهند چگونه توسعه فنی به جذب کاربر و تولید درآمد واقعی تبدیل میشود تا سرمایهگذاران را جذب نگه دارند.
Revenue winners: stablecoins and derivatives
سال ۲۰۲۵ نشان داد که درآمد پروتکل اهمیت دارد. منتشرکنندگان استیبلکوین و پلتفرمهای مشتقات بر درآمد درونزنجیرهای تسلط داشتند. شرکتهایی مانند تتر (Tether) و سِرکل (Circle) بخش عمدهای از درآمد پروتکل را تولید کردند، در حالی که بازارهای مشتقه درآمدهای مبتنی بر کارمزد قابلتوجهی بهدست آوردند. این مدلها به ترازنامههای قویتر و تابآوری بیشتر نسبت به لایه۱ها و لایه۲های بدون تمایز تبدیل شد. داشتن جریان درآمد ثابت از کارمزد تراکنش، هزینههای تسویه یا کارمزدهای ناشی از بازارهای مشتقه، یک مزیت رقابتی پایدار برای پروتکلها محسوب میشود.
The fate of generic infrastructure tokens
بلاکچینهایی که برتری مشخصی در سرعت، هزینه یا امنیت ارائه نمیدهند، در معرض خطر یکپارچهسازی و حاشیهای شدن قرار گرفتند. گزارش هشدار میدهد که بسیاری از توکنهای زیرساختی به سمت بیاهمیتی حرکت خواهند کرد مگر اینکه بتوانند گسترش اقتصادی قابلدفاعی ایجاد کنند — بهعنوان مثال با تصاحب کارمزدها از طریق ریلهای استیبلکوین، خدمات مشتقه یا سایر سرویسهای درآمدزا. برای بقا، این پروژهها نیاز دارند تا مزیت رقابتی آشکار، مدل درآمدی روشن و استراتژی جذب کاربر ثابت ارائه دهند تا در بازار رقابتی امروزی جایگاهی بیابند.
Outlook for 2026: consolidation and selective stabilization
نگاهی به جلو، تحلیلگران انتظار کنسولیدیشن بیشتر را دارند. برنامههای بازگشایی عرضه با تورم بالا، تقاضای محدود برای حقوق حکمرانی (governance rights)، و تمرکز جذب ارزش در بیتکوین، اتریوم و چند پروتکل کاربردی اولویتدار نشان میدهد که ارزش بیشتری به لایههای پایه جریان خواهد یافت. پروتکلهایی که درآمد قابلاعتمادی تولید میکنند ممکن است تثبیت شوند، اما حتی آنها در برابر نوسانات بازار و فشار بازگشایی عرضه از سرمایهگذاران اولیه آسیبپذیر خواهند بود. این بدان معناست که مدیریت عرضه توکن، پلنهای بازخرید (buyback) یا مکانیزمهای کاهش عرضه میتوانند نقش مهمی در پایداری قیمت ایفا کنند.
بقا برای بسیاری از توکنهای لایه۱ وابسته به رهبری از سوی پلتفرمهای بزرگ، بازگشت پذیرش نهادی و بهبودهای ملموس در طراحی اقتصادی است. بدون این عوامل، بازار تمایل خواهد داشت تا توکنهایی را ترجیح دهد که کاربرد اقتصادی قابل اندازهگیری ارائه میدهند، نه پروژههایی که صرفاً بهخاطر نوآوری فنی تبلیغ میشوند. بهعلاوه، همگرایی بین توسعهدهندگان، ابزارهای مالی سنتی (DeFi سنتی/مشتقه) و زیرساختهای قانونی میتواند مسیر پذیرش نهادی را تسهیل کند.
What this means for investors and builders
برای سرمایهگذاران، سال ۲۰۲۵ اهمیت ارزیابی توکنومیکس، مدلهای درآمدی و برنامههای عرضه — نه فقط نقشه راه فنی — را تحکیم کرد. تصمیمگیری سرمایهگذاری باید شامل بررسی جریانهای درآمدی پروتکل، نسبتهای تخصیص توکن و زمانبندی آزادسازی عرضه (unlock schedule) باشد. همچنین نقدینگی بازار، عمق دفتر سفارش و ریسکهای تنظیمی (regulatory risk) باید بخشی از تحلیل بنیادی باشند.
برای سازندگان و تیمهای پروژه، اولویتبخشی باید بر همراستایی اقتصادی بین استفاده از شبکه و تقاضای توکن قرار گیرد. توسعه محصولات تولیدکننده کارمزد، مانند ریلهای استیبلکوین، بازارهای مشتقه یا سرویسهای زیرساختی پیشرفته، میتواند به ایجاد درآمد مستمر کمک کند. ارتباط شفاف با جامعه درباره مسیرهای درآمدی، سیاستهای مدیریت عرضه و شاخصهای موفقیت کلیدی (KPIs) برای حفظ اعتماد سرمایهگذاران حیاتی است. بهعلاوه، تمرکز بر نگهداری و رشد کاربران واقعی (user retention) و نه فقط افزایش کاربران کوتاهمدت، شانس بقا و اهمیت بلندمدت پروژه را افزایش میدهد.
در مجموع، زمانی که سرمایه به پروتکلهایی منتقل میشود که ارزش اقتصادی آشکار تولید میکنند، پروژههایی که میتوانند درآمد پایدار و جذب کاربر را اثبات کنند، شانس بیشتری برای ماندگاری و رشد بلندمدت خواهند داشت. از منظر سئو و محتوای تخصصی درباره بازار رمزنگاری، پرداختن به نکاتی مانند توکنومیکس، TVL، استیبلکوینها، مشتقات و نقش توسعهدهندگان در نگهداری اکوسیستم به خوانندگان و سرمایهگذاران کمک میکند تصویر روشنتری از ریسک و فرصتها بهدست آورند.
منبع: crypto
نظرات
پمپزون
خیلی از پروژهها هنوز فقط روی تکنولوژی ماندهان و اقتصاد توکن رو فدای نمایش های فنی کردند، یه کم اغراق داره گزارش.
آرش
تحلیل قانعکنندهست، ولی فکر میکنم buybackها و حاکمیت تنها نجات نیستن. تداوم جذب کاربر واقعی مهمتر، نه رشد تورمی کوتاهمدت.
بیونیکس
من خودم تو یه استارتاپ بلاکچین دیدم، تا وقتی درآمد از کارمزد نیست، سرمایه به سمت بزرگان میره — تجربه شخصی، دردناکه
توربو
آیا واقعاً مشکل فقط توکنومیکس و unlock هست؟ یا فشار بازار و روانشناسی هم دخیل بودن؟ سواله، جواب ساده نیست...
کوینپ
معقوله؛ سرمایه میره سمت چیزی که درآمد واضح میده. توکنومیکس و unlock ها بازی رو عوض کردن، simple as that
رودکس
وای، سقوط سولانا اینقدر شدید؟ ۹۴ میلیون کاربر رو از دست دادن، یعنی بیش از ۶۰٪... اگه آمار درست باشه شوکهام، جالبه ولی تلخ.
ارسال نظر