7 دقیقه
کابوسهای مکرر و خوابهای بد تنها شبهای ناخوشایند نیستند — پژوهشی تازه نشان میدهد که ممکن است اینگونه خوابها هشداری زودهنگام برای کاهش عملکرد مغز در آینده باشند. یک تحلیل طولی نشان میدهد کابوسهای مکرر در میانسالی و سالمندی با احتمال بالاتری برای ابتلا به اختلال شناختی و دمانس همبستگی دارد، بهویژه در مردان.
موضوع مطالعه و اهمیت آن
بهمنظور بررسی پیوند میان رؤیاها و سلامت مغز، محققان دادههای تلفیقی سه مطالعه بزرگ آمریکایی درباره سالمندی و سلامت را تحلیل کردند. شرکتکنندگان در آغاز مطالعه فاقد دمانس بودند و در دو گروه سنی قرار داشتند: گروه میانسال (۳۵–۶۴ سال) و یک گروه مسنتر (۷۹ سال به بالا). دادههای پایه از پرسشنامههایی که بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲ تکمیل شده بودند بهدست آمد و از شرکتکنندگان پرسیده شد که هر چند وقت یکبار خوابهای بد یا کابوس را تجربه میکنند (کابوس در تعریف مطالعه رؤیایی است که باعث بیدار شدن میشود).
شرکتکنندگان بهطور متوسط به مدت نه سال در گروه میانسال و پنج سال در گروه مسن پیگیری شدند. سپس محققان بررسی کردند چه کسانی دچار کاهش شناختی (تشدید سریع حافظه و مهارتهای فکری) شدند و چه کسانی تشخیص رسمی دمانس دریافت کردند. هدف این بود که مشخص شود آیا بسامد خوابهای بد میتواند آینده شناختی را پیشبینی کند یا خیر.
یافتههای کلیدی: بسامد و تفاوتهای جنسی
نتایج قابلتوجه بود. شرکتکنندگان میانسالی که گزارش کردند هفتگی کابوس دارند، حدود چهار برابر احتمال بیشتری داشتند که در دهه بعدی کاهش شناختی نشان دهند. در گروه مسنتر، داشتن کابوس هفتگی با تقریباً دو برابر شدن خطر تشخیص دمانس همراه بود.
الگوی برجستهای که دیده شد، همبستگی قویتر در مردان نسبت به زنان بود. بهعنوان مثال، مردان مسنتر که هر هفته کابوس میدیدند برآورد شد که پنج برابر بیشتر احتمال دارد به دمانس مبتلا شوند نسبت به مردان مسنتر بدون خوابهای بد. در زنان، افزایش خطر متعادلتر و حدود ۴۱ درصد گزارش شد. الگوی جنسیتی مشابهی نیز در گروه میانسال مشاهده شد.

مردی در تخت surrounded by hands کابوسهای مکرر میتوانند نشانه کاهش سلامت روانی باشند
توضیحات ممکن و زمینه زیستشناختی
دو تفسیر اصلی برای این همبستگیها وجود دارد. اول اینکه کابوسهای مکرر ممکن است نشانهای اولیه — یک پرودروم — از فرایندهای نورودژنراتیو باشند که در نهایت منجر به دمانس میشوند. از این زاویه، اختلالات خواب و رؤیا انعکاسی از تغییرات زیربنایی در مدارهای مغزی مربوط به تنظیم هیجان، تثبیت حافظه و ساختار خواب هستند.
دوم اینکه، تکرار کابوسها ممکن است بهطور علّی در کاهش شناختی بعدی نقش داشته باشد. اختلالات مزمن خواب میتواند تثبیت حافظه را مختل کند و مسیرهای التهابی عصبی را افزایش دهد که در گذر سالها ممکن است به تشدید نورودژنراسیون کمک کند. طراحی مشاهدهای مطالعه حاضر نمیتواند علیت را ثابت کند، اما فاصله زمانی — یعنی ظهور کابوسها سالها پیش از علائم شناختی — فرضیه علامت زودهنگام را موجه میسازد.
پاتولوژی عصبی زمینه توضیحی بیشتری فراهم میکند. بیماری آلزایمر و دمانسهای مرتبط با آن با تجمع غیرطبیعی پروتئینهایی مانند آمیلوئید-بتا و تاو مرتبط است که میتوانند شبکههای عصبی تنظیمکننده خواب REM و تولید رؤیا را مختل کنند.

تصویرسازی از تودههای زرد روی سلولهای عصبی غیرطبیعی تودههای آمیلوئید-بتا با بیماری آلزایمر مرتبط هستند
پیامدهای درمانی و اهمیت بالینی
خبر خوب این است که کابوسها قابل درمان هستند. درمانهای خط اول موجود — از جمله درمان بازآموزی تصویری، رویکردهای شناختی-رفتاری برای اختلال کابوس و برخی گزینههای دارویی — میتوانند بسامد و شدت کابوسها را کاهش دهند. جالب اینکه برخی از مداخلات با کاهش نشانگرهای زیستی مرتبط با پاتولوژی آلزایمر هم همراه بودهاند و گزارشهای موردی بهبودهای شناختی پس از درمان موفق کابوس را نشان میدهند.
این نشانههای بالینی اولیه امکان قابلآزمایشی و امیدوارکنندهای را مطرح میکنند: درمان کابوسهای مکرر ممکن است در برخی افراد فرایند کاهش شناختی را کند کند یا آغاز دمانس را به تأخیر بیندازد. اگر کابوسها واقعاً یک علامت هشداردهنده زودهنگام باشند، غربالگری برای رؤیاهای بد مکرر ممکن است بخشی از بررسیهای سلامت شناختی میانسالی و سالمندی قرار گیرد و به پایش یا مداخله زودهنگام منجر شود.
محدودیتهای پژوهش و گامهای بعدی
نکات احتیاطی مهمی وجود دارد. این مطالعه بر گزارش خودی شرکتکنندگان درباره بسامد رؤیا تکیه داشت که میتواند تحت تأثیر حافظه و آگاهی قرار گیرد. همچنین مطالعه نتوانست بهطور کامل عوامل مزاحم مانند اختلالات خلقی، استفاده از دارو یا سایر اختلالات خواب (برای مثال، اختلال رفتار خواب REM) که بر رؤیا پردازی و خطر دمانس تأثیر میگذارند، را مدنظر قرار دهد.
تحقیقات پیگیری برنامهریزیشده قصد دارد مشخص کند آیا الگوهای رؤیا در بزرگسالان جوانتر میتوانند دمانس آینده را پیشبینی کنند و آیا زندهبودن رؤیا یا بسامد یادآوری رؤیا نیز اطلاعات مفیدی ارائه میدهد. مطالعات طولی با اندازهگیریهای عینی خواب (پولیسومنوگرافی، اکتوگرافی) و دادههای نشانگر زیستی (تصویربرداری آمیلوئید/تاو، آزمایش مایع مغزینخاعی) برای آزمون علیت و باز کردن مکانیزمها حیاتی خواهند بود.
دیدگاه کارشناسان
دکتر النا وارگاس، نورولوژیست بالینی و پژوهشگر خواب، میگوید: "این پژوهش پنجرهای کمتر شناختهشده به سلامت مغز را نشان میدهد — محتوای رؤیاها و بسامد آنها. گرچه باید در بزرگنمایی این ارتباط محتاط بود، کابوسها سیگنالی در دسترساند که میتواند موجب ارزیابی بیشتر شود. ادغام بررسیهای خواب در مراقبتهای نورولوژیک روتین ممکن است سرنخهای غیرتهاجمی و کمهزینهای درباره خطر بلندمدت ارائه دهد."
چه کارهایی میتوانید همین حالا انجام دهید
- ردیابی خواب و کابوسها: یک دفترچه ساده خواب نگه دارید و بسامد کابوسها، بیدار شدنها و علائم روزانه مانند فراموشی یا تغییرات خلقی را یادداشت کنید.
- درخواست ارزیابی: اگر کابوسها مکرر و آزاردهنده هستند، به پزشک خانواده یا متخصص خواب مراجعه کنید — بهویژه اگر نگرانیهای شناختی یا عوامل خطر دمانس وجود دارد.
- گزینههای قابل درمان وجود دارد: درمانهای روانشناختی مبتنیبر شواهد برای کابوسها (مانند بازآموزی تصویری) و روشهای بهداشت خواب میتوانند ناراحتی را کاهش داده و کیفیت خواب را بهبود بخشند.
- در نظر گرفتن ارزیابی جامع: برای مشکلات مداوم، آزمایشهای عینی خواب و ارزیابی نورولوژیک میتواند عوامل قابل درمان را شناسایی کرده و به برآورد خطر بلندمدت کمک کند.
نتیجهگیری
کابوسهای مکرر در میانسالی و کهنسالی بهنظر میرسد با خطر بالاتری از کاهش شناختی و دمانس مرتبط باشند و این اثر در مردان قویتر مشاهده شده است. اینکه کابوسها نشانهای اولیه، عامل کمکی یا هر دو باشند هنوز نیازمند بررسی است. با این حال، از آنجا که کابوسها اغلب قابل درمان هستند، حضور آنها میتواند یک علامت عملی باشد که پزشکان و عموم نباید از آن غفلت کنند. پژوهشهای آینده که فیزیولوژی خواب، نشانگرهای زیستی و کارآزماییهای بالینی را ترکیب کنند، مشخص خواهند کرد که آیا پرداختن به کابوسها میتواند روند پیری مغز را تغییر دهد.
منبع: sciencealert
نظرات
نو_ویژن
تحقیق خوبیه ولی همیشه علیت ثابت نمیشه، باید PSG و نشانگرهای زیستی و آزمونهای طولی دقیق باشن تا بشه نتیجهگیری کرد
آسمانچرخ
من یه همکار داشتم که کابوس زیاد داشت، سالها بعد مشکل حافظه آورد، الان میترسم به خانواده توصیه کنم پیگیر شن، جدیه.
مهران
این واقعا قابل اعتماد هست؟ پرسشنامه خودگزارشی که سالها قبل پر شده چقدر دقیق میتونه باشه، مخصوصا با مشکلات یادآوری
بیونیکس
معقول بهنظر میاد، ولی جزییات مهمه. کنترل برای داروها، خلق و سایر اختلالات خواب دیده شده؟
رودایکس
وااای جدی؟ کابوسها نشانه دمانس؟ نمیدونم… هم ترسناک هم امیدوارکننده، یعنی درمانش ممکنه آینده رو عوض کنه؟!
ارسال نظر