8 دقیقه
روزهداری محدود به زمان (Time-restricted eating یا TRE)، قالبی شناختهشده از روزهداری متناوب است که با فشردهسازی زمان خوردن در یک پنجرهٔ کوتاهتر روزانه وعدهٔ بهبود متابولیسم و سلامت قلبی-عروقی میدهد. یک کارآزمایی کنترلشدهٔ جدید از مؤسسهٔ آلمانی تغذیهٔ انسانی پوتسدام-رهبروکه (DIfE) این ادعا را پیچیدهتر میکند و نشان میدهد که ممکن است مقدار کالری مصرفی بیش از صرفاً زمان خوردن اهمیت داشته باشد. این یافتهها برای کسانی که به دنبال کاهش وزن، کنترل قند خون یا بهبود شاخصهای قلبیعروقی از طریق رژیمهای مبتنی بر زمان هستند، اهمیت عملی و علمی قابلتوجهی دارد.
چه چیزی در این آزمایش بررسی شد و چرا اهمیت دارد
محققان 31 زن دارای اضافهوزن یا چاقی را وارد مطالعه کردند و هر کدام را به دو برنامهٔ TRE برای دو هفتهٔ متوالی اختصاص دادند: یک پنجرهٔ زودهنگام از ساعت 8 صبح تا 4 بعدازظهر، و یک پنجرهٔ دیرهنگام از 1 بعدازظهر تا 9 شب. نکتهٔ مهم در طراحی این مطالعه این بود که شرکتکنندگان مجاز بودند غذاهای روزمرهٔ خود را بخورند و تقریباً همان میزان کالری روزانه را حفظ کنند. بنابر این، این تحقیق بهصورت ایزوکالریک (isocaloric) طراحی شده بود تا نقش زمانبندی وعدهها را جدا از کاهش کالری بررسی کند.
تیم تحقیقاتی چندین شاخص کلیدی متابولیک و قلبیعروقی را اندازهگیری کرد: گلوکز ناشتا، فشار خون، کلسترول، وزن بدن و نشانگرهایی مرتبط با ریتم شبانهروزی (سیرکادین). اگر تنها زمانبندی خوردن بهتنهایی اهرمی قوی برای تغییرات متابولیک باشد، مطالعه باید بهبودهایی در این شاخصها را مستقل از مقدار کالری مصرفی نشان دهد. هدف این رویکرد کنترلشده، تفکیک اثرات رفتاری (مانند کاهش خودبهخودی کالری هنگام محدود کردن زمان خوردن) از اثرات زیستی مستقیم زمانبندی وعدهها بر ساعت بیولوژیک و متابولیسم است.
نتایج غافلگیرکننده: کاهش وزن اندک، اما بدون بهبود واضح متابولیک
پس از هر دورهٔ دو هفتهای TRE، شرکتکنندگان کاهش وزن اندکی را تجربه کردند که غالباً کوچک و محدود به چند دهم تا یک کیلوگرم بود؛ اما مطالعه تغییرات مورد انتظار در قند خون، فشار خون یا کلسترول را نشان نداد. به عبارت دیگر، فشردهسازی پنجرهٔ غذا خوردن در شرایطی که کالری کل روز تغییر نکرده بود، در کوتاهمدت شواهد روشنی از بهبود پارامترهای کاردیو-متابولیک ارائه نداد.
محققان اشاره میکنند که مطالعات قبلی که از مزایای TRE گزارش کردهاند ممکن است تأثیرات ترکیبی کاهش کالری و زمانبندی وعدهها را با هم مخلوط کرده باشند؛ به این معنی که کاهش کالری میتواند عامل اصلی بهبود شاخصهای متابولیک باشد نه صرفاً محدود کردن ساعات خوردن. در عمل، بسیاری از افراد هنگام اعمال محدودیت زمانی ناخواسته کالری کمتری مصرف میکنند (مثلاً حذف میانوعدههای شبانه)، بنابراین تفکیک این دو اثر مهم است.
نویسندگان مقاله تأکید میکنند که در این آزمایش تقریباً ایزوکالریک، پس از دو هفتهٔ TRE بهبود قابلتوجهی در پارامترهای متابولیک دیده نشد. چنین بیانیهای محدودهٔ انتظارات منطقی از آنچه فقط محدودیت زمانی میتواند ظرف دورههای کوتاهمدت و نمونههای کوچک بهدست دهد را محدود میکند و نشان میدهد که برای مشاهدهٔ تغییرات بالینی معنادار ممکن است نیاز به دورههای طولانیتر یا ترکیب با محدودیت کالری وجود داشته باشد.

محققان شاخصهای سلامتی مانند سطح قند خون را بررسی کردند
ساعتهای زیستی جابهجا شدند و لایهٔ دیگری از تأثیر را نشان دادند
هرچند اندازهگیریهای کلاسیک متابولیک تغییر نکردند، TRE زمانبندی ریتم شبانهروزی شرکتکنندگان را تغییر داد. خوردن زودتر یا دیرتر باعث جابهجایی ساعتهای داخلی مرتبط با خواب و سایر ریتمهای روزانه شد و این تأیید میکند که زمانبندی غذا میتواند علامت زمانی بیولوژیک را تعدیل کند. این جابهجایی ساعت زیستی میتواند هنوز اهمیت بالینی داشته باشد، زیرا در مطالعات دیگر خوردن دیرهنگام شب با نتایج متابولیک نامطلوبتر مرتبط بوده است، و TRE ممکن است با محدود کردن خوردن در ساعات پایانی شب از بروز چنین الگوهایی جلوگیری کند.
بهطور خاص، تغییرات در نشانگرهای سیرکادین میتواند بر زمانبندی ترشح هورمونها (مانند کورتیزول و انسولین)، پاسخ به گلوکز و الگوهای خواب تأثیر بگذارد که همگی با سلامت متابولیک در ارتباط هستند. بنابراین حتی در صورت عدم مشاهدهٔ تغییرات فوری در قند خون یا لیپیدها، تعدیل ساعت زیستی میتواند یک مکانیسم مهم و قابلتوجه باشد که در مطالعات طولانیمدتتر نتایج کاردیو-متابولیک را بهبود دهد.
«کسانی که میخواهند وزن کم کنند یا متابولیسم خود را بهبود بخشند باید نه تنها به زمانبندی بلکه به تعادل انرژی توجه کنند»، میگوید Olga Ramich، زیستشناس و متخصص تغذیه از DIfE. این برداشت عملی مطالعه را برجسته میکند: زمانبندی میتواند مفید باشد اما اگر میزان کالری مصرفی تغییر نکند، بهتنهایی یک راهحل جادویی برای اصلاح مقاومت به انسولین یا عوامل خطر قلبیعروقی نیست.
زمینه و محدودیتها: نمونهٔ کوچک و مدتزمان کوتاه
این مطالعه بهخاطر طراحی کنترلشده و ایزوکالریکاش ارزشمند است، اما محدودیتهایی دارد. دورهٔ دو هفتهای برای ثبت سازگاریهای متابولیک بلندمدت بسیار کوتاه است؛ بسیاری از تغییرات در متابولیسم و ترکیب بدن به زمان بیشتری نیاز دارند تا به سطح قابلاعتمادی برسند. همچنین اندازهٔ نمونهٔ 31 زن، قابلیت تعمیم نتایج به جمعیتهای گستردهتر (از جمله مردان، افراد مسنتر، یا کسانی با بیماریهای زمینهای) را محدود میکند.
علاوه بر این، تفاوت در پنجرههای زمانی getest شده (مثلاً پنجرههای کوتاهتر یا بلندتر از 8 ساعت، یا پنجرههای بسیار صبحمحور در مقایسه با عصرمحور) و تفاوتهای فردی در کرونوتایپ (نوع شبانه/روز بودن فرد) میتواند نتایج متفاوتی تولید کند. به همین دلیل محققان خواستار تحقیقات بیشتر دربارهٔ TRE کمکالری (hypocaloric TRE)، تأثیر تفاوتهای فردی در زمانبندی وعدهٔ بهینه، و مطالعههای طولانیتر با نمونههای بزرگتر شدهاند تا آیا ترکیب محدودیت کالری و زمان میتواند مزایای متابولیک واضحتری ارائه دهد یا خیر.
در عمل، بسیاری از افراد هنگام پیروی از TRE کالری کلی روزانهٔ خود را کاهش میدهند که ممکن است در نهایت عامل اصلی بهبودهای مشاهدهشده در مطالعات غیرکنترلی باشد. بنابراین پاسخ به این سؤال که آیا مزایای TRE کاملاً مستقل از کاهش کالری است یا خیر، برای تدوین راهنمای بالینی و توصیههای تغذیهای اهمیت دارد.
نکات عملی برای خوانندگان
- اگر هدف شما بهبود متابولیک است، هم به تعادل کالری و هم به زمانبندی خوردن توجه کنید؛ کاهش کالری و کیفیت رژیم غذایی همچنان نقش مرکزی دارند.
- TRE میتواند ریتمهای شبانهروزی را منتقل کند و برای برخی افراد ممکن است الگوهای مضر خوردن در پایان شب را کاهش دهد؛ این تأثیر رفتاری میتواند به خواب بهتر و بهبود عادات غذایی منجر شود.
- نسخهٔ ایزوکالریک و کوتاهمدت TRE ممکن است بهتنهایی قند خون یا کلسترول را کاهش ندهد؛ مطالعات بلندمدتتر و طرحهای TRE که با محدودیت کالری ترکیب شدهاند برای قضاوت دقیقتر لازم است.
دیدگاه تخصصی
«این مطالعه به جدا کردن دو اثر که اغلب در پژوهشهای روزهداری با هم ترکیب میشوند کمک میکند»، میگوید دکتر Emily Hart، یک محقق فرضی در علوم تغذیه که با متابولیسم سیرکادین آشنایی دارد. «زمانبندی بر ساعت بدن و رفتار تأثیر میگذارد. محدودیت کالری تعادل انرژی و شاخصهای متابولیک را تغییر میدهد. تعامل بین این دو احتمالاً جایی است که پیشرفتهای آینده رخ خواهد داد.»
کارآزمایی DIfE به جمعبندی منطقیتری دربارهٔ نحوهٔ مواجههٔ پزشکان و عموم مردم با روزهداری متناوب اضافه میکند. برای افراد و متخصصان، پیام آن عملی و واقعبینانه است: از زمانبندی برای شکلدهی به عادات غذایی و تنظیم الگوی خواب استفاده کنید، اما بدون توجه به مصرف کالری کلی و کیفیت رژیم غذایی، تنها تکیه بر زمانبندی بهعنوان راهحلی برای مقاومت به انسولین یا فاکتورهای خطر قلبیعروقی منطقی نیست.
منبع: sciencealert
ارسال نظر