9 دقیقه
خرید نزدیک به نیمی از سهام WLFI توسط سرمایهگذار اماراتی مرتبط با ترامپ
یک نهاد سرمایهگذاری در ابوظبی که با شیخ تحنون بن زاید آل نهیان مرتبط است، بهطور پنهانی در ژانویهٔ ۲۰۲۵ موافقت کرد که ۴۹٪ از سهام شرکت World Liberty Financial (WLFI) را به قیمت ۵۰۰ میلیون دلار خریداری کند، طبق اسناد و افرادی که از معامله مطلع شدهاند. این توافق — که چند روز پیش از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید اجرا شد — توجهها را در حوزههای مقررات رمزارز، امنیت ملی و بحثهای حاکمیت توکن (token governance) تشدید کرده است.
چگونگی ساختار خرید
بر اساس توافق گزارششده، Aryam Investment 1، نهادی مرتبط با شیخ تحنون، پس از پرداخت تقریباً نیمی از قیمت توافقشده بهعنوان بزرگترین سهامدار خارجی World Liberty تبدیل شد. حدود ۲۵۰ میلیون دلار بهعنوان مبلغ خرید پرداخت میبایست تسویه شود؛ منابع میگویند حدود ۱۸۷ میلیون دلار بلافاصله به نهادهای تحت کنترل خانواده ترامپ منتقل شد، در حالی که دهها میلیون دلار اضافی به شرکتهای مرتبط با همبنیانگذاران استارتآپ، از جمله بستگان نمایندهٔ ویژهٔ آمریکا در خاورمیانه استیو ویتکاف، جریان یافت.

ساختار معامله
World Liberty بعدها کاهش چشمگیر در سهام خانواده ترامپ را افشا کرد اما جزئیات تأمین مالی ژانویه را بهصورت عمومی تشریح نکرد. وال استریت ژورنال گزارش داده که اریک ترامپ قرارداد را امضا کرده و معامله در آن زمان بهصورت رسمی اعلام نشده بود. شفافیت محدود پیرامون پرداختها، نحوه تخصیص وجوه و طرفهای دریافتکنندهٔ مبالغ نقدی، سؤالات و نگرانیهایی را در میان قانونگذاران، ناظران بازار و کارشناسان انطباق مالی ایجاد کرده است.
از منظر سرمایهگذاری شرکتی و حاکمیت شرکتی، انتقال چنین مبلغ قابلتوجهی به نهادهای مرتبط با اشخاص سیاسی برجسته (Politically Exposed Persons یا PEPها) نیاز به افشای دقیق، ممیزی مستقل و تضمینهای انطباقی دارد تا درگیری منافع، ریسکهای فساد یا سوءاستفادهٔ احتمالی شناسایی و مدیریت شود. تحلیلگران حقوقی نیز به ضروری بودن بررسی توافقها و اسناد مربوط به قیدهای بازخرید، بندهای کنترل و حقوق رای اشاره کردهاند تا مشخص شود که سهام فروختهشده چه اختیارات عملیاتی و حکمرانی را منتقل میکند.
ارتباط با اهداف فناورانه گستردهتر امارات
این اکتساب همراستا با تلاش گستردهٔ ابوظبی برای پیشبرد هوش مصنوعی و ساخت شراکتهای استراتژیک فناوری است. شیخ تحنون — برادر رئیسجمهور امارات و مشاور امنیت ملی — نقش مرکزی در این تلاشها داشته است. با تغییر دولت در واشینگتن، گفتوگوها برای اعطای دسترسی به چیپهای پیشرفتهٔ ساخت آمریکا به امارات سرعت گرفت. منابع میگویند مذاکرات و افزایش تعامل میان تحنون، ترامپ و مقامهای آمریکایی مقدم بر شکلگیری چارچوبی برای دسترسی به چیپها بوده است.
مدیران شرکت تکنولوژی اماراتی G42 گزارش شده است که در مدیریت Aryam Investment 1 نقش ایفا کرده و در پیِ معامله کرسیهایی در هیئتمدیرهٔ World Liberty بهدست آوردهاند. مشارکت G42 و دیگر شرکتهای تحت رهبری تحنون نشان میدهد که ابزارهای رمزارزی — از جمله استیبلکوینها و ساختارهای توکنی — چگونه میتوانند با سرمایهگذاریهای فرامرزی در حوزهٔ فناوری تلاقی پیدا کنند. این تلاقی موجب میشود پرسشهای تازهای دربارهٔ کنترل فنی، مالکیت دادهها، و دسترسی به زیرساختهای محاسباتی مطرح شود.
از منظر راهبردی، کشورها و بازیگران غیردولتی که سهام معناداری در شرکتهای فعال در حوزههای حساس فناوری صاحب میشوند، ممکن است دسترسی غیرمستقیم به فناوری، داده یا نفوذ در مسیر توسعهٔ محصول داشته باشند. در حوزهٔ هوش مصنوعی و پردازشهای سطح بالا، دسترسی به چیپهای پیشرفته، تامینکنندگان ابرمحاسباتی و شرکای تحقیقاتی، برای توسعهٔ توانمندیهای ملی و شرکتی حیاتی است. بنابراین، ورود سرمایهٔ قابلتوجه از منابع مرتبط با دولتهای خارجی به استارتآپهای فعال در مرزهای فناوری، موضوع بررسیهای امنیتی و سیاستگذاری را برجسته میکند.
همچنین تعامل میان نهادهای سرمایهگذاری اماراتی و شرکتهای کریپتو میتواند نمونهای از تلاش برای تنوعبخشی به سبد سرمایهگذاریهای فناوری و همزمان بهدست آوردن حضور در بازارهای نوظهور دیجیتال باشد. این نوع سرمایهگذاریها بهویژه وقتی با ابزارهایی مانند استیبلکوینها یا توکنهای حکمرانی ترکیب شوند، میتوانند سازوکارهای تعامل مالی بینالمللی جدیدی ایجاد کنند؛ سازوکارهایی که نیازمند بررسیهای دقیقتر از منظر قوانین مالی بینالمللی، انطباق تحریمی و شفافیت تراکنشها هستند.
نگرانیهای نظارتی و امنیتی
سناتورهای دموکرات و دیگر قانونگذاران نگرانیهایی دربارهٔ مدل اقتصادی توکنهای WLFI و ساختار مالکیتی مطرح کردهاند. در نامهای به وزارت دادگستری و خزانهداری در نوامبر، سناتور الیزابت وارن و جک رید از مقامات آمریکایی خواستند تا نسبت به بررسی پیوندهای ادعاشده میان خریدهای توکن حکمرانی WLFI و بازیگران تحت تحریم اقدام کنند و به آدرسهای بلاکچین اشاره کردند که گفته میشود به گروه لازاروس کره شمالی و نهادهایی مرتبط با روسیه و ایران مربوط هستند.
نظارتکنندگان و کارشناسان حقوقی هشدار دادهاند که مدل مالکیتی WLFI میتواند جریان عمدهای از عواید فروش توکنها را به نهادهای مرتبط با خانواده ترامپ هدایت کند، موضوعی که در صورت وجود هرگونه درگیرشدن غیرمستقیم کاخ سفید با این درآمدها، مناقشات تضاد منافع را بهدنبال خواهد داشت. سخنگویان World Liberty و کاخ سفید هرگونه نادرستی را رد کردهاند و گفتهاند رئیسجمهور در این معاملهٔ خصوصی دخالتی نداشته و معامله نیز سیاستگذاری را تحت تأثیر قرار نداده است.
جدای از مناقشات سیاسی، نگرانیهای عملیاتی و نظارتی شامل چند محور کلیدی است:
- شفافیت تخصیص درآمدها: چه نسبتی از وجوه حاصل از فروش توکنها به توسعهٔ محصول، ذخایر استیبلکوین، بازاریابی یا توزیع میان ذینفعان اختصاص یافته است؟
- پیروی از مقررات تحریم و مبارزه با پولشویی (AML/KYC): آیا خریداران توکنها بررسی کامل KYC و نظارت AML را پشت سر گذاشتهاند و آیا تراکنشهای بزرگ از مسیرهای قابلردیابی عبور کردهاند؟
- حاکمیت توکن و حقوق رای: دارندگان توکن حکمرانی چه حقوقی در تصمیمگیریهای شرکتی دارند و چه سازوکاری برای حل تعارض منافع و محافظت از سهامداران خرد وجود دارد؟
- پیوندهای بینالمللی و امنیت ملی: آیا ورود سرمایهگذاران دولتی یا نزدیک به دولتهای خارجی میتواند دسترسی راهبردی به فناوری یا تصمیمسازی را در زمینههایی که برای امنیت ملی حساساند، فراهم کند؟
قانونگذاران آمریکایی و ناظران بینالمللی نیز احتمال دارد به نقش استیبلکوینها و قراردادهای توکنی در تسهیل انتقالات مالی بزرگ، علیالخصوص در تراکنشهای فرامرزی، توجه ویژهای نشان دهند. اتهام گزارششدهای دربارهٔ انتقالی معادل ۲ میلیارد دلار استیبلکوین که به بایننس نسبت داده شده، نمونهای از این نگرانیهاست؛ هرچند ارتباط دقیق و مستقیم میان آن انتقال و معاملهٔ WLFI نیاز به بررسی بیشتر دارد.
چرا این موضوع برای بازار رمزارز مهم است
این رخداد چندین ریسک و موضوع کلیدی برای بازار بلاکچین و رمزارز را برجسته میکند: نحوه تخصیص درآمدهای فروش توکن، نقش استیبلکوینها در معاملات فرامرزی، و پیامدهای امنیت ملی وقتی بازیگران ژئوپلیتیکی سهام معناداری در شرکتهای فعال در حوزهٔ رمزارز بهدست میآورند. با ادامهٔ تحقیقات و فشار قانونگذاران برای شفافیت، پروندهٔ WLFI احتمالاً به یک مورد محوری در نقطهٔ تلاقیِ حاکمیت توکن، انطباق و سرمایهگذاری بینالمللی تبدیل خواهد شد.
برای سرمایهگذاران رمزارز، سیاستگذاران و تیمهای انطباق، این معامله اهمیت چند نکتهٔ کلیدی را یادآور میشود: ضرورت طراحی توکنومیک شفاف (tokenomics)، اجرای سختگیرانهٔ سیاستهای AML/KYC برای خریداران توکن، و افشای روشن هنگام دخالت اشخاص سیاسی برجسته یا بازیگران نزدیک به دولت. علاوه بر این، از منظر ریسک مدیریتی، شرکتهایی که در حوزهٔ توکنها و استیبلکوینها فعالیت میکنند باید سناریوهای مختلف ریسک نظارتی، تحریمی و امنیتی را در برنامههای مدیریت ریسک خود لحاظ کنند.
افزون بر این، بازارکارها و سرمایهگذاران نهادی باید هنگام ارزیابی پروژههای بلاکچینی که با سرمایههای خارجی یا نهادهای مرتبط با دولتها درگیرند، توجه ویژهای به تراکنشهای ورودی بزرگ، شرایط قراردادها و حقوق حاکمیتی داشته باشند. این نوع ارزیابیها میتواند شامل تحلیل زنجیرهٔ تراکنشها در بلاکچین، بررسی اسناد قرارداد سرمایهگذاری، و ارزیابی ساختار قانونی نهادهای دریافتکنندهٔ وجوه باشد.
در نهایت، پروندهٔ WLFI نشان میدهد که تعامل میان سرمایهگذاریهای بینالمللی، سیاست خارجی و فناوریهای نوین مالی نیازمند چارچوبهای نظارتی هماهنگشدهتر و پروتکلهای شفافیت بیشتر است تا هم نوآوری تسهیل شود و هم تهدیدهای امنیتی و ریسکهای فساد کاهش یابند.
برای مخاطبان حرفهای، از جمله مدیران ریسک، وکلای مالی و تحلیلگران بازار، توصیه میشود که:
- استانداردهای گزارشدهی و افشای مالی پروژههای توکنی را بهدقت بررسی کنند.
- دریافت اطلاعات کامل از زنجیرهٔ مالکیت و مسیرهای انتقال وجوه پیش از سرمایهگذاری را شرط کنند.
- در صورت شناسایی ارتباط با بازیگران پرریسک یا تحت تحریم، از ورود سرمایه یا مشارکتهای تجاری خودداری کنند یا مشاورهٔ حقوقی و انطباقی مستقل بگیرند.
با توجه به رشد مداوم بازار رمزارز و افزایش تلاقی آن با منافع ژئوپلیتیک، مواردی مانند WLFI احتمالاً مبنای قضایی، نظارتی و پژوهشی بیشتری دریافت خواهند کرد که میتواند به تعیین استانداردهای جدید برای حاکمیت توکن و سرمایهگذاری فرامرزی کمک کند.
منبع: cointelegraph
نظرات
اتو_ر
زیاد هیاهو ساختن، ممکنه بخشی درست باشه ولی خیلی گزافه. یه بررسی حقوقی و مالی منتشر کنن، بس!
پمپزون
تحلیل خوبیه؛ سوالای امنیتی و حاکمیتی جدیان. فقط مراقب باشیم سیاسی نکنیم همه چیزو، اما شفافیت ضروریه
آرمین
تو شرکت ما هم یه سرمایهگذار خارجی با اختفا اومد، دردسر داشتیم. اگه درست باشه WLFI باید بررسی مستقل بخواد
بیونیکس
واقعا این انتقال ۱۸۷ میلیون فوری به نزدیکان ترامپ بود؟ منبع چیه؟ کسی آدرس سند داره، باید واضح بشه
کوینر
منطقیشو داشته باشی؛ شفافیت کمه، ریسک بالاس. سرمایهگذاران مواظب باشن بهخصوص تو توکنها
روداکس
وای، این چه ترکیبیه... پول، سیاست و رمزارز؟ نگرانکنندهست، خیلی زیاد. اگر واقعی باشه باید توضیحات روشن بدن
ارسال نظر