پنج کرونوتایپ خواب که سلامت و زندگی را شکل می دهند

این مقاله نتایج یک تحلیل وسیع را شرح می‌دهد که پنج کرونوتایپ خواب (دو صبح‌گرا و سه شب‌گرا) را در بزرگسالان و نوجوانان شناسایی کرده و ارتباط آنها را با سلامت قلب، سلامت روان، مصرف مواد و تصاویر مغزی بررسی می‌کند.

3 نظرات
پنج کرونوتایپ خواب که سلامت و زندگی را شکل می دهند

5 دقیقه

تمام جغدهای شب یکسان ساخته نشده‌اند — و پرندگان صبح‌گاهی هم همین‌طور. دو نفری که هر دو خود را «نوع صبح» می‌نامند می‌توانند پروفایل‌های سلامت و سبک زندگی کاملاً متفاوتی نشان دهند. این نکته اصلی یک تحلیل بزرگ جدید است که از میان هزاران بزرگسال و نوجوان، پنج کرونوتایپ قابل تکرار را استخراج کرده است.

کرونوتایپ‌ها—الگوهایی که توضیح می‌دهند چه زمانی به‌طور طبیعی هوشیار یا خواب‌آلود هستیم—مدت‌ها به‌سادگی به دو دسته تقسیم می‌شدند: سحرخیرها و شبوک‌ها. اما زمان‌بندی خواب انسان پیچیده‌تر است. با ترکیب اندازه‌گیری‌های عینی سلامت با گزارش‌های خوداظهاری عادات خواب، پژوهشگران دو گروه متمایل به صبح و سه گروه متمایل به شب را شناسایی کردند که هر یک نشانه‌های رفتاری و همبستگی‌های پزشکی خاص خود را دارند. در این تحلیل، مفاهیمی مانند ریتم شبانه‌روزی، سلامت روان و سلامت قلب مورد توجه قرار گرفت.

چگونه پژوهشگران پنج الگوی خواب متمایز را شناسایی کردند

این تیم نزدیک به 27,030 شرکت‌کننده را از پایگاه داده UK Biobank—بزرگسالان در میانه تا اواخر زندگی—تحلیل کردند و سپس مدل خود را روی نمونهٔ جداگانه‌ای شامل بیش از 10,000 نوجوان آمریکایی آزمایش کردند. رویکرد آنها افراد را بر اساس یک ساعت خواب ثابت یا زمان بیداری تنها گروه‌بندی نکرد، بلکه مجموعه‌ای از ویژگی‌ها را در نظر گرفت: ریتم فعالیت روزانه، پرسشنامه‌های سلامت روان، مصرف مواد (حملات الکل و سیگار و کانابیس)، فعالیت بدنی و نشانگرهای تصویربرداری مغزی مانند یکپارچگی مادهٔ سفید.

نتایج نشان داد که پنج پروفایل قابل تکرار وجود دارد. یک زیرگروه اوایل صبح نرخ‌های بسیار پایین‌تری از سیگار کشیدن و مصرف سنگین الکل داشت، رفتارهای پرخطر کمتری نشان داد و به‌طور کلی سلامت قلبی-عروقی بهتری داشت. گروه دیگری که گرایش صبح‌گاهی داشت، نرخ بالاتری از علائم افسردگی و نسخه‌های داروی ضدافسردگی داشت و در میان زنان بیش از مردان بود.

افراد متمایل به شب نیز به سه زیرگروه تقسیم شدند. یکی نشان‌دهندهٔ زمان واکنش سریع‌تر و نمرات شناختی نسبتا قوی‌تر در آزمون‌ها بود، اما در عین حال این گروه رفتارهای ریسک‌پذیر بیشتری و چالش‌هایی در تنظیم عاطفی نشان داد. دستهٔ دوم بار سنگین‌تری در سلامت روان داشت: علائم افسردگی بیشتر، نرخ بالاتر سیگار کشیدن، فعالیت بدنی کمتر، کاهش یکپارچگی مادهٔ سفید در اسکن‌ها و استفادهٔ بیشتر از داروهای ضدافسردگی. خوشهٔ نهایی دستهٔ دیرهنگام از نظر جنسیتی اکثراً مرد بود و با مصرف بالاتر الکل، تنباکو و کانابیس و همچنین سیگنال‌های بالاتر مشکلات قلبی و سلامت پروستات همراه بود.

این الگوها نشان می‌دهد که زمان‌بندی شبانه‌روزی (ساعت زیستی و ریتم شبانه‌روزی) در بخش‌های گسترده‌ای از سلامت و رفتار تنیده شده است—بسیار فراتر از سوال اینکه قهوه را دیر ترجیح می‌دهید یا زود. «درک این تنوع زیستی می‌تواند در نهایت به شکل‌گیری رویکردهای شخصی‌تر در تنظیم خواب، زمان‌بندی کار و حمایت‌های سلامت روان کمک کند»، می‌گوید لو ژو، دانشجوی علوم اعصاب که در هدایت این تحلیل مشارکت داشت.

چرا این موضوع اهمیت دارد؟ چون زمان‌بندی خواب قابل تغییر است و برنامه‌های اجتماعی اغلب یک کرونوتایپ را بر دیگری ترجیح می‌دهند. اگر کرونوتایپ‌های مختلف خطرات مشخصی داشته باشند—مثلاً پروفایل دیرهنگام مرتبط با سیگار کشیدن و نشانگرهای قلبی-عروقی—آنگاه مداخلات هدفمند می‌تواند مزایای چشمگیری به‌همراه داشته باشد. این دیدگاه برای تدوین استراتژی‌های پیشگیری و ارتقای سلامت عمومی و بالینی اهمیت دارد.

از دید کلینیکی، مطالعه به همبستگی‌های قابل اندازه‌گیری در مغز و سبک زندگی اشاره می‌کند: زیرگروه شب‌گرای مرتبط با افسردگی نیز کاهش یکپارچگی مادهٔ سفید را نشان داد، نشانهٔ ساختاری که می‌تواند با استرس مزمن، پیری یا فرآیندهای بیماری همراه باشد. پیوند دادن رفتار، تاریخچهٔ نسخه‌ها، تصویرسازی و گزارش خوداظهاری در چنین مقیاسی، نقشه‌ای با بافت‌پذیری بیشتر برای دانشمندان فراهم می‌کند که چگونه ساعت‌های درونی ما با سلامت تلاقی می‌یابند.

کارهای آینده باید علت و معلول را از هم جدا کنند. آیا برخی افراد به خاطر زیست‌شناسی ریتم شبانه‌روزی‌شان به سمت سبک‌های زندگی خاصی سوق داده می‌شوند؟ یا آیا رفتار طولانی‌مدت زمان‌بندی خواب و ساختار مغز را بازشکل می‌دهد؟ نویسندگان یافته‌های خود را در مجله Nature Communications منتشر کردند و اشاره دارند که الگوهای مشابه در زیرگروه‌های نوجوانان نشان می‌دهد این تفاوت‌های کرونوتایپی از اوایل زندگی پدیدار شده و در مراحل مختلف زندگی باقی می‌مانند.

اگر خواب یک لنز بر سلامت گسترده‌تر باشد، آن لنز دیگر یک آینهٔ سادهٔ دوسویه نیست؛ بلکه یک منشور است که ابعاد مختلف سلامت روان، سلامت قلبی-عروقی، مصرف مواد و ساختار مغز را منعکس و پراکنده می‌کند.

منبع: sciencealert

ارسال نظر

نظرات

شبچین

خوبه که داده محور بوده ولی زیاد برچسب زدن به آدما خطرناکه، بهتره ریزتر و محتاط تر بررسی کنن، مبالغه هم هست گاهی

مهدی

این تحقیق روی نوجوانان هم تکرار شده؟ یعنی علت و معلول چطور معلوم میشه، یا فقط همبستگیشه؟

بیونوکس

وای، پنج کرونوتایپ؟! فکر نمی‌کردم اینقدر پیچیده باشه، حالا واقعا باید به زمان‌بندی خواب و سبک زندگی توجه کنیم، جالب و کمی نگران کننده.

مطالب مرتبط