آیا بادهای باردار خورشیدی می توانند زلزله را تحریک کنند؟

این مقاله مدل نوآورانه‌ای را بررسی می‌کند که نشان می‌دهد اختلالات یونوسفری ناشی از فعالیت خورشیدی ممکن است از طریق اتصال الکترواستاتیک بر فشارهای موضعی در سنگ‌های ترک‌خورده تاثیر گذاشته و در شرایط خاص زمان‌بندی گسیختگی گسل را تغییر دهد.

نظرات
آیا بادهای باردار خورشیدی می توانند زلزله را تحریک کنند؟

9 دقیقه

تصور کنید یک فوران خورشیدی صدها میلیون کیلومتر دورتر رخ می‌دهد، امواج ذرات باردار از کنار زمین می‌گذرند و یک ناحیه گسلی عمیق در داخل پوسته زمین از قبل تا آستانه گسیختگی پیش‌رانده است. آیا آن بادهای باردار دوردست می‌توانند همان هلۀ بسیار ریز نهایی را اضافه کنند که منجر به شکست شود؟ این ایده شبیه داستان علمی–تخیلی به نظر می‌رسد. کار نظری اخیر پژوهشگرانی در دانشگاه کیوتو دقیقاً همین پرسش را مطرح می‌کند — و آن را در قالبی فیزیکی و قابل اندازه‌گیری قاب‌بندی می‌کند.

پژوهشگران مدلی پیشنهاد می‌دهند که اختلالات یونوسفر، ناشی از فعالیت خورشیدی، ممکن است در شرایط خاصی نیروهایی را بر نواحی حساس پوسته زمین وارد کنند.

چگونه یونوسفر و پوسته می‌توانند با یکدیگر «گفت‌وگو» کنند

یونوسفر مجموعه‌ای از ذرات باردار است که ده‌ها تا صدها کیلومتر بالای سر ما قرار دارد. ماهواره‌ها، سیگنال‌های GPS و امواج رادیویی به‌طور روزمره وضعیت آن را آشکار می‌کنند چون هنگام عبور از آن تغییر می‌کنند. دانشمندان از مدت‌ها پیش محتوای الکترون کل (Total Electron Content یا TEC) را برای رصد هواشناسی فضایی پایش می‌کنند؛ این اندازه‌گیری‌ها نشان می‌دهد که پس از فوران‌های خورشیدی قوی یا پرتاب جرمی تاجی (CME) چه بازسازمان‌های ناگهانی در یونوسفر رخ می‌دهد.

مدل کیوتو آن تغییرات بار در بالای جو را به فرآیندهایی در سنگ‌های دارای گسل پیوند می‌دهد. تصور کنید یک ناحیه سنگی شکسته در عمق پوسته که جریان‌های سیال گرم و تحت فشار را در خود حبس کرده است — شاید حتی در وضعیت ابرانتقاضی (supercritical). در این مدل، آن ناحیه آسیب‌دیده از نظر الکتریکی مانند یک خازن رفتار می‌کند: بار را در سراسر خلل و فرج‌های میکروسکوپی ذخیره می‌کند و از طریق اتصال خازنی (capacitive coupling) با سطح زمین و بخش‌های پایین‌تر یونوسفر مرتبط می‌شود. به عبارت دیگر، پوسته و یونوسفر به‌جای لایه‌هایی جداگانه، اجزای یک سیستم الکترواستاتیک گسترده محسوب می‌شوند.

وقتی یک رویداد خورشیدی ناگهان چگالی الکترون را در ارتفاع‌های پایین یونوسفر افزایش می‌دهد، مدل پیشنهاد می‌کند که این تغییر صرفاً در بالای سر باقی نمی‌ماند. چون دو منطقه از نظر الکتریکی جفت شده‌اند، افزایش بار اتمسفری می‌تواند به تشدید میدان‌های الکتریکی درون خلأهای نانومتریِ داخل سنگ‌های شکسته ترجمه شود. این مقیاس‌ها بسیار کوچک‌اند، اما فیزیک اهمیت دارد: میدان‌های الکتریکی متمرکز در حفرات کوچک فشارهای الکترواستاتیک محلی را تغییر می‌دهند، و فشار به نحوه رشد و هم‌جوشی ترک‌ها تأثیر می‌گذارد.

چرا این موضوع می‌تواند برای وقوع یک زلزله واقعی اهمیت داشته باشد؟ چون بسیاری از گسل‌ها نزدیک به شکست قرار دارند. فشارهای بسیار کوچک — تنش‌های کشندی، لغزش آرامِ بدون لرزه (aseismic slip)، تغییرات فشار سیال — به‌خوبی شناخته‌شده‌اند که می‌توانند زمان‌بندی گسیختگی را تغییر دهند. محاسبات تیم کیوتو نشان می‌دهد که تحت اختلالات شدید یونوسفر، فشارهای الکترواستاتیک داخل این حفرات میکروسکوپی می‌تواند به چند مگاپاسکال برسد؛ مقداری که با دیگر نیروی‌های ظریفِ مؤثر بر پایداری گسل قابل مقایسه است. افزودن این اثرات الکترواستاتیک به مجموعه عوامل مؤثر بر ریسک لرزه‌ای می‌تواند دیدگاه جدیدی دربارهٔ شروع شکست‌های زمین‌شناختی ارائه دهد.

از منظر مکانیک شکست و رئولوژی سنگ، تمرکز میدان الکتریکی می‌تواند خواص بین‌سطحی (surface energy) و نیروی جاذبه موضعی را تغییر دهد، همچنین می‌تواند در ترکیب با فشار سیال عملکرد منافذ را عوض کند؛ برای مثال، میدان‌های قوی می‌توانند یونیزاسیون موضعی، هدایت الکتریکی موضعی و جابه‌جایی بارهای جرمی در جریان‌های سیال را تسهیل کنند. این اثرات فیزیکی همگی ممکن است نحوه رشد میکروترک‌ها را به سمت اتصال و هم‌افزایی تغییر دهند.

شواهد تجربی، محدودیت‌ها و یک خیابان دوطرفه

زمینهٔ تجربی برای این ایده‌ها وجود دارد. پیش از برخی زمین‌لرزه‌های بزرگ، پژوهشگران نشانه‌های غیرعادی در یونوسفر ثبت کرده‌اند: افزایش چگالی الکترون، کاهش ظاهری ارتفاع یونوسفر و انتشار غیرمعمول اختلالات یونوسفریک در مقیاس متوسط. به‌طور تاریخی، چنین سیگنال‌هایی عمدتاً به‌عنوان پاسخ‌های پایین‌به‌بالا (bottom-up coupling) در نظر گرفته شده‌اند؛ مثلاً افزایش فشار یا رهاسازی گاز از پوسته که به یونوسفر القا می‌کند. مدل کیوتو احتمال مکملِ مقابل را مطرح می‌کند: بازخورد بالا-به-پایین، جایی که دینامیک یونوسفر نیز می‌تواند به‌صورت مکانیکی بر فرآیندهای شکست در پوسته اثر بگذارد.

البته هشدارهای مهمی وجود دارد. نویسندگان تأکید می‌کنند که این مدل ابزار پیش‌بینی زلزله نیست. مکانیسم پیشنهادی نیازمند تلاقی چند شرط است: اختلال خورشیدی شدیدی که TEC را به‌میزانی معادل چندین ده واحد تغییر دهد، ناحیه پوسته‌ای با سیالات در فاز حساس، و گسلی که از قبل نزدیک به شکست باشد. هم‌زمانی زمانی میان فعالیت خورشیدی و رویدادهای لرزه‌ای — مثلاً پیرامون زلزله شبه‌جزیره نوتو در ژاپن در 2024 — جالب است اما دلیل بر هم‌علتی (causation) نیست.

آنچه مدل ارائه می‌دهد یک مسیر کمّی است: تغییرات یونوسفری رصدشده توسط ماهواره‌ها می‌تواند به تغییرات قابل پیش‌بینی در میدان الکتریکی و فشار داخل خلل‌وفرج‌های سنگی تبدیل شود. این مسیر قابل آزمایش است. نویسندگان خواستار مشاهدات هماهنگ شده‌ای هستند که توموگرافی یونوسفری مبتنی بر GNSS با وضوح بالا، پایش زیرسطحی در محل (in situ)، و آزمایش‌های کنترل‌شدهٔ آزمایشگاهی روی سنگ‌های ترک‌خوردهٔ الکتریکی زیر شرایط فشار و دمایی شوند که عمق پوسته را شبیه‌سازی می‌کنند.

از منظر شواهد آماری و سیگنال‌شناسی، لازم است الگوهای هم‌زمانی تکرارشونده و وابستگی‌های مکانی مشخصی بین افزایش TEC، شاخص‌های میدان الکتریکی موضعی، و پیش‌نشانه‌های میکروفیزیکی یا میکرولرزه‌ها مشاهده شود تا احتمال علیت تقویت گردد. علاوه بر این، جداسازی اثرات بالقوه از نویز پس‌زمینهٔ ژئوفیزیکی — مانند تغییرات جوی، فعالیت مغناطیسی زمینی و تغییرات هیدرودینامیکی در حفره‌های زیرسطحی — نیازمند تحلیل‌های آماری دقیق و آزمایش‌های کنترلی است.

دیدگاهِ کارشناسی

«نوآوری در اینجا اتصال الکترواستاتیک است،» دکتر کنجی ساتو، ژئوفیزیک‌دانی داستانی که به‌عنوان ناظر مطلع نظر داده است، گفت. «ما معمولاً دربارهٔ زلزله‌ها فکر می‌کنیم که صرفاً شکست‌های مکانیکی هستند. این مدل به ما یادآوری می‌کند که فیزیک الکتریکی و پلاسما می‌تواند با مکانیک سنگ تداخل داشته باشد و این تداخل‌ها ظریف اما قابل آزمایش‌اند.» او پیشنهاد آزمایش‌هایی را مطرح کرد که دستگاه‌های تغییرشکل سنگ را با میدان‌های الکتریکی اعمال‌شده ترکیب کنند و هم‌زمان تکامل میکروترک‌ها را اندازه‌گیری کنند تا محاسبات اعتبارسنجی شود.

فناوری‌های موجود می‌توانند این تحقیق را از حوزهٔ نظریه به ارزیابی مبتنی بر داده سوق دهند. شبکه‌های GNSS (مثل GPS/GLONASS/Galileo/BeiDou) می‌توانند تغییرات TEC را با وضوح مکانی و زمانی فزاینده‌ای تفکیک کنند. مأموریت‌های ماهواره‌ای که پلاسمای یونوسفر را اندازه‌گیری می‌کنند، مگنومترهای زمینی، و رصدخانه‌های چاهی که فشار سیال و پتانسیل‌های الکتریکی در گسل را ثبت می‌کنند، می‌توانند در دوره‌های فعالیت خورشیدی شدید هماهنگ شوند. اگر اثر انگشت‌های این مدل به‌طور مکرر ظاهر شوند — نشانه‌های الکترواستاتیک کوچک و گذرا هم‌زمان با افزایش TEC و پیش‌نشانه‌های میکروفیزیکی — آنگاه فرضیه جاذبهٔ بیشتری پیدا می‌کند.

برای پیشبرد اعتبار علمی، چند برنامهٔ پژوهشی مشخص پیشنهاد می‌شود:

  • تحلیل‌های هم‌زمان بلندمدت: ترکیب داده‌های TEC با ثبت‌های لرزه‌نگاری با دقت بالا برای یافتن همبستگی‌های زمانی و مکانی قابل تکرار.
  • آزمایش‌های آزمایشگاهی کنترل‌شده: مطالعهٔ سنگ‌های ترک‌خوردهٔ فعال الکتریکی تحت فشار و دما، با اعمال میدان‌های الکتریکی و ثبت رشد میکروترک.
  • پایش زیرسطحی در محل: نصب حسگرهای فشار سیال، پتانسیومترهای الکتریکی و حسگرهای میکروترک در گسل‌های فعال برای ثبت هرگونه پاسخ به اختلالات فضایی شدید.
  • شبیه‌سازی‌های چندفیزیکی: مدل‌های عددی که ترکیب پلاسما، میدان الکتریکی، انتقال شار و مکانیک شکست را در مقیاس‌های مناسب حل می‌کنند تا پارامترهای حساس مشخص گردد.

این برنامه‌ها نه تنها اعتبار مدل را می‌سنجند، بلکه به غنای پایگاه دادهٔ ریسک لرزه‌ای نیز کمک می‌کنند و می‌توانند نشان دهند کدام پارامترها — مانند مقدار تغییر TEC، فاصلهٔ مکانی از مرکز اختلال یونوسفری، و شرایط فاز سیال زیرسطحی — بیشترین نقش را دارند.

در نهایت، موضوع در سطحی وسیع‌تر عبارت است از درک زمین به‌عنوان یک سامانهٔ پیوستهٔ الکترو-دینامیک: نه صرفاً لیتوسفر، نه فقط اتمسفر، بلکه یک پیوستار الکترودینامیکی که گاهی سیگنال‌ها را دوطرفه منتقل می‌کند. آیا آن سیگنال‌ها زمانی به یک هل قاطع تبدیل می‌شوند؟ پاسخ نیازمند داده، آزمایش‌های دقیق و آمادگی شنیدن از آسمان است.

نکات کلیدی برای پژوهشگران و مدیران خطر:

  1. رصد هم‌زمان: ایجاد برنامه‌های عملیاتی که داده‌های فضای-هوا (space weather) را با شبکه‌های ژئوفیزیک زمین ادغام کند.
  2. آزمایش‌پذیری: طراحی آزمایش‌هایی که پیش‌بینی‌های مدل را به شکل معین و قابل رد یا تأیید ارائه دهند.
  3. تحلیل آماری: ارزیابی احتمال هم‌زمانی‌های اتفاقی با روش‌های آماری و آزمون فرض‌های قوی.
  4. چندپارامتری بودن: شناسایی مجموعهٔ داده‌های حداقلی که نشان‌دهندهٔ تأثیرگذاری محتمل یونوسفر بر پایداری گسل هستند (مثلاً افزایش TEC به‌علاوه سیگنال‌های الکتریکی موضعی و افزایش نرخ میکرولرزه‌ای).

پاسخ روشن به این پرسش که آیا پایش هوا-فضا می‌تواند به تحقیقات خطر لرزه‌ای کمک کند هنوز در دست آزمایش است، اما این رویکرد درهای جدیدی برای پژوهش بین‌رشته‌ای باز می‌کند — پیوند بین فیزیک پلاسما، ژئوفیزیک الکتریکی، مهندسی سنگ و علوم لرزه‌ای.

منبع: scitechdaily

ارسال نظر

نظرات

مطالب مرتبط