تأثیر محدودیت زمانی غذا (رژیم 16:8) بر بیماری کرون و التهاب

یک کارآزمایی بالینی کوچک نشان می‌دهد که محدودسازی زمان خوردن به الگوی 16:8 ممکن است در بزرگسالان مبتلا به بیماری کرون باعث کاهش قابل‌توجه التهاب، درد شکمی و چربی احشایی شود؛ اگرچه تحقیقات بزرگ‌تر لازم است.

نظرات
تأثیر محدودیت زمانی غذا (رژیم 16:8) بر بیماری کرون و التهاب

6 دقیقه

آیا ساعت غذا خوردن می‌تواند به اندازه نوع غذا مهم باشد؟ یک کارآزمایی بالینی کوچک اما قابل توجه از دانشگاه کلگری نشان می‌دهد که ممکن است: فشرده‌کردن مصرف روزانه غذا در یک بازهٔ هشت‌ساعته — که معمولاً به عنوان الگوی غذایی محدود به زمان 16:8 شناخته می‌شود — در بزرگسالان مبتلا به بیماری کرون بهبودهای چشمگیری ایجاد کرد، حتی بدون تغییر در کالری مصرفی یا نوع مواد غذایی.

در این مطالعه ۳۵ فرد بزرگسال دارای اضافه‌وزن و تشخیص‌داده‌شدهٔ بیماری کرون ثبت‌نام شدند و پژوهشگران علائم بالینی، نشانگرهای خونی التهاب، رفتار سلول‌های ایمنی و ترکیب بدنی را پیگیری کردند. شرکت‌کنندگانی که به الگوی محدودیت زمانی اختصاص یافتند، تمام وعده‌های روزانهٔ خود را در طول یک بازهٔ هشت‌ساعته مصرف کردند و برای ۱۶ ساعت بقیه روز ناشتا ماندند. این مداخله تغییری در شمارش کالری یا نوع رژیم غذایی اعمال نمی‌کرد؛ تنها چارچوب زمانی غذا خوردن تغییر کرد. یافته‌ها که در نشریهٔ Gastroenterology منتشر شد و با حمایت بنیاد کرون همراه بود، از نظر اندازهٔ اثر و سرعت پاسخ غیرمنتظره به نظر رسیدند.

محدود کردن غذا خوردن به یک پنجرهٔ هشت‌ساعته در این مطالعه فعالیت کلی بیماری را حدود ۴۰٪ کاهش داد. بیماران همچنین کاهش تقریبی ۵۰٪ در دردهای شکمی گزارش کردند و آزمایش‌های آزمایشگاهی نشان‌دهندهٔ کاهش در نشانگرهای التهابی همراه با تغییرات در عملکرد سلول‌های ایمنی بود. به طور میانگین، گروهی که الگوی روزه‌داری متناوب را دنبال کردند حدود ۲.۵ کیلوگرم از دست دادند، اما پژوهشگران تأکید کردند که تغییرات متابولیک و کاهش چربی احشایی احتمالاً اهمیت بیشتری نسبت به کاهش وزن صرف دارند. این یافته‌ها نشان‌دهندهٔ اثرات بالقوهٔ رژیم 16:8 و روزه‌داری متناوب بر التهاب روده و کنترل بیماری کرون هستند که می‌توانند نقطهٔ شروعی برای بررسی‌های بالینی بیشتر فراهم کنند.

چگونه زمان‌بندی غذا می‌تواند التهاب را تحت تأثیر قرار دهد؟

زیست‌شناسی دارای یک ساعت داخلی است. سلول‌های دستگاه گوارش، دستگاه ایمنی، کبد و حتی میکروبیوم روده از ریتم‌های روزانه پیروی می‌کنند که هضم، ترمیم بافت و نظارت ایمنی را هماهنگ می‌سازند. وقتی مصرف غذا در طول ۲۴ ساعت پراکنده باشد، این ریتم‌ها می‌توانند «نویز» پیدا کنند و هماهنگی عملکردهای سلولی کاهش یابد. کوتاه‌کردن پنجرهٔ غذا خوردن به نظر می‌رسد به دستگاه گوارش یک دورهٔ استراحت روزانه می‌دهد که اجازه می‌دهد فرایندهای ترمیمی بهتر عمل کنند و سیگنال‌های التهابی نسبت به حالت پخش‌شدهٔ خوردن کاهش یابند.

در سطح مولکولی، ژن‌های ساعت زیستی (circadian clock genes) در روده و سلول‌های ایمنی بیان می‌شوند و تنظیم زمانی تولید سیتوکین‌ها، فعالیت ماکروفاژها و مهاجرت سلول‌های ایمنی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. الگوی غذایی 16:8 می‌تواند همگامی این ساعت‌های محلی را ترمیم کند، پاسخ ایمنی را تنظیم مجدد نماید و تولید سیتوکین‌های التهابی مانند IL-6 و TNF-α را کاهش دهد. علاوه بر این، استراحت طولانی‌تر بین وعده‌ها ممکن است نفوذپذیری مخاط روده را کمتر کند و فرایندهای ترمیم اپیتلیال را ارتقاء دهد که این خود به کاهش تحریک ایمنی و التهاب مزمن می‌انجامد. این مکانیزم‌ها با مفاهیمی مانند روزه‌داری متناوب، محدودیت زمانی غذا و بهبود سلامت میکروبیوم روده هم‌راستا هستند.

آزمایش‌های خونی در مطالعهٔ کلگری تغییراتی را نشان داد که با کاهش التهاب سیستمیک و بهبود تنظیم ایمنی همخوانی دارد. تحلیل‌های مدفوع و میکروبیوم نشانه‌هایی از تغییر در جمعیت‌های باکتریایی را نشان داد که پیش‌تر با عملکرد بهتر سد روده و کاهش ترشح عوامل التهابی مرتبط بوده‌اند. افزون بر این، محققان کاهش در چربی احشایی (visceral adiposity) را اندازه‌گیری کردند؛ چربی احشایی منبعی از مولکول‌های التهابی است که می‌تواند بیماری‌های التهابی روده را تشدید کند. کاهش این منبع موضعی التهاب می‌تواند به طور مستقیم در کم شدن سطح سیتوکین‌های سیستمیک و علامت‌های بالینی بیماری نقش داشته باشد.

دکتر مایتری رامان، نویسندهٔ ارشد مطالعه، درباره یافته‌ها اظهار داشت: «ما تغییرات متابولیک مطلوب، کاهش در چربی‌های احشایی و شیفت‌های مثبت در میکروبیوتای روده را مشاهده کردیم. این اثرات نشان می‌دهند که روزه‌داری متناوب ممکن است به بیماران کمک کند تا مدت طولانی‌تری در وضعیت بهبودی پایدار باقی بمانند.» تیم پژوهشی تأکید می‌کند که مداخله شامل هیچ محدودیت کالری یا رژیم غذایی خاصی نبود و تنها زمان‌بندی مصرف غذا تغییر کرد. بنابراین نتایج بیشتر به نقش «زمان خوردن» و نه ترکیب غذایی نسبت داده می‌شوند؛ اگرچه ترکیب غذا و کیفیت تغذیه نیز در مدیریت بیماری کرون اهمیت دارند.

این نتایج امیدوارکننده‌اند، اما قاطع نیستند. حجم کارآزمایی نسبتاً کوچک بود و شرکت‌کنندگان یک زیرگروه مشخص (بزرگسالان دارای اضافه‌وزن) را تشکیل می‌دادند؛ بنابراین تعمیم فوری نتایج به همهٔ افراد مبتلا به بیماری کرون نامطمئن است. برای تأیید مزایا در جمعیت‌های متنوع‌تر، بررسی طولانی‌تر و کارآزمایی‌های کنترل‌شدهٔ بزرگ‌تر ضروری است تا پایداری اثرات، تعامل با داروهای مختلف، اثرات در سطوح مختلف شدت بیماری و مکانیزم‌های مولکولی دقیق‌تر روشن شود. علاوه بر این، لازم است مطالعات بیشتری نشان دهند چگونه ترکیب غذا، وضعیت تغذیه‌ای پایه و شرایط دارویی می‌توانند اثرات محدودیت زمانی غذا را تعدیل کنند.

بیماران مبتلا به بیماری التهابی روده (IBD) نباید بدون مشورت با گاسترونترولوژیست یا تیم مراقبت سلامت خود درمان فعلی را تغییر دهند یا برنامۀ روزه‌داری را آغاز کنند. نیازهای فردی متفاوت است — زمان‌بندی داروها، وضعیت تغذیه‌ای، خطر سوءتغذیه، شدت بیماری و وجود عوارض مانند تنگی یا فیستول همگی باید مورد توجه قرار گیرند. با این حال، این مطالعه راهی عملی و کم‌هزینه برای تحقیقات بیشتر و گفت‌وگوی بالینی باز می‌کند: گاهی زمان خوردن می‌تواند نحوهٔ بهبود بدن را تغییر دهد و به عنوان یک تکمیل‌کنندهٔ بالقوه در کنار درمان‌های مرسوم بررسی شود.

منبع: smarti

ارسال نظر

نظرات

مطالب مرتبط