8 دقیقه
یک کلاه نازک و انعطافپذیر ممکن است نحوه نگاه ما به ریزش مو را دگرگون کند. ایدهای کوتاه و قدرتمند: دانشمندان در کرهٔ جنوبی طول موج نور را طوری تنظیم کردهاند که سلول کلیدی محرک رشد مو را هدف قرار دهد و نتایج اولیه چشمگیر بهنظر میرسند.
هدفگیری قلب فولیکول
این فناوری حول سلولهای پاپیلای درمی انسانی، معروف به hDPCs، میچرخد—سلولهایی تخصصی در پایهٔ هر فولیکول مو که چرخههای رشد را هدایت میکنند. با پیری فولیکولها، این سلولها نشانههای زیستشیمیایی کاهش عملکرد را نشان میدهند که برجستهترین آنها بیان آنزیم β-گالاکتوزیداز است؛ این آنزیم مدتها بهعنوان یک نشانگر پیری سلولی شناخته شده است. کاهش سطح این آنزیم میتواند آبشار مولکولیای را که به نازکشدن و کوچکشدن دائمی فولیکول میانجامد، کند یا مهار کند.
پژوهشگران مؤسسهٔ پیشرفته علوم و فناوری کره (KAIST)، با تامین مالی از دانشگاه شهری هنگکنگ، یک پلتفرم دیود ساطعکنندهٔ نور آلی (OLED) طراحی کردهاند که نور مادونقرمز نزدیک با طول موج حدود 730–740 نانومتر تولید میکند. این بازهٔ باریک اهمیت ویژهای دارد: تیم گزارش میدهد که این طیف بهطور مؤثرتری سلولهای پاپیلار درمی را نسبت به سیستمهای مرسوم نور قرمز که در بسیاری از دستگاههای فعلی فتوتراپی سطح پایین استفاده میشوند، فعال میکند.

یک تصویرسازی از فتوتراپی و اثرات آن بر سلولهای واقع در پایهٔ فولیکولهای مو.
از کلاهکهای سخت به کلاههای قابل پوشش
اکثر دستگاههای فتوتراپی مصرفی سخت هستند—کلاهکهای حجیم یا آرایههای LED و لیزری که در فاصلهای کوتاه از پوست سر قرار میگیرند. رویکرد جدید، پلاستیکهای سخت و دیودهای نقطهای را با ورقههای OLED نازک و منطبقپذیر جایگزین میکند که میتوانند درون یک کلاه قابل شستوشو ادغام شوند. نتیجه: نور پراکنده و یکنواختی است که سطح جمجمه را در بر میگیرد. «از آنجا که OLEDها نازک و انعطافپذیر هستند، میتوانند بهخوبی با سطح منحنی پوست سر منطبق شوند و تحریک نوری یکنواختی در سراسر ناحیه فراهم کنند»، میگوید کیونگ چئول چوی، مهندس برق در KAIST.
نور پراکنده اهمیت دارد زیرا نقاط داغ معمولِ ناشی از LEDها و لیزرهای متمرکز را کاهش میدهد و تحریک یکنواختتری روی سطح پوست سر ایجاد میکند. در آزمایشهای آزمایشگاهی، تیم KAIST مواجههٔ سفارشی OLED مادونقرمز نزدیک را با درمان OLED قرمز و نمونههای کنترلِ بدون درمان مقایسه کرد. سلولهایی که با سیگنال مادونقرمز نزدیک بهینهسازیشده درمان شدند، حدود ۹۲ درصد کاهش در بیان β-گالاکتوزیداز نسبت به سلولهای بدون درمان نشان دادند—فاصلهٔ اثر بسیار فراتر از آنچه دستگاههای استاندارد نور قرمز معمولاً تولید میکنند.
این درصد تضمینکنندهٔ بالینی رشد مجدد مو نیست. اما نشان میدهد که این روش میتواند بهطور قابل توجهی نشانههای مولکولی پیری فولیکولی را در محیط آزمایشگاهی سرکوب کند، و این دقیقاً همان چیزی است که یک دستگاه پزشکی برای تأثیرگذاری بر چرخهٔ رشد مو در افرادی که از آلوپسی آندروژنتیک رنج میبرند—ریزش موی الگوی ارثی که در برخی جمعیتها تا ۴۰ درصد افراد را مبتلا میکند—نیاز دارد.
چرا این موضوع برای بیماران مهم است
امروزه تنها تعداد محدودی درمان بهطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد. ماینوکسیدیل موضعی برای برخی از افراد مفید است اما بهطور جهانی اثربخش نیست و نیاز به استفادهٔ مداوم دارد. فیناستراید خوراکی میتواند ریزش مو را در مردان کند یا معکوس کند اما عوارض جانبی شناختهشدهای دارد و در بسیاری از مناطق برای زنان تایید نشده است. این خلأ سبب شده تا علاقه به گزینههای غیر دارویی افزایش یابد. فتوتراپی سطح پایین بهعنوان یک مسیر کمتر تهاجمی توسط بسیاری پذیرفته شده اما دستگاههای فعلی از نظر اثربخشی متغیرند.
یک کلاه OLED میتواند گزینهٔ میانی ارائه دهد: درمانی غیر دارویی و پوشیدنی که برای استفادهٔ روزانه و حتی پوشیدن در اماکن عمومی طراحی شده است. پژوهشگران KAIST میگویند اهداف بعدی آنها شامل ساخت یک نمونهٔ اولیهٔ کاملاً قابل شستوشو و گذراندن آزمایشهای پیشبالینی برای ارزیابی ایمنی و اثربخشی پیش از آزمایشهای انسانی است. اگر اثربخشی آزمایشگاهی به حوزهٔ بالینی منتقل شود، ممکن است بیماران درمانی داشته باشند که راحتی و قابلیت پوشیدن روزمره را با مکانیسم زیستی متفاوتی ترکیب میکند—مکانیسمی که مستقیماً امضای پیری سلولهای مولد مو را تنظیم میکند.
فناوریهای مرتبط و چشمانداز آینده
فتوبایومدولاسیون مادونقرمز نزدیک ایدهای کاملاً جدید نیست؛ پزشکان طیف وسیعی از طول موجها را برای ترمیم بافت، کنترل التهاب و تحریک متابولیسم سلولی بررسی کردهاند. آنچه کار KAIST را متمایز میکند ترکیب تنظیم دقیق طول موج، فرمفکتور OLED و اندازهگیریهای سطح سلولی است که به یک نشانگر شناختهشدهٔ پیری مرتبط شدهاند. تیم این نتایج را در مجلهٔ Nature Communications در سال ۲۰۲۶ منتشر کرد که به طراحی تجربی و بازبینی همتا وزن میبخشد.
با این وجود چالشهای عملی باقی است. انتقال دوز ثابت نور از میان موها، تضمین ایمنی بلندمدت در مواجهات مکرر با مادونقرمز نزدیک، و اثبات افزایش معنادار تعداد موها در آزمایشهای بالینی تصادفیشده موانع غیرقابلتردیدی هستند. با این حال طراحی مدولار پلتفرم میتواند اجازهٔ بهبودهای پیوسته را بدهد: پشتههای طول موج متفاوت، زمانبندی دوزهای هدفمند و یکپارچهسازی با دستگاههای پوشیدنی برای پیگیری پایبندی به درمان.
دیدگاه کارشناسان
«منبع نوری دقیق و منطبق بازی را تغییر میدهد زیرا زیستشناسی هم به طول موج و هم به توزیع دوز پاسخ میدهد»، میگوید دکتر هانا لی، متخصص پزشکی فتوتراپی بالینی. «اگر بازهٔ ۷۳۰–۷۴۰ نانومتر بهطور قابلاتکایی نشانگرهای پیری را در بدن کاهش دهد، پزشکان میخواهند ببینند این موضوع چگونه به چرخهٔ فولیکول و نتایج بیماران ترجمه میشود—بهویژه در مراحل اولیهٔ آلوپسی آندروژنتیک.»
در حال حاضر، قابلتوجهترین یافته جنبهٔ زیستشیمیایی دارد: سرکوب قویِ یک نشانگر مرتبط با پیری فولیکول. مسیر رسیدن به یک کلاه تجاریِ بدون نسخه و تأییدشدهٔ بالینی هنوز طولانی است، اما این نوع فتوتراپی هدفمند مسیر قابلقبولی را از کلاهکهای حجیم به سمت درمانهای پوشیدنی روزانه نشان میدهد—درمانی که هم از نظر ظاهری قابلپذیرش برای استفادهٔ عمومی باشد و هم به اندازهٔ کافی قدرتمند باشد تا اثری معنادار ایجاد کند.
برای اینکه چنین دستگاهی به بازار برسد، چندین مرحلهٔ کلیدی باید طی شود: تکرار مهندسی برای تضمین دوام و کاملشدن فرایند شستوشو، مطالعات سمشناسی و بیخطر بودن مربوط به تابش مادونقرمز نزدیک در استفادهٔ بلندمدت، و در نهایت اجرای کارآزماییهای بالینی با معیارهای نتیجهمحور—از جمله شمارش واقعی تارهای مو، اندازهگیری ضخامت ساقه مو و ارزیابی کیفیت زندگی بیماران. همچنین تطابق با استانداردهای سازمانهای تنظیمی (مانند FDA یا CE) و ایجاد شواهدی دربارهٔ مزیتهای بالینی در برابر درمانهای موجود برای اثبات ارزش بالینی و اقتصادی ضروری خواهد بود.
از منظر فنی، تنظیم دقیق طول موج در بازهٔ مادونقرمز نزدیک (NIR) ممکن است مزایای زیستی خاصی فراهم کند: نفوذ عمیقتر نسبت به نور قرمز مرسوم، تأثیر مستقیمتر بر میتوکندری و مسیرهای متابولیک مرتبط با پیری سلولی، و در نهایت کاهش نشانگرهای سننسنس یا پیری مانند β-گالاکتوزیداز. ترکیب این نتایج سلولی با فرمفکتور OLED که نور یکنواخت و مسطح فراهم میکند، میتواند یک مزیت عملکردی نسبت به منبعهای نقطهای نور ایجاد کند که معمولاً دوزهای نامتوازنی تولید میکنند.
از منظر تجاری و پذیرش مصرفکننده، مزایایی مانند قابلیت شستوشو، وزن سبک، و ظاهر کمتر پزشکی (قابلپوشیدن در جمع) میتواند پذیرش درمانهای پوشیدنی را افزایش دهد. با این وجود، آموزش کاربران در مورد زمانبندی درمان، میزان استفادهٔ روزانه و انتظارات واقعی از نتایج بالینی نقش مهمی در نتایج بلندمدت خواهد داشت.
در نهایت، این پیشنهاد پژوهشی یک نمونهٔ برجسته از همگرایی مهندسی مواد، اپتیک دقیقی و زیستشناسی سلولی است که میتواند مسیر جدیدی برای درمانهای غیر دارویی ریزش مو و مدیریت پیری فولیکولی باز کند. اگر تحقیقات بیشتری این نتایج را تأیید کنند، ممکن است در آیندهٔ نزدیک شاهد طیف جدیدی از دستگاههای پوشیدنی زیستپزشکی باشیم که ترکیبی از نوردرمانی، حسگرها و تجزیهوتحلیل داده برای بهینهسازی درمانهای شخصی فراهم میآورند.
منبع: sciencealert
نظرات
کوینپال
ایده خوبه ولی به نظر یه مقدار هایپ شده، مخصوصا وقتی هنوز در مرحلهٔ in vitro هست. طراحی کلاه هم جالب اما عملیاتی شدن داستانه.
دانیکس
تو آزمایشگاه ما هم نور NIR بعضی مسیرها رو فعال کرده بود، ولی ۹۲٪ کاهش؟ بعیده، باید تکرار بشه.
آرمان
این واقعیه؟ از میان موها چطور نور ثابت عبور میکنه؟ سوالام زیاده مخصوصا ایمنی بلندمدت...
لابکور
منطقیشه، OLED برای کلاه راحتتره. ولی تا وقتی نتایج بالینی نیاد، فقط یه امیدواریه.
رودکس
واو، فکر نمیکردم نور فقط با تنظیم طول موج بتونه اینقدر اثر بذاره! اگه واقعا تو بالینی جواب بده معرکهست، اما هنوز محتاطم...
ارسال نظر