5 دقیقه
این موضوع تقریباً غیرواقعی به نظر میرسد: مردی در نروژ ممکن است پس از دریافت سلولهای بنیادی از برادر خودش از HIV رها شده باشد. نه بهعنوان یک میانبر آزمایشی، نه بهعنوان درمان هدفمند HIV، بلکه در جریان درمان یک سرطان خون خطرناک که برای پزشکان گزینههای اندک و جای خطای کمی باقی گذاشته بود.
این بیمار که اکنون با نام بیمار اسلو شناخته میشود، پس از تشخیص HIV در سال 2006 با این ویروس زندگی میکرد. سالها بعد، در 2018، او به سندرم میلودیسپلاستیک نیز مبتلا شد؛ یک اختلال جدی مغز استخوان که توانایی بدن برای تولید سلولهای خونی سالم را مختل میکند. او ابتدا به درمان پاسخ داد، اما سرطان دو سال بعد بازگشت. در آن مرحله، پزشکان به سمت پیوند سلولهای بنیادی رفتند؛ روشی پرخطر که معمولاً برای بیماران مبتلا به بیماریهای خونی تهدیدکننده حیات در نظر گرفته میشود.
آنچه بعد رخ داد، این پرونده را در میان نادرترین موارد در پژوهشهای مدرن HIV قرار داد. برادر بیمار از قبل یک تطابق مناسب برای پیوند مغز استخوان محسوب میشد، و این خود به هیچوجه قطعی نیست. سپس شگفتی دیگری آشکار شد: آزمایشها نشان داد که برادر او نیز یک جهش ژنتیکی نادر به نام CCR5-delta 32 را دارد. همین جزئیات همهچیز را تغییر داد.
سالهاست دانشمندان میدانند که HIV معمولاً با اتصال به گیرندهای به نام CCR5 وارد سلولهای ایمنی میشود. افرادی که دو نسخه از جهش CCR5-delta 32 را به ارث میبرند، بهطور طبیعی در برابر شایعترین سویههای HIV-1 مقاوم هستند، زیرا این گیرنده به شکلی تغییر یافته که ویروس بهسختی میتواند از آن استفاده کند. این ویژگی ژنتیکی بسیار نادر است و فقط در بخش کوچکی از جمعیت دیده میشود.
در مواردی مانند این، پیوند سلولهای بنیادی فقط سرطان را درمان نمیکند. این روش میتواند عملاً سیستم ایمنی بیمار را با استفاده از سلولهای اهداکننده بازسازی کند. اگر آن سلولهای اهداکننده جهش CCR5-delta 32 را داشته باشند، سیستم ایمنی جدید ممکن است بسیار کمتر در برابر HIV آسیبپذیر باشد. این امید علمی وجود داشت. در مورد بیمار اسلو، به نظر میرسد این امید به واقعیت تبدیل شده است.
پیوند آسان نبود. بیمار دچار عوارض شد، همانطور که بسیاری از افراد پس از چنین روش تهاجمیای تجربه میکنند. اما در نهایت بدن او شروع به تولید سلولهای خونی جدیدی کرد که از سلولهای بنیادی اهدایی منشأ گرفته بودند. دو سال پس از پیوند، پزشکان با دقت تصمیم گرفتند درمان ضد رتروویروسی او را متوقف کنند. این همان لحظهای است که معمولاً انتظار میرود هر HIV پنهانی دوباره فعال شود. اما چنین نشد.
اکنون، چهار سال پس از پیوند و دو سال پس از قطع داروهای HIV، آزمایشهای پیگیری مکرر هنوز هیچ ویروس قابلتشخیصی را نشان نمیدهند. پزشکان او میگویند که از نظر عملی، به نظر میرسد او درمان شده است. در دنیای پزشکی HIV، جایی که درمان میتواند ویروس را برای دههها سرکوب کند اما بهندرت آن را بهطور کامل از بین ببرد، این جمله وزن بسیار زیادی دارد.
این نخستینبار نیست که پیوند سلولهای بنیادی به بهبودی بلندمدت یا درمان HIV منجر شده، اما نخستین مورد گزارششدهای است که در آن از یک اهداکننده خانوادگی استفاده شده است. همین نکته داستان را حتی چشمگیرتر میکند. خواهر و برادرها تنها شانس محدودی برای تطابق مناسب مغز استخوان دارند، و وقتی جهش نادری مانند CCR5-delta 32 هم وارد معادله میشود، این شانس حتی کمتر میشود. یکی از پزشکان بیمار به AFP گفته بود که او این وضعیت را معادل برنده شدن دوباره در بختآزمایی توصیف کرده است.
با این حال، هیچکس در این حوزه این مورد را یک درمان عملی برای میلیونها نفر مبتلا به HIV در سراسر جهان معرفی نمیکند. پیوند سلولهای بنیادی روشی خطرناک، پرهزینه و از نظر پزشکی بسیار سنگین است. این روش میتواند مرگبار باشد. درمانی نیست که پزشکان صرفاً برای حذف HIV توصیه کنند، بهویژه وقتی داروهای مدرن ضد رتروویروسی بالفعل به بیشتر بیماران اجازه میدهند سالهای طولانی و سالمی را با کنترل ویروس زندگی کنند.
با وجود این، موارد نادری مانند این فراتر از خود بیمار اهمیت دارند. آنها برای دانشمندان یک نقشه واقعی از آنچه یک درمان قطعی HIV ممکن است نیاز داشته باشد ارائه میکنند: حذف سلولهایی که ویروس به آنها وابسته است، جایگزین کردن آنها با سلولهای مقاوم، و جلوگیری از یافتن راه بازگشت توسط عفونت. هر مورد موفق، قطعه دیگری به این پازل اضافه میکند.
این گزارش که در Nature Medicine منتشر شده، شواهد تازهای در اختیار پژوهشگران قرار میدهد که مسیر CCR5 همچنان یکی از مهمترین اهداف در جستوجوی جهانی برای درمان HIV است. و هرچند چنین پایان پزشکیای برای تبدیل شدن به روالی معمول بیش از حد پرخطر است، اما علم را یک گام دیگر به چیزی نزدیکتر میکند که زمانی غیرممکن تصور میشد.
فعلاً، بیمار اسلو یادآور این واقعیت است که در پزشکی، پیشرفتها همیشه با هیاهو از راه نمیرسند. گاهی همهچیز در یک اتاق بیمارستان آغاز میشود، با یک اهداکننده خانوادگی، یک جهش ژنتیکی نادر، و فرصتی دوباره که هیچکس انتظارش را نداشت.
ارسال نظر