6 دقیقه
اگر افزایش وزن فقط به بیشتر خوردن مربوط نباشد، بلکه به این هم بستگی داشته باشد که بدن پس از ورود غذا با آن چه میکند، چه؟ این پرسش در مرکز یک مطالعه تازه از دانشگاه متروپولیتن اوساکا قرار دارد؛ جایی که پژوهشگران دریافتند غذاهای کربوهیدراتی شبیه نان، موشها را به سمت افزایش وزن و چربی بدن سوق دادند، حتی وقتی دریافت کلی کالری تقریباً تغییر نکرده بود.
نکتهای که این پژوهش را قابل توجه میکند همین است. حیوانات صرفاً پرخوری نکرده بودند. در عوض، دادهها نشان میدهند متابولیسم آنها تغییر مسیر داده بود. مصرف انرژی کاهش یافت، ذخیره چربی در اولویت قرار گرفت و بدن شروع کرد کربوهیدراتها را به شکلی مدیریت کند که به جای سوزاندن مؤثر سوخت، به افزایش وزن کمک میکرد.
این مطالعه بر یک بحث قدیمی در تغذیه تمرکز داشت. سالهاست نان و کربوهیدراتهای تصفیهشده به بزرگ شدن دور کمر متهم میشوند، اما پشتوانه علمی این ارتباط، بهویژه درباره آرد گندم و سازوکارهای زیستی آن، همیشه کامل و یکدست نبوده است. این پژوهش تازه با بررسی فقط وزن بدن، بلکه هورمونها، شیمی خون، سطح فعالیت، مصرف انرژی در حالت استراحت و حتی فعالیت ژنها در کبد، جزئیات دقیقتری را روشن میکند.
برای بررسی آنچه رخ میداد، تیم پژوهشی به موشهای آزمایشگاهی حق انتخاب داد. در کنار خوراک استاندارد مبتنی بر غلات، به حیوانات نان ساده، آرد گندم پختهشده یا آرد برنج پختهشده ارائه شد. موشها خیلی زود به سمت گزینههای غنی از کربوهیدرات رفتند. همین ترجیح اهمیت داشت. با گذشت زمان، حیواناتی که رژیم خود را تغییر داده بودند، افزایش وزن و افزایش توده چربی نشان دادند و این تغییر در موشهای نر واضحتر بود.
اینجا جایی است که یافتهها جذابتر میشوند. به نظر نمیرسد افزایش چربی از پرخوری کلاسیک یا کمتحرک شدن ناگهانی موشها ناشی شده باشد. در عوض، خود غذاها ظاهراً عملکرد متابولیک را تغییر داده بودند. در گروه آرد گندم، بدن در مجموع کالری کمتری میسوزاند و ژنهای مرتبط با تبدیل کربوهیدرات به چربی فعالتر میشدند. به بیان دیگر، موتور متابولیسم کندتر کار میکرد و همزمان تولید چربی آرامآرام بالا میرفت.
به گفته شینگو ماتسومورا، دانشمند تغذیه، این نتایج نشان میدهد اثر مشاهدهشده شاید فقط به گندم مربوط نباشد، بلکه به کشش شدید به غذاهای پرکربوهیدرات و تغییرات متابولیکی پس از آن مرتبط باشد. این تمایز مهم است، زیرا بحث را از یک ماده متهم واحد دور میکند و به پرسشی گستردهتر میبرد: کربوهیدراتهای تصفیهشده و بسیار جذاب چگونه شیوه استفاده بدن از انرژی را تغییر میدهند؟
نمونههای خونی جمعآوریشده در طول مطالعه به تیم کمک کرد تغییرات گلوکز، هورمونها و دیگر متابولیتها را دنبال کند. پس از آزمایشهای تغذیهای، تحلیل بافت کبد سرنخ دیگری به دست داد و الگوهای بیان ژنی را آشکار کرد که با بدنی سازگار بود که بیش از پیش برای تبدیل کربوهیدرات به چربی ذخیرهشده آماده شده بود. این موضوع یادآور میشود که متابولیسم یک محاسبهگر ساده نیست. دو رژیم غذایی ممکن است روی کاغذ شبیه هم باشند، اما پاسخهای درونی بسیار متفاوتی ایجاد کنند.
نکته امیدوارکننده دیگری هم وجود داشت. وقتی موشهای گروه آرد گندم به خوراک معمول خود بازگشتند، افزایش وزن متوقف شد و تغییرات متابولیک نیز برگشتپذیر بود. این موضوع نشان میدهد که این فرایند، دستکم در شرایط این آزمایش، دائمی نبوده و بدن میتواند با تغییر الگوهای غذایی تا حدی بهبود پیدا کند.
یافتههای این پژوهش به شواهد روبهرشدی اضافه میکند که فرمول قدیمی «ورودی کالری، خروجی کالری» هرچند مفید است، اما تمام داستان را بیان نمیکند. غذا فقط انرژی نیست. غذا برای بدن نوعی اطلاعات هم هست و بر هورمونها، نرخ متابولیسم، مسیرهای ذخیره چربی و سیگنالهای اشتها اثر میگذارد؛ سازوکارهایی که هنوز در حال شناسایی و نقشهبرداری هستند.
البته یک نکته مهم وجود دارد. این مطالعه روی موشها انجام شده، نه در قالب یک کارآزمایی بالینی انسانی. موشها برای شناسایی سازوکارهای زیستی بسیار ارزشمندند، اما جایگزین کوچکی برای عادتهای غذایی انسان، سبک زندگی مدرن یا پیچیدگی رژیمهای واقعی نیستند. بنابراین هرچند نتایج قانعکنندهاند، اما حکم نهایی درباره نان و افزایش وزن در انسانها محسوب نمیشوند.
خود پژوهشگران هم از این محدودیت آگاه هستند. گام بعدی آنها این است که بررسی کنند آیا اثرات متابولیک مشابهی در انسان هم دیده میشود یا نه و دقیقتر مشخص کنند چه چیزی این پاسخ را ایجاد میکند. آیا خود آرد گندم تصفیهشده عامل اصلی است؟ بافت و خوشخوراکی نان؟ سرعت جذب این کربوهیدراتها؟ یا نبود فیبر، پروتئین و چربی که در حالت عادی میتوانند فرایند را کندتر کنند؟
آنها همچنین قصد دارند بررسی کنند غلات کامل، غلات تصفیهنشده، غذاهای پرفیبر و ترکیب آنها با پروتئین و چربی چه اثری بر پاسخ متابولیک بدن به کربوهیدراتها دارند. روشهای فرآوری و زمانبندی وعدههای غذایی نیز در برنامه تحقیق قرار دارد. این جزئیات شاید در نهایت به اندازه خود مواد اولیه اهمیت داشته باشند.
در حال حاضر، پیام این مطالعه این نیست که نان بهطور خودکار بد است یا یک غذای واحد بهتنهایی سرنوشت سلامت انسان را تعیین میکند. سن، هورمونها، سطح فعالیت، خواب و الگوی کلی تغذیه همگی بر متابولیسم اثر میگذارند. با این حال، این پژوهش یادآوری روشنی است که بدن همه کالریها را به یک شکل پردازش نمیکند. گاهی داستان واقعی بعد از اولین لقمه آغاز میشود.
نظرات
پمپزون
من با چند نفر که حساسیت گوارشی دارن کار کردم؛ دیدم نون ساده بهشون بد میاد، وزن میگیرن سریع. اما باز، نمونه کوچکه، زود قضاوت نکنیم.
آرمین
واقعن؟ یعنی کمتر سوزوندن و فعال شدن ژنها باعث چاقی میشه؟ یا فقط واکنش موش به غذاست... اگر این تو بشر باشه، چی?
بایونیکس
معقول به نظر میاد، کالری همهچیز نیست. باید تو انسان هم ببینیم، ولی ایدهش منطقیه.
دیتاپالس
وای، یعنی نان میتونه متابولیسمو عوض کنه؟! فکر نمیکردم اینقدر شدید باشه، مخصوصا بازگشت پذیر بودنش جالبه... ولی خب این موش بود، آدم چطور؟
ارسال نظر