تحقیقات داخلی متا: کنترل والدین در اینستاگرام ناکافی است

اسناد داخلی متا از Project MYST نشان می‌دهد ابزارهای کنترل والدین اینستاگرام تأثیر کمی بر کاهش استفاده افراطی نوجوانان دارند؛ مقاله پیامدهای طراحی محصول، الگوریتم‌ها و مسئولیت‌پذیری پلتفرم را بررسی می‌کند.

نظرات
تحقیقات داخلی متا: کنترل والدین در اینستاگرام ناکافی است

9 دقیقه

فکر می‌کنید محدودیت زمانی یا داشبورد خانوادگی می‌تواند نوجوانان را در اینستاگرام امن نگه دارد؟ دوباره فکر کنید. مدارک جدید دادگاهی از لس آنجلس تصویری روشن و نگران‌کننده ترسیم می‌کند: پژوهش داخلی متا، که تحت عنوان Project MYST شناخته می‌شود، نشان داد ابزارهای کنترل والدین که این شرکت تبلیغ می‌کند به‌سختی تأثیر قابل‌توجهی بر استفاده اجباری یا رفتارهای شبیه اعتیاد در نوجوانان دارند. این یافته‌ها پرسش‌های مهمی درباره ایمنی دیجیتال، طراحی محصول و مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌های اجتماعی مطرح می‌کنند.

این مطالعه که با همکاری پژوهشگران دانشگاه شیکاگو تهیه شده و در جریان دعاوی اخیر استناد شده، حدود ۱۰۰۰ نوجوان و والدین آن‌ها را مورد نظرسنجی قرار داد. نتیجه اعلام‌شده ساده اما نگران‌کننده است. حتی وقتی خانواده‌ها قوانین سختگیرانه وضع کردند یا از ابزارهای Family Center و تنظیمات کنترل والدین متا استفاده کردند، احتمال استفاده بیش از حد نوجوانان از پلتفرم تقریباً تغییر چندانی نشان نداد. الگوریتم‌ها، طراحی رابط کاربری، حلقه‌های بازخورد اجتماعی—هرچه که مکانیسم باشد— نوجوانان را بارها و بارها به درون پلتفرم بازمی‌کشید.

چرا این موضوع اهمیت دارد؟ زیرا شاکیان در این پرونده ادعا می‌کنند متا از این مسائل آگاه بوده و اقدامی مؤثر انجام نداده است. وکلا که خانواده‌های متأثر را نمایندگی می‌کنند می‌گویند اسناد بیش از یک کنجکاوی آکادمیک را نشان می‌دهد: آن‌ها مدعی‌اند شرکت تشخیص داده کدام گروه از کودکان آسیب‌پذیرترند—برای مثال نوجوانانی که با تروما یا فشار واقعی زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند—و این نوجوانان توانایی کمتری برای خودتنظیمی زمان حضور در اپ داشتند. در دادگاه، مارک لِینیر، وکیل شاکیان، آن را صریح بیان کرد: پلتفرم‌ها بی‌طرف نیستند؛ آن‌ها به دنبال جلب توجه‌اند و گرفتنِ توجه گاهی هزینه‌بردار است. این ایده به هسته بحث درباره طراحی محصولات دیجیتال و مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها در قبال سلامت روانی نوجوانان نزدیک می‌شود.

آدام ماسری، مدیر اینستاگرام، بخشی از آن روایت را در شاهدی دادگاه پذیرفت. «من زیاد شنیده‌ام که مردم از اینستاگرام برای فرار از واقعیت‌های دشوار استفاده می‌کنند»، او گفت و اذعان کرد که پلتفرم می‌تواند به‌عنوان یک پناهگاه عمل کند. با این حال، متا مدت‌هاست که از اصطلاح ملایم‌تر «استفاده مشکل‌ساز» به‌جای «اعتیاد» استفاده می‌کند؛ تاکتیکی حقوقی که در بیانیه‌های عمومی شرکت نیز دیده می‌شود و نشان‌دهنده تلاش برای فاصله‌گذاری از بار حقوقی واژه «اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی» است. این لغات و انتخاب‌های لفظی خود بخشی از نبرد حقوقی و مردمی درباره نحوه توصیف و پاسخ به پیامدهای سلامت روانی ناشی از استفاده از شبکه‌های اجتماعی است.

دفاع متا به سوی دیگری متمایل است. مدیران و وکلا استدلال کرده‌اند که مشکلاتی که در مرکز زندگی شاکیان قرار دارند—تنش خانواده، طلاق والدین یا آزار—عامل اصلی مشکلات سلامت روانی نوجوانان هستند و نه خود اپلیکیشن. اما مطالعه فاش‌شده این دفاع را پیچیده می‌کند. نتایج نشان می‌دهد متا می‌دانسته امکانات پایش و تعیین محدودیت‌های زمانی آن، محافظت عملی کمی برای همان کودکانی که شرکت اکنون می‌گوید به دلایل دیگری در معرض آسیبند، ارائه می‌دهد. به عبارت دیگر، حتی اگر عوامل خانوادگی زمینه‌ساز باشند، طراحی محصول و الگوریتم‌ها ظرفیت دارند تا آن آسیب‌پذیری‌ها را تشدید یا استثمار کنند.

خلاصه: شواهد داخلی نشان می‌دهند کنترل‌های والدین سپری قابل‌اعتماد در برابر جذابیت پلتفرم برای نوجوانان آسیب‌پذیر نیستند.

پیامدهای این یافته‌ها فراتر از یک پرونده قضایی است. اگر تحقیقات داخلی یک شبکه اجتماعی بزرگ نشان‌دهند که ابزارهایی که به‌عنوان تدابیر ایمنی تبلیغ می‌شوند نتایج اندکی دارند، تنظیم‌کنندگان، والدین و مربیان دلیلی برای بازاندیشی در معنای «طراحی امن‌تر» خواهند داشت. پرسش‌های بنیادی‌تر مطرح می‌شود: آیا بحث باید بر اصلاح ویژگی‌ها متمرکز باشد، یا تغییرات عمیق‌تری در نحوه‌ای که الگوریتم‌ها محتوا را اولویت‌بندی می‌کنند و تعامل را پاداش می‌دهند ضروری است؟ این پرسش‌ها شامل موضوعات مرتبط با سیاست‌گذاری فناوری، شفافیت الگوریتمی و مسئولیت‌پذیری شرکت‌ها می‌شود.

برای والدین، پیام قابل‌فهم ولی پیچیده است. ابزارهایی مانند Family Center می‌توانند به تعیین مرزها و آغاز گفتگوها کمک کنند. آن‌ها ممکن است تنظیمات زمان صفحه، محدودیت‌های مخاطب و گزارش‌های ملایمی درباره استفاده ارائه دهند که در سطح خانوادگی مفید است. اما توقع اینکه این ویژگی‌ها درمان همه‌چیز باشند، نوعی خیال‌بافی است. نوجوانانی که از نظر احساسی در بحران‌اند غالباً به مداخلاتی نیاز دارند که فراتر از کاهش زمان نمایشگر است—ارتباط انسانی، درمان‌های تخصصی، مداخلات مدرسه‌ای و تدابیر ساختاری که پیش از هر چیز از فشارهای الگوریتمی و تشدیدگرهای تعامل محافظت کنند. در واقع، ترکیب سیاست‌های درون‌تکمیلی خانواده با خدمات بهداشت روان و آموزش دیجیتال موثرتر از اتکا صرف به یک «داشبورد خانوادگی» خواهد بود.

این افشاگری همچنین روایت مسئولیت را تغییر می‌دهد. مسئله صرفاً انتخاب‌های بهتر خانوادگی نیست؛ مسئله محصولاتی است که ساخته و عرضه می‌شوند. وقتی تحقیق داخلی نشان می‌دهد این محصولات می‌توانند از آسیب‌پذیری‌ها سوءاستفاده کنند، سکوت یا بی‌عملی تبدیل به یک مسئولیت حقوقی و اخلاقی می‌شود. شرکت‌ها باید نشان دهند که چگونه طراحی‌هایشان از آسیب‌پذیری‌ها آگاه است و چه اقداماتی برای کاهش صدمه انجام می‌دهند—از تغییرات طراحی رابط کاربری گرفته تا محدودیت‌های رفتاری در الگوریتم‌های توصیه‌گر.

اسناد Project MYST احتمالاً همچنان در دادگاه‌ها و مباحث سیاستی طنین‌انداز خواهد شد. برخی از سؤال‌های کلیدی که پژوهش و سیاست‌گذاری باید به آن‌ها پاسخ دهند عبارتند از: چه معیارهایی برای «ایمنی طراحی شده» باید تعریف شود؟ چگونه می‌توان شواهد تأثیرگذاری ابزارهای محافظتی را به‌صورت مستقل ارزیابی و گزارش کرد؟ و چه تعادلی میان آزادی بیان، تجربه کاربری و محافظت از کاربران خردسال وجود دارد؟ پاسخ به این سؤالات نیازمند مشارکت چندجانبه همه ذی‌نفعان—پژوهشگران، قانون‌گذاران، والدین، مدارس و خود پلتفرم‌ها—است.

علاوه بر ملاحظات حقوقی و اخلاقی، پیامدهای عملی برای توسعه محصول و سیاست عمومی روشن است. طراحان تجربه کاربری (UX) و مهندسان محصول باید به‌صورت فعالانه روی ویژگی‌هایی کار کنند که نه تنها زمان نمایشگر را محدود می‌کنند، بلکه محرک‌های روان‌شناختی جذب تعامل را کاهش می‌دهند: کاهش نوتیفیکیشن‌های تحریک‌آمیز، شفافیت بیشتر در نحوه رتبه‌بندی و نمایش محتوا، کاهش عناصر بازی‌گونه‌ای که برای افزایش «زمان درون اپ» طراحی شده‌اند و ارائه مسیرهای فوری برای دسترسی به منابع کمک روان‌شناختی. افزون بر این، گزارش‌پذیری مستقل درباره اثربخشی این تغییرات و دسترسی پژوهشگران مستقل به داده‌ها برای ارزیابی واقعی لازم است.

از منظر سیاست‌گذاری، قانون‌گذاران ممکن است به اقدامات پیشگیرانه‌تر فکر کنند: الزام به ارزیابی‌های تأثیر بر سلامت روان برای ویژگی‌های جدید، استانداردهای طراحی ایمنی برای مخاطبان خردسال، و شفافیت در مورد نتایج پژوهش‌های داخلی شرکت‌ها. همچنین گزینه‌های قانونی مانند مقررات محدودکننده‌تر درباره الگوریتم‌های توصیه‌گر و مسئولیت‌های افشای داخلی پژوهش‌ها می‌تواند در دستور کار قرار گیرد. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که تنظیم هوشمندانه می‌تواند شرکت‌ها را وادار به طراحی با توجه به منافع عمومی کند، بدون اینکه ضرورت نوآوری را از بین ببرد.

برای معلمان و مشاوران مدرسه، یافته‌های Project MYST یادآوری می‌کند که تلاش‌های مدرسه‌ای در جهت افزایش سواد دیجیتال و مهارت‌های تنظیم خود برای نوجوانان باید با آگاهی از نقش محصولات دیجیتال ترکیب شود. آموزش مهارت‌های شناختی-هیجانی، تکنیک‌های تنظیم هیجان و آموزش تعامل امن با شبکه‌های اجتماعی باید بخشی از برنامه‌های آموزشی گسترده‌تر باشد. در عمل، این می‌تواند شامل کارگاه‌های والد-نوجوان درباره استفاده مسئولانه از شبکه‌های اجتماعی، جلسات مشاوره گروهی و همکاری با ارائه‌دهندگان خدمات سلامت روان در جامعه باشد.

در سطح فردی، توصیه‌ها عملی و ملموس‌اند: خانواده‌ها باید گفتگوهای باز درباره تجربه آنلاین فرزندانشان تشویق کنند، حساسیت‌ها و نشانه‌های هشداردهنده سلامت روانی را شناسایی کنند و در صورت نیاز از متخصصان کمک بگیرند. تعیین مرزها و قوانین خانوادگی همچنان مفید است، ولی باید با حمایت‌های انسانی و ساختاری ترکیب شود. والدین و سرپرستان همچنین باید از قابلیت‌ها و محدودیت‌های ابزارهای کنترلی آگاه باشند و آن‌ها را به‌عنوان بخشی از بسته‌ای از اقدامات محافظتی به‌کار ببرند نه به‌عنوان تنها راه‌حل.

به طور خلاصه، Project MYST دریچه‌ای به داده‌های داخلی متا گشوده و سؤال بزرگ‌تری را مطرح کرده است: چگونه می‌توانیم پلتفرم‌هایی را که طراحی می‌شوند طوری شکل دهیم که آسیب‌پذیری‌های جمعی، به‌ویژه در میان نوجوانان، کمتر به‌عنوان فرصتی برای کسب توجه و تعامل استثمار شوند؟ پاسخ به این پرسش مستلزم ترکیب تغییرات طراحی محصول، مقررات هوشمند، آموزش و خدمات سلامت روان است. بدون این رویکرد ترکیبی، ابزارهای کنترل والدین تنها راه‌حل ناقصی خواهند بود و ریسک نقض مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها افزایش می‌یابد.

در نهایت، اسناد Project MYST همچنان به طنین خود در محافل قضایی، رسانه‌ای و سیاستی ادامه خواهند داد. در حالی که جامعه به دنبال راه‌هایی برای پاسخگویی و ایجاد استانداردهای جدید برای ایمنی دیجیتال نوجوانان است، والدین و قانون‌گذاران باید این واقعیت را بپذیرند که تغییرات واقعی نیاز به اقدام جمعی و سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد دارد. پرسش فوری این است: چگونه می‌توانیم پلتفرم‌ها را مسئول نگه داریم تا طراحی آن‌ها به جای تشدید آسیب‌پذیری‌ها، محافظت‌کننده از نسل‌های جوان باشد؟

منبع: smarti

ارسال نظر

نظرات

مطالب مرتبط