8 دقیقه
خوابهایی که به اعمال فیزیکی تبدیل میشوند میتوانند اولین هشدار باشند. برخی افراد مدتها قبل از ظاهر شدن لرزش، بهطور جسمی در خواب رفتار میکنند— لگد زدن، تکان خوردن یا صحبت کردن—و این رفتارها ممکن است نشاندهندهٔ اختلال رفتاری در خواب REM باشند. این وضعیت یکی از چندین تغییر غیرحرکتی ظریف است که پزشکان امروزه آن را با مراحل ابتدایی بیماری پارکینسون پیوند میدهند.
نشانههای مولکولی جدید در پارکینسون پیشنشانهای (پرودرومال)
پژوهشگران دانشگاه فناوری چالمرز و بیمارستان دانشگاه اسلو گزارش دادهاند که امضاهای مولکولی مرتبط با فرآیندهای تعمیر DNA در طی پیشرفت پارکینسون از مراحل پرودرومال (اوایل، قبل از بروز علائم حرکتی) به بیماری تثبیتشده تغییر میکنند. این مطالعه طولی که در مجله npj Parkinson’s Disease منتشر شده است (Anwer و همکاران، DOI: 10.1038/s41531-025-01194-7)، نمونههای بیماران را در طول زمان دنبال کرده تا نقشهای از چگونگی تحول این سیگنالهای مولکولی ارائه دهد.
پیش از ظهور علائم کلاسیک حرکتی—کندی حرکت، سفتی، مشکلات تعادل و لرزش—افراد ممکن است کاهش حس بو، یبوست مزمن، اضطراب یا افسردگی را تجربه کنند. این نشانهها اغلب ساده انگاشته میشوند. آنها فریاد "پارکینسون" سر نمیدهند، اما وقتی کنار هم قرار میگیرند مجموعهای شکل میدهند که پزشکان آن را پارکینسون پرودرومال مینامند. کار جدید نشان میدهد که در کنار این نشانههای بالینی، تغییرات قابل اندازهگیری در مسیرهای تعمیر DNA ممکن است نشانهٔ گذار به سمت نورودژنراسیون باشند.

چرا این موضوع اهمیت دارد؟ زیرا نشانگرهای مولکولی که در مراحل اولیه بازی در میآیند میتوانند پنجرهٔ مداخله را گستردهتر کنند. اگر پزشکان بتوانند سرنخهای رفتاری—مانند اختلال رفتاری خواب REM و از دست دادن بویایی—را با نتایج مولکولی مبتنی بر خون یا بافت ترکیب کنند، غربالگری و پایش بیماری بهطور قابل ملاحظهای دقیقتر میشود. مطالعه بر ارزش نمونهگیریهای تکراری در طول سالها تأکید میکند؛ یک عکسبرداری منفرد مسیر تغییرات را از دست میدهد.
تشخیص زودهنگام نشانههای غیرحرکتی میتواند مراقبت از پارکینسون را از واکنشمحور به پیشگیرانه تغییر دهد.
تحلیلها یک گلولهٔ جادویی تشخیصی نیستند. برای اعتبارسنجی اینکه کدام ویژگیهای تعمیر DNA با اطمینان پیشرفت بیماری را پیشبینی میکنند، نیاز به گروههای بزرگتر و جمعیتهای متنوعتر وجود دارد. با این حال، پژوهش به یک استراتژی عملی اشاره دارد: مراقب تغییرات خلقی، عادات روده، کاهش حس بویایی و رفتار اجرایی خواب باشید و وقتی این علائم در کنار هم ظاهر شدند، آزمایشهای مولکولی را مدنظر قرار دهید.
اگر شما یا یکی از نزدیکانتان تغییرات پایدار و بدون توضیح در رفتار خواب، حس بویایی، خلق یا عملکرد رودهها مشاهده کردید، این موضوع را با پزشک در میان بگذارید—توجه زودهنگام ممکن است بیش از آنچه قبلاً تصور میکردیم اهمیت داشته باشد.
برای قرار دادن این یافتهها در چارچوبی بالینی و پژوهشی بهتر، لازم است به چند نکتهٔ فنی و زمینهای توجه کنیم. اصطلاح «پرودرومال» یا پیشنشانهای به دورهای اشاره دارد که در آن تغییرات غیرحرکتی یا نوروسایکولوژیکال ظاهر میشوند اما معیارهای تشخیصی کامل برای بیماری پارکینسون وجود ندارد. شناسایی این دوره هدف اصلی پژوهشهای کنونی است، زیرا در این بازه زمانی ممکن است مداخلات دارویی، تغییر سبک زندگی، یا درمانهای نوآورانه بتوانند روند نورودژنراسیون را کند یا متوقف کنند.
یکی از چالشهای عملی، تفاوت بین تغییرات مرتبط با پیری طبیعی و علائم هشداردهندهٔ واقعی است. بسیاری از افراد سالمِ مسن ممکن است کمی کاهش بویایی یا تغییرات خلقی را تجربه کنند بیآنکه در آینده پارکینسون بگیرند. بنابراین، ترکیب دادههای بالینی از قبیل اختلال رفتاری REM، آنوسمیا (از دست دادن بویایی)، یبوست مزمن و اختلالات خلقی با نشانگرهای مولکولی مانند الگوهای بیان ژن مرتبط با تعمیر DNA میتواند حساسیت و ویژگی (sensitivity and specificity) تشخیص را بهبود دهد.
در سطح مولکولی، مسیرهای مختلف تعمیر DNA—از جمله مسیرهای بازترمیمی واسطهٔ نوکلئوتیدها (NER)، ترمیم شکستگی دو رشتهای (DSBR) و ترمیم شکستگی تکرشتهای (SSBR)—با روندهای پیری عصبی و آسیبهای اکسیداتیو مرتبط شناخته شدهاند. مطالعات پیشین نشان دادهاند که اختلال در این مسیرها میتواند منجر به تجمع آسیبهای DNA در نورونها شود که خود میتواند فرآیندهای پیشروندهٔ نورودژنراتیو را تسریع کند. گزارش اخیر که تغییرات امضای مولکولی مرتبط با تعمیر DNA را در نمونههای متوالی بیماران دنبال کرده است، این ایده را تقویت میکند که این پروفایلها ممکن است نشانگرهای پیشروی بالینی باشند.
از دیدگاه روششناختی، بخش ارزشمند مطالعه، طراحی طولی آن است. در مطالعات مقطعی تنها یک نقطهٔ زمانی اندازهگیری میشود و در نتیجه نمیتوان روند تغییرات مولکولی را مشاهده کرد. اما نمونهبرداری مکرر به محققان اجازه میدهد تا الگوهای زمانبندی، شتاب تغییرات و نقاط عطف بالقوهای را که مرتبط با ظهور علائم حرکتی هستند، شناسایی کنند. این دادهها میتواند در آینده برای توسعه مدلهای پیشبینیکننده کاربردی شود که خطر تبدیل مرحلهٔ پرودرومال به پارکینسون بالینی را تخمین بزنند.
در عین حال، چند محدودیت قابل تامل وجود دارد. اولاً دادههای مولکولی خون یا بافت محیطی ممکن است همیشه بازتاب دقیقی از فرآیندهای درون مغز نباشند؛ ارتباط بین سیگنالهای محیطی و تغییرات داخل سیستم عصبی مرکزی هنوز نیاز به اثبات بهتر دارد. دوماً، تنوع ژنتیکی، عوامل محیطی، داروها و بیماریهای همزمان میتوانند بر الگوهای تعمیر DNA تأثیر بگذارند و باعث شوند که یک نشانگر بهطور قطع مخصوص پارکینسون نباشد. در نهایت، استانداردسازی روش نمونهبرداری، آمادهسازی نمونه و آنالیزهای بیوانفورماتیکی برای به حداقل رساندن خطا و بازتولیدپذیری نتایج ضروری است.
پیامدهای بالینی این یافتهها چندوجهی است. برای پزشکان متخصص مغز و اعصاب و کلینیکهای حافظه و اختلالات حرکتی، آگاهی از این نشانهها و در دسترس داشتن ابزارهای مولکولی میتواند مسیر غربالگری را تغییر دهد. برای پژوهشگران، این نتایج یک چارچوب مستدل برای گسترش مطالعات طولی و ترکیب دادههای «multi-omics» (از جمله ترنسکریپتومیکس، اپیژنتیک، و پروتئومیکس) با دادههای بالینی ارائه میدهد تا نشانگرهای ترکیبی با قدرت پیشبینی بالاتر ایجاد شود.
بهصورت کاربردی، آزمایشهای مبتنی بر خون که الگوهای بیان ژن یا نشانگرهای آسیب DNA را شناسایی میکنند میتوانند در مراکز تحقیقاتی بزرگ توسعه یابند و سپس به کلینیکها منتقل شوند. اما قبل از اینکه چنین آزمایشهایی به عنوان بخشی از مراقبت روتین معرفی شوند، باید مطالعات چندمرکزی، با نمونههای جمعیتی متفاوت و اندازهٔ کافی انجام شود تا اعتبار و کارآیی آنها اثبات شود.
نکتهٔ دیگری که باید توجه شود، آموزش بیماران و مراقبان است. بسیاری از افراد یا خانوادهها ممکن است تغییرات خواب یا بویایی را به سادگی نادیده بگیرند یا آن را به پیری یا استرس ربط دهند. اطلاعرسانی عمومی هدفمند دربارهٔ علائم غیرحرکتی پارکینسون و اهمیت گزارش آنها به پزشک میتواند منجر به تشخیص زودتر شود که در آینده ممکن است فرصتهای پیشگیری یا تاخیر در پیشرفت بیماری را فراهم کند.
از منظر پژوهشی، یک استراتژی مناسب میتواند شامل طراحی یک مدل چندمتغیرهٔ پیشبینی باشد که عوامل بالینی (اختلال رفتاری REM، آنوسمیا، یبوست، تغییرات خلقی)، دادههای مولکولی (الگوهای بیان ژن مرتبط با تعمیر DNA، مارکرهای التهابی)، و اطلاعات تصویربرداری عصبی را ترکیب کند. چنین مدلی میتواند با استفاده از یادگیری ماشین آموزش ببینید تا الگوهای پیچیده و غیرخطی که انسان ممکن است از دست بدهد را، شناسایی نماید.
در نهایت، مهم است که به این موضوع با احتیاط برخورد کنیم: هیچ یک از این یافتهها بهتنهایی به معنی تشخیص قطعی پارکینسون در یک فرد نیست. هدف اصلی بهبود شناسایی افرادی است که در معرض خطر بالاتر قرار دارند تا در مطالعات بالینی روی مداخلات پیشگیرانه یا تعدیلکنندهٔ بیماری مورد هدف قرار گیرند. این رویکرد میتواند به توسعه درمانهای مبتنی بر علت اشاره داشته باشد، نه صرفاً مدیریت علائم.
خلاصهٔ عملی برای خواننده: اگر متوجه تغییرات پایدار در خواب (مانند راه رفتن یا صحبت کردن در خواب)، کاهش حس بویایی، یبوست مزمن یا تغییرات محسوس در خلق شدهاید، این موارد را جدی بگیرید. مکالمه با پزشک و در صورت امکان ارجاع به کلینیک تخصصی اعصاب میتواند شروعی مناسب باشد؛ در برخی شرایط، پزشک ممکن است انجام آزمایشهای مولکولی یا پیگیری طولی را پیشنهاد دهد تا در صورت لزوم برای اقدامات بعدی برنامهریزی شود.
به طور کلی، ترکیب علائم بالینی غیرحرکتی با نشانگرهای مولکولی مرتبط با تعمیر DNA نویدبخشِ گسترش پنجرهٔ زمانی در دسترس برای مداخله است و میتواند مسیر مراقبت از پارکینسون را از واکنشی به پیشگیرانه تغییر دهد. مطالعات آینده که روی اعتبارسنجی این نشانگرها، استانداردسازی روشها و بررسی اثربخشی مداخلات در مراحل پرودرومال تمرکز کنند، گامهای بعدی ضروری خواهند بود.
منبع: scitechdaily
نظرات
آرمان
خلاصه اینکه علائم غیرحرکتی مهمن ولی هنوز زوده برای نتیجهگیری قطعی. بهتره مردم بدون وحشت اما با توجه بیشتر پیگیری کنن
سیتیلاین
خیلی بزرگش کردن انگار، اما اگه واقعا بشه با یه آزمایش ساده زودتر فهمید ارزش داره. فعلا زیادی اولیه به نظر میاد
لابنیکس
تو چند پروژه دیدم که رفتار خواب سالها زودتر ظاهر شده، حالا اگه امضاهای تعمیر DNA ثابت بمونن میشه گام بزرگتری برداشت، اما باز تکرار لازمِ
توربو
این واقعاً قابل اعتماد هست؟ خون محیطی تا چه حد قراره نشونگر مغز باشه، من شک دارم... علاوه بر این نمونهبرداری طولی آسون نیست
کوینپال
معقول به نظر میاد، ترکیب علائم و مولکولی واقعا میتونه دقت تشخیص رو بالا ببره. ولی هزینه و دسترسی چی، کسی گفته؟
دیتاپالس
واو، خوابهایی که به عمل تبدیل میشن؟ جدی؟ اگر این واقعیه یعنی میشه زودتر کاری کرد، امیدوارم تستهای خون زود آماده شن 🤞
ارسال نظر