10 دقیقه
خاطرهنگاری فرضی ۲۰۲۸ تصویری از آیندهای تحت سلطه هوش مصنوعی
Citrini Research یک سناریوی نزدیکبهآینده را منتشر کرده است که تصور میکند هوش مصنوعی محرک بازآرایش گستردهای در اقتصاد جهانی خواهد شد. قالب این متن به شکل یک یادداشت کلانِ ژوئن ۲۰۲۸ بیان شده اما در فوریه ۲۰۲۶ منتشر گردیده است؛ تصویری ترسیم میکند از دنیایی که در آن هوش مصنوعی بالاخره سودمندیهای بهرهوری وعدهدادهشده را محقق میسازد و پیامدهای آن در بازار کار، بازار مسکن، بازارهای مالی و سامانههای پرداخت انتشار پیدا میکند.
خلاصهٔ نظریهٔ مرکزی این یادداشت ساده و نگرانکننده است: سامانههای قدرتمند هوش مصنوعی جایگزین نقشهای صاحبان مشاغل سفیدپوش میشوند، سود شرکتها و تولید ناخالص داخلی در سرفصلها جهش مییابد، اما درآمد واقعی مزد و تقاضای مصرفکننده فرو میریزد. در ابتدا بازارهای سهام به شوک بهرهوری واکنش مثبت نشان میدهند — در خط زمانی فرضی Citrini، شاخص S&P 500 «تا نزدیکی ۸۰۰۰ نوسان کرد» و نزدک «از ۳۰هزار عبور کرد» — اما این رونقِ ظاهری پوششی است بر فروپاشی اقتصاد انسانی که در پسِ اعداد رخ میدهد.
هوش مصنوعی سودها را زیاد میکند اما مصرف را خالی میکند
در سناریوی Citrini، منافع بهرهوری بهشدت در میان صاحبان دارایی و فراهمکنندگان محاسباتی تمرکز مییابد و در مقابل میلیونها نیروی کار جا به جا میشوند. نقشهایی مانند مدیران محصول، تحلیلگران داده و دیگر مشاغل میان تا بالاسطح که قبلاً دستمزدهای نزدیک به ششرقمی داشتند، بهطور فزاینده خودکار میشوند. نتیجه آنچه Citrini آن را «تولید ناخالص داخلی شبحوار» یا "ghost GDP" مینامد، است: شاخصهای سرخطیِ تولید و بهرهوری نمایشی خیرهکننده به نظر میرسند، اما کسبوکارهای روبرو با مصرفکننده — رستورانها، زنجیرههای خردهفروشی و خدمات محلی — به آرامی تحلیل میروند چون هزینههای خانوار برای مصرف فرومیپاشد.
این کاهش تقاضا تبدیل به یک حلقهٔ بازخورد منفی تقویتشونده میشود. شرکتها برای محافظت از حاشیهٔ سود بیشتر از هوش مصنوعی استفاده میکنند که این امر موج تازهای از اخراجها را به دنبال دارد و به نوبهٔ خود مصرف را کاهش میدهد. سناریو پیشبینی میکند که نرخ بیکاری تا حدود ۱۰٫۲٪ افزایش یابد و بازار مسکن بهویژه در معرض خطر قرار گیرد — تقریباً ۱۳ تریلیون دلار از وامهای مسکن ایالات متحده بر فرض ثبات اشتغال بنا شدهاند. در یک آزمون فشار فرضی، شاخص S&P از اوج بین ۴۰٪ تا ۶۰٪ افت میکند، اما سیگنالهای سنتی بازار آرام یا مبهم باقی میمانند زیرا نقدینگی الگوریتمی رنج انسانی را پنهان میسازد.
پیامدها برای بازار کار و مسکن
تأثیرات متمرکز بر بازار کار ممکن است ساختار اشتغال را به صورت پایدار تغییر دهد. خودکارسازی مشاغل متوسط و تخصصی میتواند تقاضا برای مهارتهای جدید در حوزهٔ یادگیری ماشین، مهندسی داده، و مدیریت زیرساختهای محاسباتی افزایش دهد، در حالی که تقاضا برای مشاغل مصرفمحور و خدماتی کاهش مییابد. پیامد برای بازار مسکن این است که مدلهای اعتباری و ارزیابی ریسک که بر درآمد مزدِ پایدار خانوار تکیه دارند، دیگر قابل اتکا نیستند؛ این امر میتواند موجی از پیشنویسهای اعتباری، بازنگری در نسبتهای وامدهی و حتی بازتعریفشدن مفهوم «قابلیت بازپرداخت» را موجب شود.
اثر بر شاخصهای اقتصادی و «تولید شبحوار»
مفهوم «تولید شبحوار» تأکید میکند که تولید ناخالص داخلی اسمی یا شاخص بهرهوری ممکن است رشد قوی نشان دهند درحالیکه درآمدهای واقعیِ خانوار و شاخصهای مصرفِ داخلی تضعیف میشوند. این تناقض میتواند سیاستگذاران و تحلیلگران را در تفسیر سلامت اقتصادی گمراه کند؛ خروجیِ تولید بالا ممکن است بهعنوان موفقیت تکنولوژیک تفسیر شود اما همزمان ترازنامهٔ خانوارها و تقاضای پایدار برای کالاها و خدمات را تضعیف کند — مسألهای که در بلندمدت میتواند رشد را آهسته کرده و ثبات مالی را تهدید نماید.
هوش مصنوعی پرداختها را به ریلهای رمزارزی منتقل میکند
سرمایهگذاران رمزارز و تحلیلگران پرداختها به این فکر مشغولاند که «تجارت عاملمحور» (agentic commerce) چگونه جریانهای تسویه را بازطراحی خواهد کرد. Citrini اینگونه استدلال میکند که عاملهای خودمختارِ مبتنی بر هوش مصنوعی به مراتب کمتر به وفاداری به برند اهمیت میدهند و بیشتر به تاخیرِ کم، هزینهٔ پایین و قابلیت برنامهپذیری توجه میکنند. این تغییر محاسبات، معادلات پرداخت را دگرگون میکند: شبکههای کارت با کارمزدهای میانگین ۲٪–۳٪ و اصطکاکهای مبتنی بر جغرافیا برای عاملهای خودکار که دنبال ارزانترین و سریعترین تسویه هستند، جذاب نخواهند بود.
.avif)
تجارت عاملمحور ریلهای پرداخت را تغییر میدهد.
عاملهای هوش مصنوعی در مقیاس وسیع، تراکنشها را به سمت استیبلکوینها و بلاکچینهای با توان بالا هدایت میکنند — نمونههایی که در یادداشت ذکر شدهاند شامل سولانا و اکوسیستمهای لایه-۲ اتریوم هستند. پذیرش استیبلکوینها بهعنوان مکانیزم تسویهٔ عملگرا افزایش مییابد: برنامهپذیر، کمهزینه و سازگار با قراردادهای هوشمند و نقدینگی درونزنجیرهای. با کاهش هزینههای متکی بر نیروی کار، منافع اقتصادی به مالکین محاسبات و زیرساختهایی که هوش مصنوعی را تغذیه میکنند منتقل میشود؛ این بازیگران بیشترِ تجارت را به ریلهای رمزارزی منتقل میکنند و از مدل کسبوکار مبتنی بر کارمزدِ تبادلیِ Visa و Mastercard فاصله میگیرند.
فناوری، سرعت و هزینه: چرا استیبلکوین؟
عاملهای خودکار ترجیح میدهند از سازوکارهایی استفاده کنند که قابلیت «برنامهپذیری» (programmability) تراکنش را فراهم کنند؛ بهعبارتی بتوانند منطق شرطی، زمانبندی پرداخت و اتصال به قراردادهای هوشمند را مستقیماً در فرایند تسویه جاسازی کنند. استیبلکوینها و لایههای دوم اتریوم یا زنجیرههایی مثل سولانا که هزینهٔ تراکنش پایین و توان عملیاتی بالا دارند، گزینههای جذابی برای چنین کاربردهایی هستند. این تغییرات نه تنها هزینههای مستقیم پردازش پرداخت را کاهش میدهد، بلکه امکان ایجاد سازوکارهای پرداختی نوآورانه را نیز فراهم میآورد که بهخوبی با اکوسیستم هوش مصنوعی سازگار است.
موانع فنی و عملیاتی
با همهٔ اینها، انتقال گسترده به پرداختهای رمزارزی با موانع فنی و عملیاتی مواجه است: مسائل مقیاسپذیری، قابلیت همکاری میان زنجیرهای، نیاز به نقدینگی درونزنجیرهای، و تضمین امنیت و حفاظت از داراییها. علاوه بر آن، زیرساختهای بانکی سنتی و شبکههای کارت که دارای نفوذ گستردهای هستند، ممکن است با بهبود سرعت تسویه و کاهش هزینهها تلاش کنند تا خود را بازطراحی کنند تا رقابت را پاسخ دهند؛ رقابت میان راهکارهای سنتی و بلاکچینی احتمالا یک میدان اصلی نوآوری و کشمکش تنظیمی خواهد بود.
برندگان، بازندگان و شکاف ثروت
در آزمایش فکری Citrini، بازتوزیع قدرت اقتصادی بسیار برجسته است. با انقباض درآمدهای ناشی از کار، مالکیت دارایی بیش از پیش اهمیت پیدا میکند. مؤلفهٔ پیامد توزیع درآمدی این است که نابرابری ثروت به سطوح بیسابقهای میرسد؛ یک مشاور در یادداشت پیشبینی میکند که قیمت بیتکوین ممکن است از مرز ۱ میلیون دلار عبور کند چون جریان سرمایه در داراییهای کمیاب دیجیتال و فیزیکی متمرکز میشود. طرفداران رمزنگاری و دیفای این وضعیت را هم فرصت و هم ریسک سیستمیک میدانند: افزایش حجم تسویهٔ درونزنجیرهای میتواند پذیرش استیبلکوین را تسریع کند اما همزمان پرسشهای فوریای دربارهٔ تنظیمگری، نگهداری (custody) و ثبات پولی ایجاد میکند.
چه کسانی برنده و چه کسانی بازندهاند؟
در این سناریو، صاحبان سرمایه و فراهمکنندگان زیرساختهای محاسباتی (مانند مراکز دادهٔ بزرگ و شرکتهای ارائهدهندهٔ مدلهای AI) عمدتاً برندهاند. درآمدهای غیرفعال از داراییهای دیجیتال و فیزیکی، و نیز مالکیت سهام در شرکتهای فناوری و بازارهای مالی، مزایای قابلتوجهی خواهند داشت. در مقابل، کارگران در مشاغل تخصصیِ گذشته که اکنون بهسرعت خودکار میشوند، و کسبوکارهای خدماتی مبتنی بر مصرفِ محلی، بازندههای اصلی خواهند بود.
پیامدهای اجتماعی و نظارتی
تشدید نابرابری میتواند پیامدهای اجتماعی و سیاسی چشمگیری داشته باشد: فشار بر نظامهای رفاه اجتماعی، مطالبهٔ بازنگری سیاستهای مالیاتی، و افزایش تمایل به تنظیمگری بازارهای دارایی دیجیتال. سیاستگذاران ممکن است مجبور شوند تعادل پیچیدهای میان نوآوری مالی و تضمین ثبات اقتصادی برقرار کنند؛ از جمله ابزارهای محتمل میتوان به مالیات بر ثروت، بازتوزیع درآمد از طریق تضمینهای پایهای یا درآمد پایه همگانی، و چارچوبهای تنظیمی برای استیبلکوینها اشاره نمود.
این برای سرمایهگذاران و سیاستگذاران چه معنا دارد
برای سرمایهگذاران در حوزهٔ رمزارز، استیبلکوینها و زنجیرههای مقیاسپذیر ذینفعان آشکاری هستند اگر عاملهای خودکار تجارت را به درون زنجیره هدایت کنند. برای شرکتهای پرداخت سنتی، این سناریو پیام فوری استراتژیک میدهد: کاهش تاخیر (latency)، پایین آوردن کارمزدها و پذیرفتن قابلیت برنامهپذیری ضروری است. برای سیاستگذاران، این یادداشت نیازهای زیر را برجسته میسازد: شبکههای حمایتی اجتماعی بهتر، نظارت دقیق بر بازار وام مسکن و مسکن، و شفافیت و چارچوبهای قانونی برای صدور استیبلکوین و تسویههای درونزنجیرهای.
در کوتاهمدت، سه روند بزرگ در این سناریو به هم گره میخورند: اتوماتسازی سریع مبتنی بر هوش مصنوعی، جهش در نابرابری درآمدی، و مهاجرت پرداختها به ریلهای رمزارزی برنامهپذیر و کمهزینه. چه تاریخها و مقادیر پیشبینیشده دقیق از آب درآید یا نه، این سناریو چارچوب مفیدی برای ارزیابی ریسکها و فرصتها در تلاقی هوش مصنوعی، بلاکچین، پذیرش استیبلکوین و مالیهٔ جهانی فراهم میآورد.
اقدامات پیشنهادی برای ذینفعان
چند واکنش عملی که میتواند از دل این چارچوب بیرون بیاید عبارتند از:
- برای سرمایهگذاران: تنوعبخشی به سبد سرمایهگذاری با قرار دادن بخش مشخصی به داراییهای دیجیتال، زیرساختهای محاسباتی و شرکتهایی که در AI و بلاکچین پیشرو هستند.
- برای شرکتهای پرداخت: سرمایهگذاری در کاهش تاخیر، بهینهسازی کارمزدها، و توسعهٔ قابلیتهای قرارداد هوشمند و APIهای برنامهپذیر.
- برای سیاستگذاران: تقویت شبکهٔ ایمنی اجتماعی، بازنگری معیارهای اعتباری و وامدهی مسکن، و تدوین چارچوبهای تنظیمی روشنی برای استیبلکوین و نگهداری داراییهای دیجیتال.
- برای پژوهشگران و دانشگاهها: مطالعات بینرشتهای دربارهٔ تأثیر اتوماتسازی بر بازار کار، الگوهای توزیع درآمد، و پیامدهای پولی استیبلکوینها.
بهطور کلی، سناریوی فرضی Citrini یک زنگ خطر و همزمان یک نقشهٔ راه برای آمادهسازی فراهم میکند. آمادهسازی شامل ترکیبی از نوآوری فنی، سازوکارهای حفاظتی اجتماعی و چارچوبهای تنظیمی است تا از تبدیل سودهای بهرهوری به تقویت نابرابری و بیثباتی اقتصادی جلوگیری شود.
منبع: cointelegraph
نظرات
آرمین
ایده «GDP شبحوار» گیرایی داره، اما چطور اندازهگیری میشه؟ داده و شاخصهای تازه لازمه
سیتیلین
خیلی شبیه فیلم آیندهست، جذاب اما اغراقآمیز؛ بیتکوینِ یک میلیون؟ بعید میدونم، احتیاط لازمه
لابکور
تحلیل منطقی، ولی همهچیز به سیاستگذاری و شبکههای حمایتی برمیگرده؛ بدونش نابرابری میره بالا
توربوی
ما تو شرکت خودمون همین خودکارسازی رو دیدیم، فروش محلی افت کرد، کارمزد پایین فقط بخشی از قصه
کوینپایل
واقعا؟ استیبلکوینها میتونن ریل پرداخت رو عوض کنن؟ مشکلات فنی و نظارتی، نقدینگی و غیره...
رودکس
وای، تصویرش ترسناکه... شاخصها بالا، اما مردم فقیرتر؟ یعنی بحران، خیلی نگرانم
ارسال نظر