7 دقیقه
اپل همیشه بازیهای بلندمدت را دوست دارد و دقیقا به همین دلیل باید تازهترین شایعه درباره اپل ویژن پرو را با احتیاط خواند. گزارشی که میگوید تیم سختافزاری اختصاصی این محصول منحل شده، مثل همیشه موجی از پیشبینیهای مرگ این هدست واقعیت ترکیبی را به راه انداخته است. چنین نتیجهگیریای وسوسهانگیز است، اما احتمالا درست نیست.
بخش خبرساز ماجرا ساده به نظر میرسد: اگر یک تیم منحل شده باشد، پس محصول هم باید تمام شده باشد. اما در دنیای اپل، مسائل به ندرت اینقدر مرتب و خطی پیش میروند. جابهجاییهای داخلی همیشه رخ میدهد، بهویژه وقتی یک دستگاه نسل اول به نقطهای رسیده که جهش بعدی آن کمتر به تعداد نیروها و بیشتر به آماده شدن قطعات، فناوری باتری، نمایشگرها و طراحی حرارتی وابسته است.
بر اساس این گزارش، اپل بخشهایی از گروه ویژن پرو را به حوزههای دیگر، از جمله سیری و پروژههای هوش مصنوعی منتقل کرده است. این موضوع در نگاه اول چشمگیر به نظر میرسد، مگر اینکه به یاد بیاوریم اپل از زمان کنفرانس توسعهدهندگان اپل ۲۰۲۴ انرژی خود را کجا متمرکز کرده است. هوش مصنوعی به فوریترین میدان رقابت این شرکت تبدیل شد، بنابراین انتقال مهندسان ارشد به این پروژهها بیشتر شبیه تخصیص منابع است تا عقبنشینی. به بیان دیگر، این همان رفتار معمول اپل است.
آنچه اپل ویژن پرو را از ابتدا متفاوت میکرد، صرفا وجود آن نبود، بلکه نحوه ساخته شدن آن در داخل اپل بود. برخلاف آیفون، آیپد، اپل تیوی یا هومپاد، به نظر میرسد این هدست ساختار سختافزاری اختصاصیتری پیرامون خود داشته است. این موضوع همیشه نشانهای از اهمیت راهبردی آن بود. تیم کوک بهوضوح رایانش فضایی را فراتر از یک آزمایش جانبی میدید و نامگذاری محصول نیز همین داستان را روایت میکند. سازمان مایک راکول به «گروه محصولات ویژن» تبدیل شد، نه تیمی که فقط حول یک مدل هدست و هیچ چیز دیگر شکل گرفته باشد.
این تمایز اهمیت زیادی دارد. آینده پلتفرم ویژن اپل هرگز قرار نبود با یک بازنگری سختافزاری زنده بماند یا از بین برود. ویژناواس همچنان در حال توسعه فعال است و اکوسیستم نرمافزاری پیرامون جاهطلبیهای اپل در واقعیت ترکیبی هنوز کاملا زنده است. حتی اگر طراحی فعلی هدست به مرحله توقف موقت رسیده باشد، پلتفرمی که زیر آن قرار دارد متوقف نشده است.

آنچه شبیه توقف است، شاید فقط محدودیت فیزیک باشد
قویترین دلیل علیه روایت مرگ ویژن پرو، خود فناوری است. اپل میتواند جانشینی سبکتر، ارزانتر و راحتتر برای ویژن پرو تصور کند. ساختن آن بخش دشوار ماجراست. هر کسی که تاریخ اپل را دنبال کرده باشد، این الگو را خوب میشناسد. محصولات گاهی سالها در آزمایشگاه میمانند، نه به این دلیل که ایده حمایت خود را از دست داده، بلکه چون قطعات هنوز آماده نیستند.
جانی آیو زمانی توضیح داده بود که اپل واچ باید منتظر تعادل درست میان نمایشگر، باتری و فناوری بدنه میماند تا بتواند به محصولی واقعی تبدیل شود. همین منطق در اینجا هم صدق میکند. یک رایانه فضایی نسل دوم واقعی نمیتواند فقط سریعتر باشد. باید کمتر حجیم، کمتر پر از مصالحه و برای پوشیدن طبیعیتر احساس شود. این یک مشکل نرمافزاری نیست. این یک مسئله مهندسی و زنجیره تامین است.
با این نگاه، منحل کردن یک تیم سختافزاری اختصاصی پس از بهروزرسانی ام۵ کاملا منطقی به نظر میرسد. اگر اپل از قبل میداند در گام بعدی چه میخواهد، اما تا زمان بهبود فناوریهای زیربنایی نمیتواند آن را عرضه کند، نگه داشتن یک تیم کامل مخصوص یک محصول در جای خود کارآمد نخواهد بود. کار روی نمونههای اولیه میتواند در بخش تحقیق و توسعه ادامه یابد، در حالی که مهندسان دیگر به پروژههایی منتقل شوند که به توجه فوری نیاز دارند.
با وجود همه بحثها، نخستین ویژن پرو هم یک شکست نامرئی در بازار نبود. گزارشها نشان دادهاند فروش آن در سال اول از ۶۰۰ هزار دستگاه عبور کرده و پس از آن نیز جذب کاربران بیشتری ادامه داشته است. برای یک هدست نسل اول و خاص که هم توسعهدهندگان و هم کاربران سازمانی را هدف گرفته بود، این اصلا footprint کوچکی نیست. شاید ویژن پرو پدیدهای در اندازه آیفون نباشد، اما اپل در این مرحله اولیه هرگز نیازی نداشت چنین باشد.
تصویر راهبردی بزرگتری هم وجود دارد. علاقه اپل به عینکهای هوشمند از بین نرفته است. اگر چیزی تغییر کرده باشد، این دسته اکنون بیشتر شبیه پلی مصرفکنندهپسند میان هدست امروز و عینکهای واقعیت افزوده واقعی فرداست. این محصولات شاید در معنای فعلی، ویژناواس کامل را اجرا نکنند و در آغاز بیشتر شبیه دستگاههای پوشیدنی صوتی و هوش مصنوعی باشند تا رایانههای فضایی کامل. با این حال، همچنان به همان مسیر اشاره میکنند.
نشانههای استخدامی اپل نیز داستان مشابهی را روایت میکند. این شرکت همچنان موقعیتهای شغلی مرتبط با واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، سیستمهای بینایی و کارهای سختافزاری و نرمافزاری مرتبط را فهرست میکند. این شبیه شرکتی نیست که از رایانش فضایی فاصله میگیرد. بیشتر شبیه شرکتی است که مسیر خود را تنظیم میکند.
بعد نوبت به اکوسیستم محتوا میرسد. اپل پیشتر هزینه زیادی کرده تا تجربههای رسانهای فراگیر را پیرامون این پلتفرم بسازد، بهویژه از طریق ویدئوی فراگیر اپل. شرکتها چنین سرمایهای را خرج نمیکنند که یک سال بعد بیسروصدا در را ببندند. راهبرد نرمافزار، خدمات و رسانه هنوز به مقصدی برای ادامه مسیر نیاز دارد.
اگر نقطه فشار واقعی وجود داشته باشد، این نیست که آیا اپل به این دسته محصول باور دارد یا نه. مسئله این است که توسعهدهندگان تا چه اندازه برای آن کار مهم و کاربردی انجام میدهند. ویژن پرو هنوز به پشتیبانی گستردهتر اپلیکیشنها، دلایل قانعکنندهتر برای جلب کاربران عادی و نرمافزاری نیاز دارد که باعث شود سختافزار ضروری به نظر برسد، نه فقط چشمگیر. این چالش همچنان کاملا واقعی است و رویدادهای آینده توسعهدهندگان درباره سلامت این پلتفرم بسیار بیشتر از شایعات مربوط به چارتهای سازمانی داخلی حرف خواهند زد.
اپل ممکن است فعلا کارش با همین فرم دقیق ویژن پرو تمام شده باشد، اما این با کنار گذاشتن رایانش فضایی تفاوت زیادی دارد.
برداشت هوشمندانهتر، کمتر نمایشی و باورپذیرتر است: اپل منتظر مانده است. منتظر قطعات سبکتر. منتظر باتریهای بهتر. منتظر لحظهای که نسخه بعدی کمتر شبیه یک نمونه اولیه شگفتانگیز و بیشتر شبیه آیندهای باشد که به مردم وعده داده شده بود. تا آن زمان، داستان اپل ویژن به پایان نرسیده است. فقط میان دو فصل قرار دارد.
نظرات
اتو_ر
قابل دفاع اما هنوز اپها کم داره، بدون نرمافزار قوی سختافزار به تنهایی قانعکننده نیست.
نوا.fx
تو محل کار دیدم: تیما جابهجا میشن ولی پروژهها روی ریل میمونن. تجربهٔ واقعی، نه شایعه
مهدی
makes sense tbh، اپل معمولا صبر میکنه تا قطعات و باتری درست بشن، عجله نکنه بهتره.
لابکور
این گزارش واقعا معتبره؟ انتقال مهندسها به هوش مصنوعی منطقیه ولی آیا یعنی کنار گذاشتن ویژن؟
اتمویو
وااای، شایعه مرگ؟ اصلا نمیتونم قبول کنم، اپل همیشه بازی بلندمدت داره... ولی یه ذره نگرانم.
ارسال نظر