5 دقیقه
آن کشش آخر شب به خوردن چیزی شیرین، شاید فقط عدد روی ترازو را کمی بالا نبرد. یک مرور گسترده تازه نشان میدهد رژیمهای غذایی سرشار از قند میتوانند اثری بر حافظه بگذارند که حتی پس از بهتر شدن عادتهای غذایی، به طور کامل از بین نرود.
این پژوهش که بر پایه ۲۷ مطالعه کنترلشده روی موشهای صحرایی و موشهای آزمایشگاهی انجام شده، به الگویی نگرانکننده اشاره میکند: وقتی حیوانات از رژیمهای ناسالم پرچرب و پرقند به غذای سالمتر تغییر داده شدند، حافظه آنها اغلب بهتر شد، اما نه آنقدر که به سطح همتایانی برسد که از ابتدا تغذیه سالمتری داشتند. به بیان دیگر، مغز تا حدی توان بازیابی داشت، اما نه کاملا.
اهمیت این موضوع از آنجاست که قند مدتهاست جایگاهی عجیب در زیستشناسی انسان داشته است. برای نیاکان ما، میل به غذای شیرین و پرانرژی مفید بود. این میل به آنها کمک میکرد در محیطهایی که غذا کمیاب بود، کالریهای ارزشمند را پیدا کنند. اما در زندگی امروزی، همین غریزه از راهروهای سوپرمارکتها تا اپلیکیشنهای سفارش غذا، پیوسته هدف بهرهبرداری قرار میگیرد و پیامدهایی دارد که نادیده گرفتنشان بسیار دشوارتر است.
دانشمندان سالهاست میدانند رژیمهای غذایی سرشار از چربی و قند افزوده با چاقی، دیابت، پوسیدگی دندان و مجموعهای از مشکلات متابولیک ارتباط دارند. در سالهای اخیر، مغز نیز بیش از پیش وارد این بحث شده است. بهویژه حافظه، به عنوان یکی از آسیبپذیرترین عملکردها مطرح شده است.
برای رسیدن به پاسخ روشنتر درباره اینکه آیا این آسیب قابل برگشت است یا نه، پژوهشگران دانشگاه فناوری سیدنی شواهد پیشبالینی حاصل از مطالعات جوندگان را بررسی کردند، یعنی مطالعاتی که در آنها رژیم غذایی میتواند با دقت کنترل شود. این سطح از کنترل اهمیت زیادی دارد. در انسانها، تغییر رژیم غذایی به ندرت به تنهایی رخ میدهد. میزان ورزش تغییر میکند. خلقوخو دگرگون میشود. خواب، استرس و برنامههای روزانه نیز همزمان جابهجا میشوند. اما در حیوانات آزمایشگاهی، دانشمندان میتوانند بخش زیادی از این عوامل مزاحم را حذف کنند و ببینند خود غذا، به تنهایی، چه اثری به نظر میرسد داشته باشد.

یافتهها ظریف و چندلایه بودند، اما پیام اصلی بهسختی قابل چشمپوشی بود. جوندگانی که دستکم دو هفته رژیم غذایی ناسالم داشتند، پس از تغییر به غذای سالمتر برای حداقل ۲۴ ساعت، در آزمونهای حافظه عملکرد بهتری نسبت به حیواناتی نشان دادند که همچنان با رژیمهای شبیه غذاهای ناسالم تغذیه میشدند. با این حال، این بهبود کامل نبود. منوی سالمتر کمک کرد، اما حافظه را به سطحی نرساند که در حیوانات هرگز مواجهنشده با رژیم غذایی نامناسب دیده میشد.
نکته چشمگیرتر، نقش خود قند بود. این مرور نشان داد وقتی رژیمهای پرچرب با غذای سالمتر جایگزین میشدند، نشانههای روشنتری از بازیابی دیده میشد. اما زمانی که رژیمها سرشار از قند افزوده بودند، یا چربی زیاد و قند زیاد را با هم داشتند، بازیابی حافظه ضعیف یا ناپایدار بود. این موضوع نشان میدهد قند ممکن است همان نقطه اصلی گیر باشد، عاملی که بازگشت شناختی را دشوارتر از چیزی میکند که بسیاری تصور میکنند.
کانون احتمالی این اثر، هیپوکامپ است؛ ناحیهای از مغز که نقش عمیقی در حافظه و یادگیری دارد. این بخش در تنظیم اشتها نیز دخیل است و همین موضوع ارتباط میان تغذیه و عملکرد مغز را جالبتر میکند. پژوهشهای انسانی پیشین نیز رژیم غذایی ناسالم را با کاهش حجم هیپوکامپ و عملکرد ضعیفتر آن مرتبط دانستهاند. این تحلیل تازه، این ایده را تقویت میکند که هیپوکامپ به آنچه میخوریم حساسیت ویژهای دارد و شاید در برابر مواجهه طولانیمدت با قند افزوده، آسیبپذیری بیشتری نشان دهد.
این اثر به طور یکنواخت در همه جنبههای رفتار پخش نشده بود. پژوهشگران شاخصهای دیگری را نیز دنبال کردند، از جمله میزان فعالیت عمومی، انگیزه برای غذا و رفتارهای شبیه اضطراب یا افسردگی. این حوزهها پس از تغییر رژیم غذایی، همان بهبود منسجم را نشان ندادند. حافظه برجستهتر بود. روشنترین سیگنال در دادهها، همین بخش بود.
این به معنای ناامیدکننده بودن ماجرا نیست. به هیچ وجه. تغذیه سالمتر همچنان تفاوتی قابل اندازهگیری ایجاد کرد و همین موضوع به تنهایی ارزش توجه جدی دارد. اما این مرور، یک باور آرامشبخش را به چالش میکشد: اینکه مغز به محض کنار گذاشتن غذاهای ناسالم، به سادگی به حالت قبل برمیگردد. گاهی چنین میشود. گاهی هم فقط تا اندازهای.
برای هر کسی که اکنون تلاش میکند بهتر غذا بخورد، این یافتهها باید انگیزهبخش باشد، نه دلهرهآور. علم نمیگوید حافظه شما به خاطر هر میانوعده شیرینی که تاکنون خوردهاید، محکوم به افت است. پیام کاربردیتر این است: هرچه رژیم غذایی زودتر بهبود پیدا کند، احتمال محافظت از مغز پیش از آنکه این آثار دشوارتر جبران شوند، بیشتر خواهد بود.
و شاید مهمترین نکته همین باشد. وقتی پای سلامت مغز در میان است، کاهش مصرف قند فقط به معنای ترمیم آسیبها در آینده نیست. شاید موضوع اصلی، پیشگیری از آن نوع تغییرات حافظه باشد که هرگز به طور کامل از ذهن پاک نمیشوند.
نظرات
لابکور
واااای، یعنی شکر واقعا میتونه تا این حد حافظه رو خراب کنه؟ فکر نمیکردم برگشتش اینقدر ناقص باشه... عجیب و نگرانکننده
ارسال نظر