5 دقیقه
شن و هندسه، در گذر زمان در هم قفل شدهاند. این تصویر از نماهای پانورامای کنجکاوی در روزهای مریخی ۴۹۳۰ و ۴۹۳۱ بیرون آمد؛ زمانی که مریخنورد از بخشی از دهانه گیل به نام والِه گرانده بالا رفت و گسترهای از شکستگیهای چندضلعی را آشکار کرد که تقریبا عمدی به نظر میرسند: الگویی لانهزنبوری که در همه جهتها روی زمین دوخته شده است.
چندضلعیهای منفرد کوچکاند، هر کدام حدود ۱.۵ تا ۳ اینچ، یعنی ۴ تا ۸ سانتیمتر پهنا دارند، اما فراوانی بسیار زیاد و پیوستگی آنها چشمگیر است. کنجکاوی پیشتر نیز الگوهای مشابهی را عکاسی کرده بود، اما هرگز در چنین پهنه وسیع و پیوستهای. این ساختارها روی شیبها بالا میروند و دور تپهای نزدیک به نام میرافلورس میپیچند؛ تپهای که حدود ۲۰ فوت، یعنی ۶ متر، از دشت بالاتر است و کلاهی شنی مانند یک کلاه فرسوده بر سر دارد.
چرا این الگو اهمیت دارد
الگوهای موجود در سنگ و خاک فقط زیبا نیستند؛ آنها اسناد محیطیاند. روی زمین، شبکههای چندضلعی میتوانند وقتی گل خشک و منقبض میشود، زمانی که گوههای یخ در چرخههای مکرر یخزدن و ذوبشدن زمین را میشکافند، یا هنگامی که فشار، آب را از رسوبات مدفون بیرون میراند، شکل بگیرند. کدام یک از این فرایندها این اثر انگشت هندسی را روی مریخ بر جا گذاشته است؟ این پرسش محوری است، زیرا هر علت، تاریخچه متفاوتی را برای آب، اقلیم و پایداری سطح مریخ نشان میدهد.
دوربینهای کنجکاوی این صحنه را در قالب یک موزاییک ۳۶۰ درجه ثبت کردند و تیم ماموریت، شکلها و شیمی این چندضلعیها را اندازهگیری کرده است. اشوین واساوادا، دانشمند پروژه ماموریت در آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا، گفت: «ما از نگاه کنجکاوی مناظر شگفتانگیز زیادی دیدهایم، اما این دریای چندضلعیها نفس ما را بند آورد.» تیم او در حال بررسی دقیق مجموعه دادههاست تا سرنخهایی بیابد که بتواند این بافتها را به سازوکار شکلگیری آنها پیوند دهد.

نمای نزدیک از شکستگیهای چندضلعی کشفشده توسط مریخنورد کنجکاوی ناسا، بافتهای لانهزنبوری آنها را برجسته میکند.
خواندن زمین مانند یک دفتر خاطرات
سطح مریخ را مانند یک دستنوشته پاکشده و دوباره نوشتهشده تصور کنید: لایههایی از فرایندها که روی سوابق قدیمیتر بازنویسی شدهاند. در دامنههای پایینی کوه شارپ، جایی که کنجکاوی از سال ۲۰۱۴ در آن حرکت کرده، دریاچهها و رودهای باستانی رسوبات و بازماندههای شیمیایی بر جا گذاشتهاند. این نهشتهها بعدها دفنشدن، گرمشدن، سردشدن و فرسایش را تجربه کردهاند. هر دوره میتواند نشانههای آشکاری از خود باقی بگذارد.
در مکانهایی که پیشتر بررسی شدهاند، کنجکاوی چندضلعیهایی را شناسایی کرد که بهروشنی با خشکشدن گل ارتباط داشتند. اما میدان والِه گرانده میتواند داستان پیچیدهتری داشته باشد. چرخههای حرارتی تکرارشونده ممکن است پوسته را به بلوکهای هندسی شکسته باشند. از سوی دیگر، فشردگی رسوباتی که زمانی سرشار از آب بودهاند شاید سیالات را بیرون رانده و بافتی شبکهای روی سطح ایجاد کرده باشد. شیمی کانیها و بافتهای میکروسکوپی به تمایز میان این سناریوها کمک خواهد کرد.
کارنامه گستردهتر کنجکاوی اهمیت این موضوع را پررنگتر میکند. از زمان فرود روی مریخ در ۵ اوت ۲۰۱۲، این مریخنورد بلورهای گوگرد، شهابسنگهای بازتابنده و مولکولهای آلی شبیه پیشسازهای کربنپایه آرانای و دیانای را یافته است. این یافتهها وجود حیات را ثابت نمیکنند، اما نشان میدهند مریخ باستان مواد شیمیایی و محیطهای آبی لازم را داشته که میتوانستند از میکروبها پشتیبانی کنند.

مریخنورد کنجکاوی ناسا در ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶ از این تپه با کلاهک شنی، با نام مستعار «میرافلورس»، عکس گرفت؛ ارتفاع آن حدود ۲۰ فوت، یعنی ۶ متر، برآورد میشود. ناحیه پیرامون آن شامل گسترهای از زمین است که با عوارض سطحی موسوم به چندضلعی پوشیده شده است.
دانشمندان در گام بعد به دنبال چه خواهند بود
تفسیر این پدیده به جزئیات وابسته است. اگر چندضلعیها حاوی کانیهای مرتبط با دریاچههای در حال تبخیر یا سنگهای گِلی باشند، منشأ ناشی از خشکشدن گل محتملتر میشود. اگر شکستگیها از میان رسوبات لایهلایه عبور کنند و الگوهایی سازگار با انقباض حرارتی نشان دهند، این موضوع به چرخههای یخزدن و ذوبشدن یا نوسانهای بلندمدت دما اشاره میکند. توزیع اندازه دانهها، سیمانیشدن و وجود نمکها یا کانیهای رسی تعیینکننده خواهد بود.
کنجکاوی یک آزمایشگاه ثابت نیست؛ میتواند بالا برود، نمونهبرداری کند و عوارض را برای بررسی نزدیک هدف بگیرد. تیم ماموریت میتواند ابزارها را برای تحلیل ترکیب دیوارههای شکستگی و مواد مجاور هدایت کند و بافتها را در مقیاس میکروسکوپی تصویربرداری کند. این تلاشها زمینه لازم را فراهم میکند تا روشن شود آب، اگر وجود داشته، چگونه در رسوبات حرکت کرده و آنها را دگرگون ساخته است.
فراتر از علاقه علمی فوری، این چندضلعیها یادآور پیچیدگی محیطی مریخ هستند. آنها به تصویری که پیشتر با کشف دریاچههای باستانی، کانالهای جریانیافته و شیمی آلی شکل گرفته بود، ظرافت بیشتری میبخشند. هر عارضه تازه، مدلهای تکامل اقلیم و فرایندهای سطحی در سیاره سرخ را دقیقتر میکند.
دیدگاه کارشناس
دکتر النا مارکز، زمینشناس سیارهای که روی مطالعات قیاسی چندضلعیهای زمینی کار میکند، دیدگاهی کاربردی ارائه میدهد: «چندضلعیهای کوچک مانند اینها اغلب داستانهای بزرگی را پنهان میکنند. مقیاس آنها بیشتر به فرایندهای سطحی اشاره دارد تا تغییرشکلهای عمیق، اما شیمی میتواند این انتظار را بر هم بزند. روی زمین، بافتهای مشابه هم از خشکیدگی و هم از ترکخوردگی حرارتی پدید میآیند، پس باید بگذاریم کانیشناسی سخن بگوید. اندازهگیریهای کنجکاوی به ما امکان میدهد شرایط محیطی زمان شکلگیری این سطوح را بخوانیم.»
شناسایی ترکیبات آلی توسط این مریخنورد در بخشهای دیگر دهانه گیل، پرسش بزرگتر را زنده نگه میدارد: آیا این محیطها فقط میزبان شیمی مساعد بودهاند، یا زمانی میتوانستهاند از حیات پشتیبانی کنند؟ فعلا شواهد به زیستپذیری مریخ در گذشته اشاره دارد، نه اثبات زیستشناسی. چندضلعیهای والِه گرانده فصل تازهای در این جستوجو هستند و کنجکاوی، یک روز مریخی پس از دیگری، صفحهها را ورق میزند.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.