5 دقیقه
درخششی کمسو و آبیبرقی در لبه یک کهکشان کافی بود تا اخترشناسان را به واکنش وادارد. این نور در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۵ پدیدار شد و طی ماه بعد روشنتر شد، اما رفتار آن با هیچیک از توضیحهای معمول سازگار نبود.
خطوط پردازش خودکار در اوایل نوامبر این منبع را بهعنوان نامزد یک رویداد اختلال کشندی علامتگذاری کردند و همین موضوع یک کارزار پیگیری سریع را به راه انداخت. رصدخانههایی از شیلی تا هاوایی وارد جستوجو شدند: تلسکوپ سوآر، کک، تلسکوپ دیسکاوری لوول و ماهواره سوئیفت ناسا همگی ابزارهای خود را به سوی این جرم رازآلود نشانه رفتند. مجموعه دادههای ترکیبی خیلی زود نشان داد که با یک ابرنواختر معمولی یا فعالیت رایج هسته کهکشانی فعال روبهرو نیستیم.
طیفها نشانهای روشن در خود داشتند. نور این منبع از بیشتر گذراهای انفجاری آبیتر بود و خطوط پهن هیدروژن و هلیوم را نشان میداد؛ همان نوع اثر انگشتی که اغلب هنگام تکهتکه شدن یک ستاره به دست سیاهچاله دیده میشود. اندازهگیریهای دما نیز حدود ۷۰ روز تقریباً تغییری نکرد. ابرنواخترها با سرد شدن، به سمت نور سرختر میروند، اما این منبع چنین نکرد. سوئیفت همچنین پرتوهای ایکس نرم را از همان نقطه آشکار کرد و نکته مهمتر اینکه شار پرتو ایکس تنها در چهار ساعت حدود سه برابر کاهش یافت. چنین تغییرپذیری سریعی برای یک ستاره در حال انفجار عجیب است، اما با حالتی سازگار است که ماده داغ در نزدیکی جرمی فشرده میچرخد و ستارهای را میبلعد.
نشانههای غایب دیگری هم وجود داشت. ناحیه میزبان هیچ اثری از ستارهزایی شدید نشان نمیدهد، بنابراین بعید است که یک ستاره جوان و پرجرم در پایان عمر خود عامل این رویداد بوده باشد. پژوهشگران همچنین گسیل رادیویی پایدار، پرتوهای ایکس مداوم یا نشانههای طیفی روشنی را که معمولاً با یک هسته کهکشانی فعال و در حال تغذیه همراه است، پیدا نکردند. مجموعه شواهد در کنار هم به یک رویداد اختلال کشندی اشاره میکند که تیدیای ۲۰۲۵ایبیسیآر نام گرفته است؛ جایی که ستارهای از هم دریده شد و بقایای آن برای مدتی کوتاه سیاهچالهای پیشتر خاموش را روشن کرد.

اما این صحنه پرسش تازهای ایجاد میکند: سیاهچالهای که توان تولید چنین فورانی را دارد چگونه تا این اندازه از مرکز کهکشان دور افتاده است؟ اخترشناسان با مدلسازی نور برآورد میکنند جرم سیاهچالهای که این اختلال را ایجاد کرده، نزدیک به یک میلیون برابر جرم خورشید است. در مقابل، کهکشان میزبان جرمی ستارهای در حدود ۱۵۰ میلیارد جرم خورشیدی دارد. با چنین جرم میزبانی، معمولاً انتظار میرود سیاهچالهای مرکزی و بسیار پرجرمتر، از صدها میلیون تا چند میلیارد جرم خورشیدی، در هسته کهکشان پنهان باشد. این ناسازگاری نشان میدهد عامل رویداد احتمالاً موتور اصلی کهکشان نبوده است.
دو روایت محتمل مطرح شد. در سناریوی نخست، این کهکشان مدتها پیش یک همدم کوتوله را بلعیده است. در جریان آن ادغام، بیشتر ستارههای کهکشان کوتوله در سامانه بزرگتر پراکنده شدند، اما سیاهچاله مرکزی آن جان به در برد، در حاشیههای کهکشان جا ماند و هنوز میتوانست از ستارههای نزدیک ماده جذب کند. سناریوی دوم نمایشیتر است: ادغامی در گذشته سه سیاهچاله را در مرکز کهکشان وارد رقص گرانشی کرد، برهمکنشهای گرانشی سبکترین عضو را به بیرون پرتاب کرد و آن سیاهچاله تا لبه کهکشان پیش رفت؛ جایی که بعدها با ستارهای روبهرو شد و آن را از هم درید.
تصاویر آرشیوی هیچ کهکشان کوتوله درخشان یا خوشه ستارهای فشردهای را در محل انفجار نشان نمیدهند، اما این غیبت دلیل قطعی برای رد فرضیهها نیست؛ بقایا میتوانند بسیار کمنور باشند و بهآسانی از دید ابزارهای کنونی پنهان بمانند. پژوهشگران فرضیههای بقایای یک کهکشان کوتوله و پرتاب گرانشی را محتملترین توضیحها میدانند، در حالی که گزینههایی مانند خاستگاه خوشه کروی یا پرتاب شدن سیاهچاله مرکزی اصلی با دادهها کمتر سازگار است.
اگر این برداشت تأیید شود، تیدیای ۲۰۲۵ایبیسیآر به فهرستی کوچک اما رو به رشد از اختلالهای کشندی بیرون از هسته کهکشان میپیوندد. تا همین اواخر، تقریباً هر رویداد اختلال کشندی کشفشده در نور مرئی نزدیک مرکز کهکشان خود پیدا میشد. یک نمونه غیرمعمول در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۶۰۰ سال نوری از هسته کهکشان فاصله داشت؛ اما این رویداد تازه بسیار دورتر است و در حدود ۳۰ هزار سال نوری از مرکز قرار دارد. آمارهای مقدماتی نشان میدهد گذراهایی که بیش از حدود ۳ کیلوپارسک، یا ۹۸۰۰ سال نوری، از هسته رخ میدهند شاید کمتر از ۱۰ درصد نرخ رویدادهای اختلال کشندی هستهای را تشکیل دهند؛ اما این برآورد ممکن است دچار سوگیری باشد. بیشتر پیمایشهای آسمان برای یافتن فورانها در نزدیکی مراکز کهکشانی تنظیم شدهاند، بنابراین سرگردانهای حاشیهای ممکن است از نگاه آنها دور مانده باشند.
اهمیت این موضوع چیست؟ زیرا سیاهچالههای خاموش تا زمانی که چیزی نخورند تقریباً نامرئیاند. اختلال کشندی فورانی گذراست که حضور جرمی فشرده و در غیر این صورت پنهان را فاش میکند. کشف تیدیای ۲۰۲۵ایبیسیآر نشان میدهد تغییر راهبردهای جستوجو و جدی گرفتن موارد غیرعادی میتواند جمعیتی از سیاهچالههای سرگردان را آشکار کند که پیمایشهای استاندارد از دست میدهند.
رصدخانهها و ابزارهای آینده دام جستوجو را گستردهتر خواهند کرد. رصدخانه ورا سی روبین پهنههای وسیعی از آسمان را بارها اسکن خواهد کرد و انتظار میرود هر سال دهها گذرای مشابه و خارج از مرکز را بیابد. تلسکوپ فضایی نانسی گریس رومن ناسا نیز آشکارسازیها را به فاصلههایی بسیار دورتر خواهد برد و رویدادهایی را ثبت میکند که نورشان حدود ۹ میلیارد سال پیش سفر خود را به سوی ما آغاز کرده است. وقتی روبین، رومن، سوئیفت و تلسکوپهای زمینی هماهنگ عمل کنند، اخترشناسان شاید سرانجام بتوانند سرشماری کنند که چه تعداد سیاهچاله در حاشیه کهکشانها漂 میکنند.
خاستگاه سیاهچالهای که تیدیای ۲۰۲۵ایبیسیآر را پدید آورد هنوز حل نشده است، اما خود رویداد همین حالا کاری را انجام داده که تنها چنین فورانهایی از عهده آن برمیآیند: بازیگری پنهان را بر صحنه کیهان روشن کرد و اخترشناسان را واداشت دوباره فکر کنند سیاهچالهها کجا میتوانند پنهان شوند. آیا سیاهچالههای تبعیدی بیشتری به شکل فورانهای کوتاهعمر ظاهر خواهند شد؟ آسمان بهزودی پاسخ خواهد داد.
.avif)




نظر بگذارید
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.