4 دقیقه
به نظر میرسد بعضی نقاط مغز، تومورها را مثل آهن به سوی آهنربا جذب میکنند. عجیب است، نه؟ پزشکان سالهاست متوجه شدهاند که برخی سرطانها در مغز ترجیح ناحیهای دارند: گلیوبلاستوماها بیشتر در نیمکرههای مغزی پدیدار میشوند و مدولوبلاستوماها در کودکان معمولا مخچه را ترجیح میدهند. این یک الگوست، نه تصادف. اما چرا؟
بررسی مغز انسان در حالی که بیماری در حال شکلگیری است، کار سادهای نیست. به همین دلیل، یک گروه پژوهشی سراغ جایگزینی غیرمنتظره رفت: مگس سرکه. مغز دروزوفیلا از بسیاری از قواعد رشدی مشابه مغز انسان پیروی میکند و پژوهشگران میتوانند ژنتیک آن را با دقتی شبیه تنظیم کردن کلیدهای یک میز آزمایش دستکاری کنند. همین کاربردپذیری، سرنخی شگفتانگیز درباره آسیبپذیری مغز در برابر تومور آشکار کرد.
پژوهشگران نورونهای مگس را طوری مهندسی کردند که نشانگرهای مولکولی مسئول بالغ و پایدار نگه داشتن آنها را از دست بدهند. این نورونها به سمت رفتارهای شبیه سلولهای بنیادی برگشتند و شروع به تقسیم کردند، مسیری شناختهشده که در مگسها به تودههای شبیه تومور منجر میشود. سلولهای دارای همان جهش در سراسر دستگاه عصبی مرکزی دیده شدند. اما تومور در همه جا تشکیل نشد. فقط بعضی نواحی رشد را حفظ کردند. نواحی دیگر در برابر آن مقاومت کردند و به حالت طبیعی بازگشتند.
چه چیزی آن نواحی را متفاوت میکرد؟ این گروه پروتئینی به نام چینمو را دنبال کرد؛ پروتئینی که پیشتر مشخص شده بود هویت نورونی شبیه سلول بنیادی را هدایت میکند. چینمو در بخشهایی از مغز که تومورها در آنها پایدار میماندند، فعال و قابل مشاهده بود. در جاهایی که چینمو وجود نداشت، حتی سلولهای جهشیافته کاملا مشابه هم نتوانستند تومور بسازند. همبستگی جالبی بود. آزمایشهای بعدی حتی جالبتر شدند.

ناحیهای که در آن رشد غیرطبیعی سلولها به رنگ صورتی با چینمو به رنگ خاکستری همزمان دیده میشود
وقتی سطح چینمو در نواحی مستعد تومور کاهش داده شد، رشد فرو ریخت. وقتی چینمو در بخشهایی که پیشتر مقاوم بودند افزایش یافت، همان سلولهای جهشیافته شروع به تکثیر کردند. تغییراتی ساده در وضعیت روشن یا خاموش، اما با پیامدهایی چشمگیر. جهش اهمیت داشت، اما محیط مولکولی محلی هم مهم بود؛ یعنی وضعیت رشدی و پیامهای هویتی که یک سلول را برای رشد تومور آماده یا در برابر آن نامساعد میکنند.
انسانها خود پروتئین چینمو را ندارند، بنابراین این یافته نقشهای مستقیم و کاملا یک به یک برای مغز انسان نیست. با این حال، نتیجه به ایدهای گستردهتر اشاره میکند: خطر سرطان مغز ممکن است تحت تاثیر پروتئینها و برنامههای اختصاصی هر ناحیه شکل بگیرد؛ عواملی که پنجرههایی از آسیبپذیری ایجاد میکنند. میتوان آن را مانند خاک حاصلخیز در برابر زمین بایر برای یک بذر جهشیافته یکسان دانست.
این تغییر نگاه، مسیرهای تازهای برای درمان تومور مغزی باز میکند. به جای هدف گرفتن تکتک سلولهای جهشیافته، آیا میتوان محیط پیرامون آنها را طوری تغییر داد که این سلولها هرگز ریشه ندوانند؟ اگر نمونههای مشابه انسانی چینمو وجود داشته باشد، یا اگر عوامل محلی دیگری وضعیتهای مساعد برای رشد تومور ایجاد کنند، تغییر این شرایط میتواند تومورها را در مراحل اولیه، پیش از کشنده شدن، متوقف کند.
این مطالعه که در نشریه مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم منتشر شده، معمای سرطان مغز را به طور کامل حل نمیکند. اما لنزی تازه در اختیار پژوهشگران میگذارد: فراتر از جهشها نگاه کنید و نقشه هویت رشدی را بخوانید؛ نقشهای که شاید تعیین کند تومورها کجا میتوانند رشد کنند. جستوجو برای یافتن این نقشهها در بافت انسانی هماکنون آغاز شده است. وقتی بررسی محلههای مغز را شروع کنیم، چه چیزی خواهیم یافت؟
منبع: sciencealert
نظرات
سروش
خوبه ولی یه کم خوشبینیه، تغییر محیط قشنگه اما عملی شدنش خیلی پیچیدهس و شاید کلی مانع داشته باشه، سوالا زیادی مونده
بیوانیکس
این تو مگس بود خب، چطور مطمئن بشیم که تو انسان هم چیزی مشابه وجود داره؟ کمی عجولانه به نظر میاد... باید بافت انسانی بررسی بشه
نودبایت
وای، چه شبیهسازی جالبی! ایده خاک حاصلخیز واقعا گیج کنندهس یعنی میشه جلوی تومور رو با تغییر محیط گرفت؟
ارسال نظر