6 دقیقه
تردمیل را مثل یک داروخانه کوچک تصور کنید: هر قدم، هر رکاب یا هر ضربآهنگ رقص، مولکولهایی را به جریان میاندازد که از مغز محافظت میکنند. این فقط یک تشبیه شاعرانه به نظر میرسد، اما شواهد رو به افزایش از سوی پزشکان و پژوهشگران نشان میدهد ورزش هوازی ممکن است فراتر از حفظ تناسب اندام عمل کند و بتواند روند بیماری پارکینسون را کندتر کند.
در دانشگاه نوادا، لاسوگاس، مریل لندرز، فیزیوتراپیست و رئیس موقت دانشکده، دیده است که بیماران نه فقط از نظر استقامت، بلکه از نظر مسیر پیشرفت بیماری نیز تغییر میکنند. او طی دههها افراد مبتلا به پارکینسون را در جلسات ساختارمند ورزش هوازی همراهی کرده و همزمان نمونههای خون آنها را جمعآوری کرده است تا ببیند در سطح مولکولی چه اتفاقی میافتد. نتیجه، تصویری روشنتر از اثر حرکت بر مغز است.
به نظر میرسد عامل کلیدی، پروتئینی به نام فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز یا بی دی ان اف باشد. ورزش سطح بی دی ان اف را افزایش میدهد؛ پروتئینی که به زنده ماندن نورونها کمک میکند، شکلگیری ارتباطات عصبی تازه را تقویت میکند و در برابر فرسایش تدریجی که مشخصه بیماریهای تحلیلبرنده عصبی است مقاومت ایجاد میکند. همزمان، فعالیت هوازی پایدار ظاهرا التهاب مزمن را کاهش میدهد؛ جریانی زیستی که اگر مهار نشود، از دست رفتن نورونها را سرعت میبخشد.
ورزش هوازی منظم و پایدار شاید تا امروز نزدیکترین چیزی باشد که به یک درمان تغییردهنده مسیر بیماری پارکینسون در اختیار داریم.
اما همه تمرینها اثر یکسانی ندارند. نقطه مطلوب، طبق یافتههای تیم لندرز، تلاش پایدار با شدت متوسط تا نسبتا شدید است؛ آنقدر که فقط بتوانید با جملههای کوتاه صحبت کنید، اما نه آنقدر شدید که هر چند دقیقه مجبور به توقف شوید. این هدف معمولا حدود ۶۰ تا ۷۵ درصد حداکثر ضربان قلب فرد است. به نظر میرسد جلسات طولانی در این سطح، بیشترین افزایش را در بی دی ان اف ایجاد میکنند.

این توصیه کاملا کاربردی است. راه رفتن روی تردمیل، دوچرخهسواری و رقص از گزینههای در دسترس هستند. بوکس و تمرینات تناوبی نیز بعد دیگری اضافه میکنند: آنها فشار هوازی را با الگوهای حرکتی پیچیده و چالشهای تعادلی ترکیب میکنند. براک پوستون، استاد حرکتشناسی که روی یادگیری مهارتهای حرکتی و تحریک غیرتهاجمی مغز کار میکند، توضیح میدهد که چنین فعالیتهایی مغز را وادار به برنامهریزی، تنظیم و واکنش میکنند؛ مهارتهایی که وقتی کنترل حرکت در حال تضعیف است اهمیت زیادی دارند.
چرا این موضوع برای بیماران مهم است؟ پارکینسون بیشتر با علائم حرکتی خود شناخته میشود، از جمله لرزش، کندی حرکت و سفتی عضلات، اما این بیماری کل بدن را درگیر میکند. پارکینسون خواب، خلقوخو، گوارش و شناخت را نیز مختل میکند. زمانی که نشانههای حرکتی آشکار ظاهر میشوند، بسیاری از افراد بخش بزرگی از نورونهای تولیدکننده دوپامین را از دست دادهاند. مداخلاتی که سلامت نورونها را حفظ کنند یا افت آنها را کند سازند، میتوانند چشمانداز بلندمدت هزاران نفر را تغییر دهند.
دارو، بهویژه لوودوپا، همچنان یکی از پایههای اصلی درمان است و میتواند عملکرد وابسته به دوپامین را برای سالها بهبود دهد. با این حال، دارو التهاب را هدف قرار نمیدهد و تابآوری مغز را به شکلی که ورزش ظاهرا انجام میدهد تقویت نمیکند. بنابراین ترکیب درمان دارویی با یک برنامه ورزشی اختصاصی میتواند بهترین نتیجه را از هر دو مسیر فراهم کند.
پارکینسون چهرهای عمومی نیز دارد. مایکل جی. فاکس، بازیگر شناختهشده، دههها پیش با صحبت صریح درباره تشخیص زودهنگام خود و عوارض حرکتی احتمالی درمان، توجه عمومی را به این بیماری جلب کرد. فعالیتهای حمایتی او به هدایت بودجههای مهم به سمت پژوهش کمک کرد. پزشکانی مانند لندرز امیدوارند افزایش آگاهی به پذیرش گستردهتر برنامههای ورزشی، تأمین مالی بهتر برای کارآزماییها و فراهم شدن ابزارهای بیشتر برای پزشکان و بیماران منجر شود.
چند عدد، فوریت موضوع را روشنتر میکند. بیشتر تشخیصها بین ۵۵ تا ۶۵ سالگی رخ میدهد و امروزه حدود ۱.۱ میلیون آمریکایی با پارکینسون زندگی میکنند، در حالی که هر سال تقریبا ۹۰ هزار مورد جدید تشخیص داده میشود. در جهان و در ایالات متحده، پارکینسون سریعترین رشد را در میان اختلالات تحلیلبرنده عصبی دارد. اگرچه فقط حدود ۱ درصد بزرگسالان بالای ۶۰ سال به آن مبتلا هستند، شکلهای زودرس بیماری که پیش از ۵۰ سالگی تشخیص داده میشوند، حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد موارد را تشکیل میدهند.
نشانهها اغلب مدتها پیش از بروز لرزش ظاهر میشوند. تغییر در حس بویایی، یبوست، اختلال رفتار خواب رم، خستگی روزانه و افسردگی میتوانند سالها قبل از علائم حرکتی کلاسیک دیده شوند. در واقع، تقریبا همه بیمارانی که تازه تشخیص گرفتهاند، پیش از تشخیص از تغییر بویایی خبر میدهند. وقتی مشکلات حرکتی آشکار میشوند، سلولهای تولیدکننده دوپامین ممکن است تا حد زیادی کاهش یافته باشند.
پس فرد باید چه کند؟ از یک نقطه شروع کند. قدمهای کوچک و مداوم، به معنای واقعی کلمه، اهمیت دارند. هدفگذاری کنید برای جلسات هوازی پایدار که ضربان قلب را بالا میبرند و برای مدت قابلتوجهی در همان سطح نگه میدارند. فعالیتهایی را هم اضافه کنید که تعادل و هماهنگی بدن را به چالش بکشند. همچنین با پزشکان درباره تنظیم شدت و تعداد جلسات متناسب با شرایط خود صحبت کنید، بهویژه اگر مشکلات سلامتی دیگری وجود دارد.
هنوز درمان قطعی برای پارکینسون نداریم. اما این ایده که عادت منظم به ورزش میتواند مانند دارویی آهستهاثر و فراگیر در بدن عمل کند، یعنی التهاب را کاهش دهد، تابآوری را بالا ببرد و ارتباطات عصبی را حفظ کند، نگاه ما به درمان را تغییر میدهد. اگر حرکت نوعی درمان است، نسخه آن ساده به نظر میرسد، اما برای بهترین اثرگذاری به توجه، تداوم و گاهی نظارت نیاز دارد.
دفعه بعد که بند کفشهایتان را میبندید، به یاد داشته باشید: شاید کاری فراتر از تقویت قلب انجام میدهید. ممکن است در حال خریدن زمان باشید، قدم به قدم.
منبع: scitechdaily
ارسال نظر