درمان افسردگی مقاوم با مهار التهاب سیستم ایمنی بدن

یک کارآزمایی کوچک در دانشگاه بریستول نشان می‌دهد مهار التهاب و پیام‌رسانی آی‌ال ۶ شاید به برخی بیماران مبتلا به افسردگی مقاوم به درمان کمک کند و مسیر تازه‌ای در درمان افسردگی بگشاید.

2 نظرات
درمان افسردگی مقاوم با مهار التهاب سیستم ایمنی بدن

7 دقیقه

برای افرادی که افسردگی‌شان حتی پس از مصرف چند داروی مختلف بهبود پیدا نمی‌کند، امید گاهی بسیار کم‌رنگ به نظر می‌رسد. یک کارآزمایی بالینی کوچک از دانشگاه بریستول مسیر تازه و شگفت‌انگیزی را پیش رو گذاشته است: درمان افسردگی نه با دست‌کاری شیمی مغز، بلکه با آرام کردن سیستم ایمنی و کاهش التهاب.

چرا التهاب اکنون به هدف درمانی تبدیل شده است

بیشتر داروهای ضدافسردگی بر انتقال‌دهنده‌های عصبی مانند سروتونین، نوراپی‌نفرین یا دوپامین اثر می‌گذارند. این داروها به بسیاری از افراد کمک می‌کنند، اما نه به همه. حدود یک‌سوم بیماران مبتلا به افسردگی اساسی از داروهای رایج بهبود معناداری نمی‌گیرند. آیا ممکن است در بخشی از این موارد، یک فرایند زیستی دیگر عامل اصلی باشد؟ شواهد پژوهشی بیش از پیش به نقش التهاب اشاره می‌کنند.

آزمایش خون در گروه قابل توجهی از افراد مبتلا به افسردگی، افزایش نشانگرهای التهابی از جمله سیتوکین‌ها را نشان می‌دهد. یکی از این سیتوکین‌ها، اینترلوکین ۶ یا آی‌ال ۶، در مطالعات ژنتیکی و جمعیتی توجه ویژه‌ای جلب کرده است. پژوهشگران با روش‌هایی که آزمایش‌های تصادفی‌سازی‌شده را در ژنتیک شبیه‌سازی می‌کنند، مطرح کرده‌اند که پیام‌رسانی آی‌ال ۶ ممکن است در بروز افسردگی در برخی بیماران نقش علّی داشته باشد. این یافته پرسشی روشن را ایجاد کرد: اگر آی‌ال ۶ در علائم نقش دارد، با مسدود کردن آن چه اتفاقی می‌افتد؟

مطالعه مقدماتی بریستول: استفاده تازه از یک داروی ضدالتهاب

پژوهشگران داروی توسیلیزومب را آزمایش کردند؛ یک آنتی‌بادی مونوکلونال که گیرنده آی‌ال ۶ را مهار می‌کند و معمولا برای آرتریت روماتوئید و دیگر بیماری‌های ایمنی به کار می‌رود. در این کارآزمایی، ۳۰ بزرگسال مبتلا به افسردگی متوسط تا شدید وارد مطالعه شدند؛ افرادی که با داروهای ضدافسردگی متداول بهبود نیافته بودند و در دو آزمایش خون جداگانه با فاصله دو هفته، التهاب خفیف اما تکرارشونده در بدنشان دیده شده بود.

شرکت‌کنندگان به‌صورت تصادفی یک دوز توسیلیزومب، شامل ۱۴ نفر، یا دارونمای سالین، شامل ۱۶ نفر، دریافت کردند و به مدت چهار هفته تحت پیگیری قرار گرفتند. حجم نمونه کوچک بود، بنابراین این مطالعه به‌عنوان یک پژوهش مقدماتی طراحی شد تا مشخص کند آیا این رویکرد ارزش انجام کارآزمایی‌های بزرگ‌تر را دارد یا نه، نه اینکه اثبات قطعی ارائه دهد.

با این حال، نتایج آن‌قدر قابل توجه بود که دیده شود. افرادی که توسیلیزومب دریافت کردند، در دوره پیگیری نسبت به گروه دارونما بهبود بیشتری در شدت افسردگی، خستگی، اضطراب حالتی و کیفیت زندگی نشان دادند. بهبودی کامل در ۵۴ درصد از بیماران درمان‌شده رخ داد، در حالی که این رقم در گروه کنترل ۳۱ درصد بود. این تفاوت معادل «تعداد لازم برای درمان» برابر با ۵ است؛ یعنی درمان پنج بیمار مشابه احتمالا در مقایسه با دارونما یک مورد بهبودی کامل اضافی ایجاد می‌کند. برای مقایسه، مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین که درمان خط اول محسوب می‌شوند، معمولا در افسردگی متوسط تا شدید «تعداد لازم برای درمان» حدود ۷ دارند.

پژوهشگران تأکید می‌کنند که حجم نمونه کوچک، توان آماری مطالعه را محدود کرده و برخی مقایسه‌ها به آستانه‌های مرسوم معناداری آماری نرسیده‌اند. با این حال، الگوی مشاهده‌شده در چندین شاخص پیامد و پشتوانه زیستی مهار آی‌ال ۶، این یافته‌ها را قابل توجه می‌کند.

پژوهشگران چه گفتند

غلام خندکار، استاد روان‌پزشکی و ایمنی‌شناسی در واحد اپیدمیولوژی یکپارچه ام‌آرسی، این کارآزمایی را یک نقطه عطف توصیف کرد: «این پژوهش یک گام مهم در توسعه درمان‌های جدید برای افسردگی است، به‌ویژه افسردگی دشواردرمان که تنها در بریتانیا میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

دکتر ایمیر فولی، نویسنده اصلی مطالعه، بر ظرفیت این رویکرد برای مراقبت شخصی‌سازی‌شده‌تر تأکید کرد: «برآورد می‌شود افسردگی در طول زندگی حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد از مردم جهان را تحت تأثیر قرار دهد، اما برای بسیاری از بیماران، درمان‌های فعلی به اندازه کافی مؤثر نیستند.» او یادآور شد که انتخاب بیماران بر اساس زیست‌شناسی بدنشان، ویژگی آگاهانه و نوآورانه این کارآزمایی بوده است.

دیدگاه کارشناسی

دکتر هانا مرسر، ایمنی‌روان‌پزشک بالینی در یک بیمارستان دانشگاهی بزرگ، می‌گوید: «استفاده دوباره از داروهای تنظیم‌کننده ایمنی برای سلامت روان، یکی از امیدبخش‌ترین مرزهای روان‌داروشناسی است. اما احتیاط ضروری است. داروهایی مانند توسیلیزومب بخش‌هایی از سیستم ایمنی را سرکوب می‌کنند، بنابراین پیش از استفاده معمول، باید ایمنی، دوز مناسب و اثرات بلندمدت آن‌ها به‌خوبی شناخته شود. نکته کلیدی این است که مشخص کنیم کدام بیماران واقعا زیرگروه التهابی افسردگی را دارند تا درمان را با دقت هدف‌گیری کنیم.»

این یافته برای بیماران و پژوهش چه معنایی دارد

این کارآزمایی به دو تغییر گسترده‌تر اشاره دارد. نخست، نشان می‌دهد روان‌پزشکی در حال فاصله گرفتن از رویکرد یکسان برای همه و حرکت به سوی درمان‌های طبقه‌بندی‌شده و مبتنی بر زیست‌شناسی است. اگر التهاب در گروهی از بیماران محرک علائم باشد، مداخلات ضدالتهابی می‌توانند خلأیی را پر کنند که داروهای متمرکز بر انتقال‌دهنده‌های عصبی بر جا گذاشته‌اند.

دوم، این مطالعه نمونه‌ای از استفاده مجدد از داروهاست. توسیلیزومب از قبل برای بیماری‌های التهابی مجوز دارد و پروفایل ایمنی آن در آن زمینه‌ها شناخته شده است. این موضوع می‌تواند روند توسعه درمان را سرعت دهد، اما نیاز به کارآزمایی‌های بزرگ و اختصاصی برای پیامدهای روان‌پزشکی را از بین نمی‌برد. تیم بریستول قصد دارد یک کارآزمایی تصادفی‌سازی‌شده کنترل‌شده فاز سه انجام دهد تا بررسی کند آیا این امید اولیه در جمعیتی بزرگ‌تر، متنوع‌تر، با پیگیری طولانی‌تر و پایش کامل ایمنی پایدار می‌ماند یا خیر.

پرسش‌های عملی همچنان باقی است. پزشکان چگونه باید التهاب را غربالگری کنند؟ کدام نشانگرهای زیستی و کدام آستانه‌ها سودمندی درمان را پیش‌بینی می‌کنند؟ تجویز یک داروی سرکوب‌کننده ایمنی برای بیماران مبتلا به افسردگی چه پیامدهایی برای خطر عفونت و واکسیناسیون دارد؟ این پرسش‌ها صرفا نظری نیستند؛ پاسخ آن‌ها تعیین می‌کند که ایمنی‌درمانی چگونه و آیا اصلا می‌تواند وارد مراقبت روزمره روان‌پزشکی شود.

جمع‌بندی

کارآزمایی مقدماتی دانشگاه بریستول هنوز رویه بالینی را تغییر نمی‌دهد. اما گفت‌وگو درباره درمان افسردگی را تغییر می‌دهد. در برخی افراد مبتلا به افسردگی مقاوم به درمان، مسئله ممکن است کمتر به تعادل انتقال‌دهنده‌های عصبی و بیشتر به پیام‌رسانی سیستم ایمنی مربوط باشد. مهار آی‌ال ۶ در یک مطالعه کوچک بهبودهای قابل اندازه‌گیری ایجاد کرد و همین یافته انجام کارآزمایی‌های بزرگ‌تر، دقیق‌تر و طراحی‌شده برای سنجش ایمنی و اثربخشی را توجیه می‌کند. اگر آن کارآزمایی‌ها موفق شوند، پزشکان ممکن است ابزار تازه‌ای به دست آورند: نه جایگزینی برای داروهای ضدافسردگی موجود، بلکه یک گزینه دقیق برای بیمارانی که زیست‌شناسی بدنشان به التهاب اشاره می‌کند.

یکی از شرکت‌کنندگان در این مطالعه چنین گفت: «خوشحال بودم که در این پژوهش شرکت کردم. بدون پژوهش، پیشرفت در پزشکی ممکن نیست.» همین آمادگی برای داوطلب شدن و آزمودن ایده‌های جسورانه است که تعیین می‌کند آیا این امید اولیه به یک مسیر درمانی قابل اعتماد برای افرادی تبدیل می‌شود که مدت‌ها بدون تسکین رنج برده‌اند یا نه.

منبع: scitechdaily

ارسال نظر

نظرات

مهدی

به نظرم منطقیه، مخصوصا برای کسایی که دارو جواب نمیده. ولی خب سوالات ایمنی و هزینه هست، نباید عجله کرد

بیونیکس

وای، یعنی افسردگی رو از زاویه التهاب هم ببینن؟ خیلی امیدوارکننده است، کاش زودتر فازهای بعدی انجام بشه…

مطالب مرتبط