هشدار تازه درباره آسیب داروی ضدپیری به میلین مغز در موش ها

پژوهشی تازه نشان می‌دهد ترکیب داساتینیب و کوئرستین، از داروهای سنولیتیک مطرح در ضدپیری، می‌تواند در موش‌ها به میلین مغز آسیب بزند و نیاز به پایش عصبی را جدی‌تر کند.

3 نظرات
هشدار تازه درباره آسیب داروی ضدپیری به میلین مغز در موش ها

5 دقیقه

ترکیب دو دارو که زمانی به عنوان یک دستاورد احتمالی در درمان‌های ضدپیری ستایش می‌شد، ممکن است دقیقا همان کاری را انجام دهد که هیچ‌کس نمی‌خواهد: از بین بردن عایق محافظ مغز.

داساتینیب به همراه کوئرستین، که به اختصار «دی‌به‌علاوه‌کیو» نامیده می‌شود، یکی از بحث‌برانگیزترین ترکیب‌های سنولیتیک در آزمایشگاه‌ها و کارآزمایی‌های اولیه بوده است. ایده آن جذاب و ساده به نظر می‌رسد: حذف سلول‌های فرسوده و التهاب‌زا تا بافت‌ها کارکردی پاک‌تر و سالم‌تر داشته باشند. اما نتایج، همیشه به این اندازه مرتب و بی‌دردسر نیستند.

پژوهشگران دانشگاه کانکتیکت این ترکیب را در موش‌ها زیر ذره‌بین بردند و تغییرات نگران‌کننده‌ای در مغز یافتند. میلین، غلاف چربی که انتقال پیام‌های الکتریکی را در امتداد نورون‌ها سرعت می‌بخشد، در حیوانات تحت درمان به شکل چشمگیری نازک شد. آسیب‌ها بیشتر اطراف جسم پینه‌ای متمرکز بودند، همان کابل ضخیم رشته‌های عصبی که دو نیمکره مغز را به هم وصل می‌کند؛ جایی که تخریب آن خبر خوبی نیست.

این مطالعه به بررسی برش‌های بافتی محدود نماند. در محیط کشت، این داروها الیگودندروسیت‌ها را تغییر دادند؛ سلول‌هایی که مسئول ساخت و نگهداری میلین هستند. این سلول‌ها ظاهرا پیچیدگی ساختاری خود را پس کشیدند و متابولیسمشان را به سطحی پایین‌تر بردند، حالتی شبیه به یک سلول جوان‌تر اما کم‌توان‌تر. مسیرهای تولید انرژی گویا دچار انسداد شده بودند و پیامد نهایی روشن و سخت بود: میلین کمتر، آکسون‌های بی‌دفاع‌تر.

این الگو یادآور تصویرهای بالینی آشناست. متخصصان مغز و اعصاب آن را از برخی جنبه‌ها شبیه مولتیپل اسکلروزیس، یا ام‌اس، و همچنین مشکلات شناختی موسوم به «مه مغزی شیمی‌درمانی» می‌دانند که پس از برخی درمان‌های سرطان دیده می‌شود. داساتینیب خود یک داروی سرطان است که در برخی انواع لوسمی استفاده می‌شود و برهم‌کنش آن با کوئرستین، یک ترکیب گیاهی که گاهی به عنوان مکمل فروخته می‌شود، ممکن است توضیح دهد چرا این ترکیب در سیستم عصبی رفتاری متفاوت از هر یک از این داروها به تنهایی نشان می‌دهد.

چرا این موضوع فراتر از آزمایشگاه اهمیت دارد؟ چون ترکیب داساتینیب و کوئرستین فقط به میزهای آزمایشگاهی و کارآزمایی‌های کنترل‌شده محدود نیست. مطالعات بالینی هم‌اکنون این زوج دارویی را برای بیماری‌هایی مانند بیماری مزمن کلیه و فیبروز ریوی آزمایش می‌کنند و شماری از افراد نیز این داروها را خارج از موارد تأییدشده، به عنوان بخشی از برنامه‌های خودسرانه ضدپیری مصرف می‌کنند. همین مصرف‌های غیررسمی پزشکان را نگران کرده است: پروفایل‌های ایمنی به دست آمده از مطالعات کوچک حیوانی همیشه پیامدهای انسانی را پیش‌بینی نمی‌کنند، اما قطعا یک چراغ زرد چشمک‌زن هستند.

پژوهشگر ارشد این مطالعه تأکید کرده است: «وقتی این کوکتل دارویی را به یک حیوان، چه جوان و چه پیر، می‌دهید، میلین آسیب می‌بیند؛ این آسیب در حیوانات جوان حتی از حیوانات پیر شدیدتر است.» این مشاهده نشان می‌دهد اثر یادشده فقط به مغزهای پیر محدود نیست. نویسندگان مقاله توصیه می‌کنند در کارآزمایی‌های آینده، سلامت سیستم عصبی مرکزی با دقت پایش شود و تا زمان گردآوری داده‌های بیشتر، مصرف خارج از برچسب این داروها با احتیاط جدی دوباره ارزیابی شود.

با این حال، به شکلی عجیب، نکته‌ای امیدوارکننده هم وجود دارد. الیگودندروسیت‌های آسیب‌دیده در موش‌های تحت درمان، به سلول‌هایی شباهت دارند که در بیماران مبتلا به ام‌اس یافت می‌شوند. این شباهت می‌تواند مدل داساتینیب و کوئرستین را به یک ابزار پژوهشی تبدیل کند: راهی برای مطالعه اینکه الیگودندروسیت‌ها چگونه از کار می‌افتند و چگونه می‌توان راهبردهایی را آزمود که آن‌ها را دوباره به بازسازی میلین وادار کند. به بیان دیگر، همان سازوکاری که زنگ خطر را به صدا درآورده، شاید به پژوهشگران کمک کند مسئله‌ای متفاوت را حل کنند.

پیام فعلی، احتیاط است. داروهای سنولیتیک امیدبخش‌اند؛ پاکسازی سلول‌های پیرشده می‌تواند التهاب را کاهش دهد و مسیر بسیاری از بیماری‌های وابسته به سن را تغییر دهد. اما امیدواری، مجوز مصرف بی‌محابا نیست. تا زمانی که پژوهشگران روشن نکنند چرا ترکیب داساتینیب و کوئرستین بر میلین اثر می‌گذارد و آیا این اثرات در انسان هم رخ می‌دهند یا نه، ایمن‌ترین مسیر، پایش بالینی دقیق و پرهیز از خوددرمانی است.

این مقاله که در نشریه مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر شده، باید هر پزشک یا شرکت‌کننده در کارآزمایی‌های سنولیتیک را به مکث وادارد و این پرسش را مطرح کند: آیا مغز را به اندازه کافی دقیق زیر نظر داریم؟ همین پرسش احتمالا تعیین می‌کند که ترکیب داساتینیب و کوئرستین و داروهای مشابه چگونه از میز آزمایشگاه به مصرف گسترده‌تر راه پیدا کنند.

بیماران و پزشکان هر دو پیش از آنکه با پیری مثل آنزیمی قابل تنظیم در یک شب برخورد کنند، به شواهد روشن درباره ایمنی عصبی نیاز دارند.

منبع: sciencealert

ارسال نظر

نظرات

دیتاپالس

خلاصه: سنولیتیک‌ها امیدبخشن ولی نه به قیمت آسیب مغز. پایش بالینی دقیق لازمه، خوددرمانی خطرناکه

امیر

آیا واقعیه؟ توی موش بود اما اینو چطور به انسان ربط بدیم؟ یه چراغ زرد واقعا...

بیوانیکس

وااای... یعنی ترکیب‌شون ممکنه میلین رو از بین ببره؟ این خیلی ترسناکه! مخصوصا که بعضیا خودشون میزنن بدون مراقبت پزشکی

مطالب مرتبط